Posted On: November 2nd 2026, 03:24 am
شعری از
#فائقه_سرخوش@m.fa.rrr۱۱ آبان ۱۴۰۵
.
درخت خشکبُنِ از بهار لبریزم
غروب جمعهی از انتظار لبریزم
خرابههایِ خراسانِ بعدِ تاتارم
که از هجوم سکوت و غبار لبریزم
صدای حسرت ریلم که بعدِ هر رفتن
نگاه میکنم و از قطار لبریزم
به رنگ شاید و اما سپید کردم مو
چهل خزان شد و از "گه گُدار" لبریزم
تمام زندگیام را شمردهام تا مرگ
از اوج نطفگیام از مزار لبریزم
تو آمدی که رهایم کنی ازین یلدا،
شراب سرخِ از عطر انار لبریز"م"!
شکار جَلدِ قفس را خیال رفتن نیست
عقاب تیز پر از حصار لبریزم
تو نوشدارویِ شیرینِ بعدِ مرگِ منی
که میچکد به تن از خمار لبریزم
سخن شدی که بباری به آتش جگرم
غزل شدم که بگویم: "نبار... لبریزم"
.
#نویسنو #ادبیات #شعر
#nevisno Load More