Posted On: August 2nd 2026, 07:40 pm
من تا اینجا هر کار که دلم خواسته کردهام.
هر جا که راست جواب نمیداده دروغ گفتهام که ولم کنند به حال خودم.
توی مستی با دوستانم رانندگی کردهایم، خروجی اتوبانها را گم کردهایم و فقط من میدانم که چه کیفی دارد.توی مهمانیها به جای حواس جمع و مسخره بازی برای تور کردن کِیس مورد نظر، وسط سالن تنها برای خودم با سرخوشی پیچ و تاب خوردهام،
با آهنگ بلند بلند خواندهام و به هیچ ورم نبوده که چند نفر دارند تا ته حلقم را عجیب نگاه میکنند.تا دلتان بخواهد فحشهای رکیک دادهام.اغلبِ ماه ها تا قِران آخر موجودی حسابم را خرج کردهام، ولعم برای خرید اقلام غیر ضروری رابطه معکوس دارد با کم شدن مانده حساب.خانوادهام و دوستانم گفتهاند نکن، " کردهام " طرد شدهام و تنها زندگیِ تنهاییام را ساختهام. شامل بخشششان شدهام، شامل حمایتشان اما با این حال اگر باز هم بگویند نکن و من بخواهم؛ خواهم کرد.
بارها عاشق شدهام و پشت بندش هم تا دلت بخواهد ذلیل،
بیشتر در حال زندگی کردهام و برنده شدهام، گاهی هم برای گذشته سه روز تمام مثل جسد افتادهام روی تخت و دوستانم با خاک انداز جمعام کردهاند.بارها گفتهام تف به این زندگی!مثل دیشب که تا خودِ صبح سالی که گذشت را حسابی تفمالی و اشک باران کردم با این احساس که در تمام نبردها و خیالبافیهایم شکست خوردهام.
من "به درک" زیاد میگویم
حالا هم با انتشار این ویدئو یک به درکِ غلیظ حواله زندگی میکنمروی حرفم به آن عدهایست که مرا الگوی خود میدانند و استاد استاد به خیکم میبندند:از من/ما بکشید بیرون!من معجونی از گندهای متوالیام و این را نه از جایگاه یک قربانی که از منظر یک دیوانه میگویم.که الگوها را بشاشید توش و بروید پیِ تجربههای تازه، پیِ خودتان!به قول هوشنگ گلشیریکفران نعمت میکنند مردم، نمیرقصند