Posted On: February 7th 2026, 12:43 pm
*امروز لاله های شکفته به ماه رسیدند*...
.........
از انبوهِ مرگ
که در کوچهها قدم میزد
و شب
دستش را
روی دهانِ شهر گذاشته بود
جوانان افتادند
بیآنکه حتی
نامِ فردا را بدانند
جوانان افتادند
بیآنکه نوبتِ رؤیاهای شان برسد
.
مثل
سارا و قمه ی روی سرش
و نامش
که تیغِ تازهایست
در سینهام
مثل
سپهر...
و پدرش که در
میانِ انبوهِ جنازهها
نامِ فرزندش را صدا میزد
سپهر بابا
و صدا
در دهانِ مرگ
گم میشد
سینههای جوانی
لاله شدند
لالههایی
که با گلوله
شکفتند
و خون
تقویمِ این سرزمین را
سرخ ورق زد
مادران
چشمهایشان آلاله
سرخ
خیس
به راهی
که فرزند
از آن
برنگشت
و پدران
زجه زدند
نالیدند
آنقدر
که ستونهای شهر
لرزید
این شهر
از نامِ کشتهها
سنگین است
و ما
هر شب
با انبوهِ مرگ
همخانهایم...
.
#فرشته_نرگسی#از_خون_جوانان_وطن_لاله_دمیده