Posted On: July 4th 2025, 09:02 am
.
لا به لای ذرات خاکِ شورِ کویر،
مقبرهای ساختم
و خاطراتِ باقیماندهی آرزوهایی را دفن کردم
که هرگز در زندگیام ظهور نیافتند.
کمی آزاد شدم.
و این آزادی موجب شد بیشتر درک کنم
که چرا آزادی، قرنهاست
وحشتناکترین کابوس انسان است؛
کابوسی که هرگز به آن عادت نمیکند.
و برای نسوختن پوستش
در آتشِ این خوشیِ ناخواسته،
دست به چه کارهایی نمیزند
چه دردسرهایی نمیسازد
و چه تنبیههایی بر تن خود
و جهانِ پیرامونش وارد نمیکند…
پ.ن: اسکچ بوک عزیزم در مسیر رفت به سفری که قرار بود سه روزه باشه ناپدید شد . مامان یک دفترنقاشی از سوپرمارکتی در شهر انار برام پیدا کرد که در واقع مثل روزنه ای از هوا بود برای من در زیر آوار جنگ .
Load More