۲۹ مرداد تولدی که شاید فقط در
خیال اتفاق افتاد… 🎂✨
امسال برای من سال سادهای نبود.
سالِ از دست دادنها، تغییرها و خداحافظیهایی بود که بعضیهایشان را هیچوقت به زبان نیاوردم…
پشت خیلی از لبخندها، یک غم پنهان بود؛
اما امروز دلم نمیخواهد از آن غمها بگویم.
فقط میخواهم بگویم که هنوز ایستادهام، هنوز رویا دارم و هنوز برای فردا دلم روشن است. 🤍
و شاید برای همین، در تولدم تصمیم گرفتم مهمانهایی را به خانهام دعوت کنم که سالهاست با کلماتشان زندگی کردهام…
حافظ ، با آن همه عشق و غزل؛
فردوسی ، با شکوه ایران و شاهنامه؛
#احمدشاملو ، با آزادی و کلماتش؛
#صادق_هدایت با جهان پیچیده و تاریک انسان؛
#فروغ_فرخزاد ، با جسارتش برای زندگی و زن بودن؛
باستانی پاریزی، با قصههای شیرین و عمیق از تاریخ و کرمان؛
سهراب سپهری، با نگاه متفاوتش به زندگی و طبیعت؛
سیمین دانشور، با قصههای ماندگارش از زن و جامعه؛
و مهدی اخوان ثالث، با شعرهایش از زمستان، تنهایی و امید…
تصورش را بکنید؛
همه دور یک میز، در خانه من، برای تولدم… ❤️
اما شاید بعضی رؤیاها، حتی اگر واقعی نباشند،
بتوانند چند لحظه حال آدم را خوب کنند.
این مهمانی واقعی نبود؛
اما عشق من به کلمه، ادبیات و
#ایران ، واقعی است. 🇮🇷❤️
و برای سال جدید زندگیام فقط یک آرزو دارم:
کاش این بار، زندگی کمی بیشتر با من مهربان باشد…
۲۹ مرداد مبارک من.
به امید روزهایی که غم های پنهان ، جایشان را به شادی های واقعی بدهند 🌱🎂