Posted On: November 3rd 2026, 07:29 pm
جملهی آخر از اردشیر رستمی، اشـ.ـک آدمو درمیاره🥲🥺
آدمها فکر میکنند نامشان را از روز اول میدانند؛
تا اینکه یک نفر از راه میرسد، اسمت را طوری صدا میزند که تازه میفهمی تا قبل از آن، فقط داشتهایم همدیگر را صدا میزدیم، نه صدا!
مثل همان سکانس نفسگیر «شهرزاد»؛
جایی که قباد، میان تمام دلهرهها و ناامیدیها، اسمش را با آن تهِ دلگرمی و شوقِ کودکانه به زبان میآورد...
و قبادِ قصه، وقتی شهرزاد را صدا میزد، تمام جهان برای چند ثانیه از حرکت میایستاد تا نگاهش بخندد.
راستش، اردشیر رستمی چقدر زیبا گفت:
«آرزو میکنم یکی که دوستش داری، تو را به نام کوچکت صدا کند؛
طوری که گقتی تمام شعرهای جهان در حلقهی حروف نام تو خلاصه شدهاند.»
بعضی اسمها روی لب آدم ماسیده میشوند از بس معمولیاند؛
اما اسم بعضیها...
اسمی که از دهانِ «محبوب» بیرون بیاید، میشود پناهگاه.
میشود امنترین نقطه دنیا.
حالا به من بگو؛
امروز کسی اسمت را طوری صدا زده که دلت بخواهد زمان همانجا متوقف شود؟
یا هنوز منتظری آن یک نفر از راه برسد و با صدایش، به تنِ بیرمقِ روزگار، جان دوباره ببخشد؟
#عاشقانه #دیالوگ #شهرزاد #تکست #love Load More