Instagram 限時動態檢視器> @resayper> 貼文
4 months ago
بدن تو یه معبده؛کاش میدونستیم این جمله چقدر واقعی‌تر از چیزیه که فکر میکنیم.
قسمت اول.
ما فقط یه جسم ساده نیستیم؛ هم الکتریکی‌ایم؛هم مغناطیسی؛و کل وجودمون یه جور معماری از ارتعاش و فرکانسه.
انگار انسان همیشه سعی کرده اون نسبت‌ها و هماهنگی‌های خاصی که توی بدن ما هست رو توی دنیای بیرون هم بسازه؛ توی چیزهایی که خلق میکنه؛توی فضاها و ساختارها. وقتی از ارتعاش حرف میزنیم؛ در واقع داریم از زبانی حرف میزنیم که توی طبیعت؛ جهان و حتی کائنات جریان داره.
فکرهامون توی مغز به شکل پالس‌های الکتریکی به وجود میان. وقتی حرف میزنیم؛صدامون یه جور امضای ارتعاشی ایجاد میکنه؛برای همین ما مدام توی یه جریان از جذب و تأثیر متقابل زندگی میکنیم؛ جریانی که از فرکانس فکرها و کلمه‌هامون شکل میگیره.
چه چیزهایی که میشنویم و چه چیزهایی که نمیشنویم؛ چه چیزهایی که میبینیم و چه اون‌هایی که از چشممون پنهونه؛همه‌شون؛ چه بخوایم چه نه؛ دارن روی دنیای اطرافمون اثر میذارن.
ارتعاش و فرکانس هم چیزهایی نیستن که به اجازه‌ی ما نیاز داشته باشن؛ هر چیزی که از ما یا از محیط منتشر بشه؛ منتقل میشه دریافت میشه و یه جایی توی ذهن آگاه یا ناخودآگاهمون ذخیره میشه. همین باعث میشه هم خیلی قدرتمند باشه و هم گاهی خطرناک.
به این اتفاق میگن (رزونانس) یا همون تشدید؛ یعنی وقتی فرکانس‌ها و ارتعاش‌های مختلف روی یه محیط یا فضا اثر میذارن و اون رو تغییر میدن.
شاید به همین دلیله که خیلی از معماری‌ها یه جورایی شبیه نسبت‌های بدن انسانن؛ یا حتی میشه اون‌ها رو با شکل‌هایی که فرکانس‌ها میسازن مقایسه کرد.
سرها و گنبدها؛ حنجره‌ی انسان و ناقوس‌ها؛ بدن و سنگ؛شاید اولش خیلی بی‌ربط به نظر بیان؛ولی در نهایت همه‌شون توی یه جهان مشترک هستن و با یه سری اصول انرژی مشابه کار میکنن؛ انگار همه‌شون تکه‌هایی از یه کل بزرگ‌ترن.
Download
685
Posted On: February 19th 2026, 07:19 pm
بدن تو یه معبده؛کاش میدونستیم این جمله چقدر واقعی‌تر از چیزیه که فکر میکنیم.
قسمت اول.
ما فقط یه جسم ساده نیستیم؛ هم الکتریکی‌ایم؛هم مغناطیسی؛و کل وجودمون یه جور معماری از ارتعاش و فرکانسه.
انگار انسان همیشه سعی کرده اون نسبت‌ها و هماهنگی‌های خاصی که توی بدن ما هست رو توی دنیای بیرون هم بسازه؛ توی چیزهایی که خلق میکنه؛توی فضاها و ساختارها. وقتی از ارتعاش حرف میزنیم؛ در واقع داریم از زبانی حرف میزنیم که توی طبیعت؛ جهان و حتی کائنات جریان داره.
فکرهامون توی مغز به شکل پالس‌های الکتریکی به وجود میان. وقتی حرف میزنیم؛صدامون یه جور امضای ارتعاشی ایجاد میکنه؛برای همین ما مدام توی یه جریان از جذب و تأثیر متقابل زندگی میکنیم؛ جریانی که از فرکانس فکرها و کلمه‌هامون شکل میگیره.
چه چیزهایی که میشنویم و چه چیزهایی که نمیشنویم؛ چه چیزهایی که میبینیم و چه اون‌هایی که از چشممون پنهونه؛همه‌شون؛ چه بخوایم چه نه؛ دارن روی دنیای اطرافمون اثر میذارن.
ارتعاش و فرکانس هم چیزهایی نیستن که به اجازه‌ی ما نیاز داشته باشن؛ هر چیزی که از ما یا از محیط منتشر بشه؛ منتقل میشه دریافت میشه و یه جایی توی ذهن آگاه یا ناخودآگاهمون ذخیره میشه. همین باعث میشه هم خیلی قدرتمند باشه و هم گاهی خطرناک.
به این اتفاق میگن (رزونانس) یا همون تشدید؛ یعنی وقتی فرکانس‌ها و ارتعاش‌های مختلف روی یه محیط یا فضا اثر میذارن و اون رو تغییر میدن.
شاید به همین دلیله که خیلی از معماری‌ها یه جورایی شبیه نسبت‌های بدن انسانن؛ یا حتی میشه اون‌ها رو با شکل‌هایی که فرکانس‌ها میسازن مقایسه کرد.
سرها و گنبدها؛ حنجره‌ی انسان و ناقوس‌ها؛ بدن و سنگ؛شاید اولش خیلی بی‌ربط به نظر بیان؛ولی در نهایت همه‌شون توی یه جهان مشترک هستن و با یه سری اصول انرژی مشابه کار میکنن؛ انگار همه‌شون تکه‌هایی از یه کل بزرگ‌ترن.
Comments (685)
Load More

More posts

back to up