Instagram story viewer> @__parook> Posts
1.8K
followers
700
following
پرنیا
کتابخانه کوچک من📚🌻
POSTS STORIES REELS TAGGED
Download All
اوتاها هیگوچی مثل خیلی از ماها این آرزو رو داره که با کتاب‌ها سروکار داشته باشه اما تو این مسیر با چالش‌های زیادی مواجه میشه. از پدر و مادرش گرفته که کارش رو به رسمیت نمیشناسن و نگران آینده اش هستن تا حقوق ناچیز و مدیر اعصاب خردکنی که همه چی رو براش سخت میکنه، ولی یه روز یه ایمیل ناشناس و یه پیشنهاد کار عجیب دریافت میکنه که همه چیو عوض میکنه.
پیشنهاد کار در کتابخانه شبانه😌
جایی که شبیه کتابخانه‌های معمولی نیست . ساعت کار کتابخانه از هفت عصر تا نیمه شبه . کتاب‌های نویسنده‌های بزرگی که در قید حیات نیستن به این کتابخانه اهدا میشه تا مثل یک گنج ازشون نگهداری بشه. 
اما این کتابخانه فقط قفسه‌های پر از کتاب نداره؛ یک کافه هم داره که مراجعه‌کننده‌ها می‌تونن اونجا شام بخورن، نوشیدنی سفارش بدن و در فضایی متفاوت از یک کتابخانه‌ی معمولی وقت بگذرونن. همین ترکیب عجیبِ کتاب، غذا و شب، به کتابخانه حال‌وهوای خاصی داده.
اوتاها خیلی زود متوجه میشه که اینجا فقط قرار نیست کتاب‌ها رو مرتب کنه و به مراجعه‌کننده‌ها خدمات بده؛ این کتابخانه رازهایی برای خودش داره و آدم‌هایی که به اونجا میان، هر کدوم قصه‌ای با خودشون حمل می‌کنن. کم‌کم پای اوتاها به ماجراهایی باز میشه که باعث میشه هم نگاهش به کتاب‌ها تغییر کنه و هم بیشتر درباره‌ی زندگی و انتخاب‌های خودش فکر کنه.
اگه کتاب‌هایی با حال‌وهوای آرام، کمی مرموز و پر از عشق به ادبیات رو دوست دارید، احتمالاً از قدم گذاشتن به کتابخانه شبانه خوشتون میاد.📚🌙

#شام_در_کتابخانه_شبانه #هیکا_هارادا #لیلا_کرد #کتاب_خوب #معرفی_کتاب by @__parook
142
22 days ago
Download
خوشحالم که بالاخره خوندمش ولی اگه ازم بپرسین که حاضری یک بار دیگه بخونیش ؟ جوابم منفیه! البته که همون یک بار خوندنش هم فراموش نشدنیه…
علی رغم سبک فوق العاده هوشنگ گلشیری و نوع روایتش دوست ندارم بار دیگه اون فضای تاریک و غم‌انگیز رو‌ تحمل کنم.
داستان فقط درباره آخرین بازمانده یک خاندان قاجاری نیست؛ بلکه درباره زوال قدرت، استبداد، حافظه، گناه و میراث خشونته.
به نظرم این کتاب برای همه مناسب نیست. مخصوصا اگه ابتدای مسیر کتابخوانی هستین یا اگه دنبال داستانی پرحادثه یا روایت خطی هستین.
اما اگر به ادبیات مدرن، روایت‌های روان‌شناختی و آثار نمادین علاقه دارین، قطعا تجربه ارزشمندیه.
نظر شما چیه؟

#شازده_احتجاب #هوشنگ_گلشیری #ادبیات_ایران #انتشارات_نیلوفر by @__parook
150
2 months ago
Download
⁨	همواره دو احساس متناقض را در قلبم حس
مى كنم:
وحشت از زندگی و اشتياق به زندگی.
#شارل_بودلر 
#بنان⁩ by @__parook
137
2 months ago
Download
ملکوت؛
داستانی که از همون جمله‌ی اول، مرز بین واقعیت و وهم رو از بین می‌بره.
كتاب با این جمله شروع مى شه: «در ساعت يازده شب چهارشنبه
هفته گذشته ، جن در آقاى مودت حلول كرد.»
ذهن من بعد از این جمله رفت سمت جن و … ولی داستان کتاب اصلا ربطی به جن و پری نداره. پر از نماد و استعاره و‌ پرسش‌های بی‌جوابه.
آقای مودت و دوستانش توی باغ مشغول خوشگذرونی هستن که جن وارد بدن آقای مودت میشه و دوستانش تصمیم میگیرن اونو پیش دکتر حاتم ببرن و روند داستان شروع میشه…
فضای داستان به شدت وهم آلود و راز آلوده. خیلی چیزها حتی بعد از تموم شدن کتاب هم شکل علامت سوال باقی می‌مونن.
کل ماجرا فقط یک شب طول میکشه ولی پر از اتفاقات عجیب و غریبه و تازه اخره کتابه که مفهموم اصلی کتاب درک میشه.
من از خوندنش لذت بردم و دوستش داشتم.
خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم.📚🙂

#ملکوت #بهرام_صادقی #انتشارات_نیلوفر #رمان_ایرانی #کتابخوانی by @__parook
170
2 months ago
Download
همه‌ی ما به خوندن کتاب‌هایی عادت کر‌دیم که یک قهرمان دارن؛ شخصیت‌هایی که شجاعتشون رو تحسین می‌کنیم و دوست داریم جای اونها باشیم.

اما «خاطرات یک ضدقهرمان» دقیقاً نقطه‌ی مقابل این روایته.

اینجا با شخصیتی روبه‌رو هستیم که نمی‌خواد قهرمان باشه و فقط می‌خواد زنده بمونه و مثل یک آدم معمولی زندگی کنه؛ به هر قیمتی که شده.

بارها دلت می‌خواد راوی رو قضاوت کنی؛ اون رو ترسو یا خودخواه خطاب کنی ولی هر بار این سؤال جلوی این قضاوت رو می‌گیره:
اگه من جای اون بودم، چیکار می‌کردم؟

راوی، خاطراتش رو با صداقت کم‌نظیری تعریف می‌کنه؛ آنقدر صادق که کم‌کم خودت رو توی ذهن و ترس‌هاش پیدا می‌کنی. هرچه بیشتر باهاش همراه میشی، بیشتر از آدم‌های اطرافش فاصله می‌گیره و توی تنهایی خودش فرو میره.

داستان در میانه‌ی جنگ جهانی دوم و اشغال لهستان به دست آلمان روایت میشه، ولی بیشتر از اینکه درباره‌ی جنگ باشد، درباره‌ی انسانه ؛ درباره‌ی ترس، غریزه‌ی بقا و مرز باریکی که بین قهرمان بودن و فقط زنده موندن وجود داره.
کتاب کم حجمه و از مجموعه برج بابل نشر چشمه است .

#کتاب #کتاب_خوب #کتابخوانی #نشرچشمه #برج_بابل by @__parook
179
3 months ago
Download
.

.

.

.

#ویدیوگرافی #گربه #حس_خوب #پنهان_چه_کنم #علیرضا_قربانی by @__parook
110
3 months ago
Download
⁨	تا حالا کتابی که دوتا پایان متفاوت داشته باشه رو نخونده بودم و همین شیطان رو برام خاص تر کرد.
تولستوی انقدر تو این داستان بی پرده فکر کرده است که دستنوشته اش رو توی یک صندلی مخفی کرده تا همسرش اون رو پیدا نکنه و هرگز اجازه نده که در طول زندگی چاپ بشه.
کتاب درباره مردی به اسم یوگنی ایرتنیفه که با فوت پدرش میراث بزرگی بهش میرسه اما همراه اون بدهی های بزرگی هم باهاش میاد.
یوگنی به روستا میره و بامادرش زندگی میکنه و دلتنگ روابطی میشه که توی شهر با زن ها داشته و اسیر وسوسه، خودفریبی
و سقوط آرام یک انسانِ به‌ظاهر اخلاق‌مدار میشه ...

تولستوی نشون میده که شیطان همیشه دشمن بیرونی نیست و گاهی در درون ماست.

شما این کتاب رو خوندین؟⁩

#شیطان_تولستوی #تالستوی #ادبیات_روسیه #رمان_روسی #لف_تالستوی by @__parook
228
9 months ago
Download
⁨	⁨	کتابفروشی گردی با حال و هوای کریسمس🎄🎅🏻📚❤️

.

.

.

.

.

#کتابفروشی #کریسمس  #کتاب_بخوانیم #بوکستاگرام⁩⁩ taken in Tehran, Iran by @__parook
154
9 months ago
Download
⁨	⁨	شكسپیر وشركا بیش ازهر چیز دیگر یک سرپناه است، درست مثل كليساى آن سوى رودخانه؛ جايى كه صاحبش به همه اجازه مى دهد آن چه راكه لازم دارند بگیرند و آن چه را كه مى توانند ببخشند.
#از_متن_کتاب 📖

#شکسپیر_و_شرکا  برای من کتابی بود که خستگی کتاب‌های سنگینی که این مدت خوندم رو در کرد.
این کتاب داستان واقعیِ  روزنامه‌نگار کاناداییه که در حوزه جنایی کار میکنه.
یک روز توسط یک شخص خلافکار تهدید به مرگ میشه و تصمیم میگیره خیلی عجله‌ای به پاریس فرار کنه. یک روز بارانی خیلی اتفاقی وارد کتابفروشی شکسپیر و شرکا میشه و جرج صاحب کتابفروشی موافقت میکنه که جرمی اونجا ساکن بشه.
جایی که جرج قبلا هم به خیلی ها سرپناه داده…
سرپناهی که کمک کرده آدم‌ها بین قفسه‌های کتاب ، دوباره نفس کشیدن رو یاد بگیرن و خودشون رو پیدا کنن.
شکسپیر و شرکا روزگاری پاتوق نویسنده های بزرگی مثل همینگوی و فیتزجرالد هم بوده. 
اگه از خوندن کتاب‌هایی که درباره کتاب‌ها هستن خوشتون میاد،این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.✨📖

#معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب #بوکستاگرام #جرمی_مرسر #نشر_مرکز⁩⁩ by @__parook
243
10 months ago
Download
این روزها…🧡🍁✨

.

.

#پاییز #ویدیو_پاییزی #وایب_پاییزی #حس_خوب #🍁 by @__parook
241
10 months ago
Download
کتابی که با مرگ شروع میشه اسمش،طبیعتا کتاب شاد و خجسته‌ای نمیتونه باشه…
کتاب با داستان «مرگ الیویه بکای» شروع میشه و با پنج داستان دیگه ادامه پیدا میکنه:
سروان بورْل
چگونه می‌میریم
سیل
آنژلین
ژاک دامور
داستان‌هایی درباره مرگ،تقدیر و جبر محیط!
با وجود اینکه داستان ها کوتاه بودن، خوندن کتاب چند روزی طول کشید برام، چون انقدر داستان ها عمیق،غمگین و تاثیرگذار بودن که نمیشد پشت سر هم خواند.
از نظر من کتابی نیست که بشه به همه پیشنهادش داد اما اگه خوندن از این موضوعات براتون راحته و مشکلی باهاش ندارین ، داستان های کتاب حسابی درگیرتون میکنه.
ترجمه آقای گودرزی هم که نیازی به تعریف نداره . 👌🏻📚✨

#ادبیات_فرانسه
#امیل_زولا
#مرگ_الیویه_بکای_و_داستان_های_دیگر
#داستان_کوتاه
#محمود_گودرزی
#داستان_کلاسیک by @__parook
185
10 months ago
Download
بعد از اینکه این نمایشنامه رو خوندم، یه تضاد عجیب تو ذهنم شکل گرفت.
هی به این فکر می‌کنم که کار کردن می‌تونه هم نجات‌بخش باشه، هم ویرانگر.
از یه طرف کمک می‌کنه کمتر به گذشته‌ها و دغدغه‌هامون فکر کنیم،
ولی از طرف دیگه آروم‌آروم مجبورمون می‌کنه یه سری چیزها رو فدا کنیم.

«دایی وانیا» یه نمایشنامه ساده ولی پُرمفهوم از چخوفه که تو فضای یک ملک روستایی و در چند پرده روایت میشه.
شخصیت‌هاش هرکدوم به شکلی در حسرت چیزی هستن که ندارنش و هیچ‌وقت هم بهش نمی‌رسن… و البته که هیچ‌کدوم خوشحال نیستن.

تو ظاهرِ نمایشنامه اتفاق عجیب‌غریبی نمی‌افته،
اما توی دلِ آدم‌ها قضیه فرق میکنه 
اون‌جا پر از اتفاقه؛ پر از آشوب، ناکامی و حسرته.

داستان از جایی به‌هم می‌ریزه که پرفسور (سربریاکوف) و همسر جوانش (یلنا) وارد ملک می‌شن.
همه‌چی مختل میشه و کم‌کم احساسات سرکوب‌شده، عشق‌های نافرجام، ملال و حسرتِ آدم‌ها خودش رو نشون میده.

این نمایشنامه رو خوندین؟🎭
از چخوف چی خوندین؟

#معرفی_کتاب #نمایشنامه #دایی_وانیا #آنتون_چخوف #ادبیات_روسیه #چخوف #نشر_قطره by @__parook
225
10 months ago
Download
×

Download all media on this page

Photos Videos
back to up