Posted On: September 2nd 2025, 12:29 am
🤍🖤🤍
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را
من نیزچشم ازخواب خوش برمینکردم پیش ازاین
روز فراق دوستان شبخوش بگفتم خواب را
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
…
#سعديتوي خونه ي پدري ما يجوري محفل شعر و هنر و حكمت بود؛
بزرگتراي داشتيم كه
علاوه بر آشپزي خوشمزه يكي گلدوزي ميكرد، و يكي تور ميبافت و گرگور درست ميكرد و يكي لباس ميدوخت و يكي موها رو بامحبت ميبافت و يكي از دل دريا مرواريد و ماهي صيد ميكرد و يكي تا دور دست ها بالنج و هيله مالي ميرفت تا نون گرم سر سفر مابشينه، ويكي تا غروب از راه ميرسيد مجلس رو با قصه و شعر و چاي،گرم و باصفا ميكرد ،
باهمون قيچي يكي موهامون ويكي لباس ها رو آرسته ميكرد و يكي شعر و يكي قصة مي سرائيد تا ما قشنگتر باشيم،صبور و هنرمند بزرگ شيم؛
باموي قشنگ و لباس قشنگ و زبون قشنگتر ، و براي روزاي سخت و زشت، قشنگي رو توشه كنيم؛
شايد به خاطر همين من صبور و عاشق شعر و چايم😊؛
سالها از اون سال ها گذشت، بعضي خونه ها درش تا ابد بسته شد خيلي از صداها خاموش و گرماي منقل و چاي سرد گشت، بعضي ها گذشتند و يه دوتاي ماندن رنجور ذخيره براي روزاي ناجور؛ اما قشنگي اونچه بافتند و به تن و جان ما كردند براي يك عمر كافي بود چون باعشق و محبت و هنر و اخلاص به تن ما سنجاق كردند تا حتي اگر آنها نبودند بي آنها هم صبوري كنيم تا به آنها ملحق شيم و برسيم.
#دلنوشته🖋📝#عمتي_رحمة_ربي_لروحك_التي_لاشبيه_لها
Load More