۲۳ آبان ۱۴۰۳ حدود ساعت ۱۹ اینا بود و هوا بارانی که آهسته میرفتم یه ماشین راهو بست و تمام. ✓ دوتا استخوان پای چپ پلاتین، مچ، کف، قوزک پا شکست. ✓ خیلی دو دل بودم که این پسترو بذارم یا نه توی این ۸۶ روز خیلی بهم سخت گذشت درد زیاد، بیخوابی، کلافگی و.... که هنوز تموم نشده، نگم براتون خدا کنه که هیچ کدومتون تجربه نکنین ولی به خودم واجب دونستم که حداقل برای تشکر و... این پست رو بذارم. ✓ اتفاق سختی بود برام ولی خیلیهارو شناختم و خوبیهای خیلیهارو فراموش نمیکنم و بعضی... ✓ از خانوادهی عزیزتر از جانم خیلی خیلی تشکر میکنم که براشون شبانه روز نذاشتم، از نزدیکان ممنونم که بهم لطف داشتن و چقدر برام زحمت کشیدن و رفیقام که مثل برادر برام بودن. ✓ قدر سلامتیتونو بدونید که براتون خیلی چیزا میشه حسرت، آرزو و ایکاش ✓ «هر بلایی کز تو آید، رحمتیست، هر که را فقری دهی، آن دولتیست» «تو بسی زَ اندیشه برتر بودهای، هر چه فرمان است، خود فرمودهای»