Posted On: November 3rd 2026, 10:26 am
-
«منم آمدم
#امجدیه...»
گاهی یک جمله، از هزار صفحه تاریخ بلندتر است.
#ترانه_علیدوستی، دختر حمید
#علیدوستی، فوتبالیستی که سالها در امجدیه و مستطیل سبز خاطره ساخت، امروز برای وداع با پدرش وارد همان ورزشگاهی شد که روزگاری پدر در آن بازی میکرد و او نتوانسته بود بازیهایش را از نزدیک تماشا کند.
با بغض گفت: «منم آمدم امجدیه.»
این جمله فقط روایت دختری داغدار نیست؛ روایت سالها محرومیت، انتظار و حسرت زنان ایران است. زنانی که سالها برای ورود به ورزشگاهها تلاش کردند، مطالبه کردند، هزینه دادند .
چه تلخ است که ترانه نتوانست در روزهای بازی پدر، روی سکوهای ورزشگاه بنشیند و تشویقش کند؛ اما امروز در روز وداع، از همان دری وارد شد که سالها برای زنان بسته بود.
او به امجدیه آمد؛ نه برای تماشای گل، نه برای شادی یک پیروزی، نه برای تشویق پدرش از روی سکوها؛ برای خداحافظی.
گاهی سهم زنان از ورزشگاه، نه تماشای زندگی، که بدرقه مرگ است...
این فقط قصه ترانه نیست. قصه زنانی است که سالهاست پشت درهای بسته ماندهاند؛ زنانی که میخواهند مثل مردان، زندگی را تماشا کنند، هیجان فوتبال را تجربه کنند، نام عزیزانشان را از روی سکوها فریاد بزنند و بخشی از خاطرات جمعی این سرزمین باشند.
آه از این همه سال حسرت...
Load More