Posted On: July 4th 2026, 12:15 pm
.
گوشهایم پر از صدای جیغ موشهای فاضلابی است که بیامان با دو دندان نیمهبلندشان تن یکدیگر را میدرند؛ و گربهها که سودجویانه نظارهگرند، شاید امشب روزگار با روی خوش خود آنها را بنگرد و یک لقمه نانِ حرام نصیبشان شود از پی این نزاع فاضلابی. و کلاغها که زیر روشناییِ ماهِ نیمه، یکصدا علیه کلاغسفیدِ نگونبخت که ندای نیکبختی سر میدهد سمفونی سرکوب میخوانند: “تفاوت جرم است، همرنگ جماعت باش”؛ سفیدرنگِ سیاهبخت. و من کجای این هلهله قرار میگیرم؟ زیر سایهی درختِ بیثمر در دامنهی آتشفشانی نیمهفعال لمیدهام به انتظار. تمام لحظاتمان را انتظار کشت.