a month agoپاییز بر جان دردمند من آغوشت؟ در دامن سکوت غمافزایت اندوه خفته میدهد آزارم آن آرزوی گمشده میرقصد در پردههای مبهم پندارم پاییز، ای سرود خیالانگیز پاییز، ای ترانهٔ محنتبار پاییز، ای تبسم افسرده بر چهرهٔ طبیعت افسونکار. -فروغ فرخزاد
10 months agoبگم چطور گذشت نمی دانم که مهر آبان و آذر چطوری گذشتن بگم باران پاییزی ندیدم نمی دانم بگم تقویم دیدم که پاییز آمده یا برگهای زرد دیدم نمی دانم راحت بگم دو قدم که پاییز برود من که پاییز را مثل جان دوست دارم انتظار پاییز بعدی را می کشم
