Posted On: October 29th 2026, 08:36 am
.
سفر
تو را برابرم نشاندن است
مسافتِ پیشانیِ توست
تا لبهایت
حرکتِ لبهای من است روی تنت
که هربار برای رسیدن به مقصد
مسیرِ تازهای را میآزمایند
به جاده چه احتیاج؟
وقتی رسیدن از ترقوه
به لالهی گوشت
رسیدنِ از سرمای اسفندِ اینسوی کَندُوان است
به شکوفههای آنسوی تونل
چمدان نمیخواهد سفر
کافیست چشم ببندم
در مَرغزارِ صدای تو آنقدر پیش بروم
که باران بزند
کافیست در قطره اشکِ تو
به برکهای خیره شوم
که قوی تنهایی
زیباترش کرده است
سفر
بازگشتن به تخت است
متصل کردنِ نقاطیست بر کمرت با بوسهها
و به خواب رفتن
در این هندسهی گرمسیر
سفر در تو
هم از کشفِ سرزمینهای تازه پُر بود
هم از احساسِ امنیتِ در خانه بودن...
.
.
.
.
.
• بخشی از یک شعر قدیمی
#علیرضا_قاسمیان_خمسه