Posted On: March 8th 2025, 12:57 am
در آغوش مورفئوس، بی هوش و رها
شناور به سوی جایی که فراتر از این دنیاست
رویاپردازی با چشمای بسته، با چشمایی گمشده در تاریکی ردِ سایه هارا دنبال میکنم، بی خبر از اینکه به کجا خواهم رسید
بت ها و ستاره ها، نور به رازها میپاشند
میسوزند در چشمان خیال
روشن مثل رویاهای تو
مثل خیلی ها، گم شدم توی همهمهای بی انتها
احساس هایی که در هیاهو و آشوب محو شدند
اما صدایی درونم زمزمه کرد:
به تو قدرت رویا داده شده
تا چیزی رو ببینی که هیچکس ندیده
ولی من تسلیم شدم، غرق در فرهنگی که چشمان بینای رویاپرداز راه پوشاند.
در آغوش مورفئوس، بی هوش و رها
هیپنوتیزم شده...