Posted On: November 1st 2026, 10:51 pm
«داد میزنم ای جان… ای جان… ای جان… دارم میرم به تهران… دارم میرم به تهران…»
.
این از معدود آهنگایی هست که خیلی پیش میاد واسه خودم زیرلب میخونم… و اصلا انتظار نداشتم انقدر توی کنسرت اندی بهم فشار بیاره! وقتی همه با هم داد زدیم و خوندیم یهو فشار دلتنگی واسه تهران شهر قشنگم رفت تو مخم وسط کنسرت گریم گرفت! سریع خودم رو جمع کردم گفتم دختر به خودت بیا…
.
این یکی از طبیعی ترین صحنه های مهاجرت هست… اصلا مهم نیست در حال چه مدل خوشگذرونی ای هستی، کسری از ثانیه کافیه تا از اوج شادی پرت شی ته دره غصه و دلتنگی و غم واسه کشورت… این یه حقیقتی هست که هیچوقت کمرنگ نمیشه… امیدوارم هیچوقت عضوی از خانوادتون رو از دست ندین… ولی این حس دلتنگی واسه وطن مثل از دست دادن عضوی از خانواده میمونه… تنها چیزی که در یک ثانیه اشک من رو درمیاره چیزی هست که یادت پدرم که توی کرونا از دستش دادم بیفتم. دارم سریال میبینم یهو سر یه جمله توی یک ثانیه مغزم دگرگون میشه و میزنم زیر گریه… دلتنگی واسه وطن هم همینه دقیقا… یهو در اوج شادی انگار یکی محکم یه سیلی میزنه تو گوشت و ازون حال پرت میکنه بیرون. عملا هیچ کاریش هم نمیشه کرد فقط یاد میگیرین باهاش زندگی کنین…
.
بنظرم کنسرت اندی خیلی خوب بود، موزیکاش یادآور روزای بچگی و جوونی بود که پیچیدگی های زندگی هممون خیلی کمتر بود، مخصوصا شخصیت خوب و با ادب و دوست داشتنی خودشم فضای کنسرت رو خیلی بهتر کرد. چون �