Instagram story viewer> @af.3855> Posts
731
followers
856
following
POSTS STORIES REELS TAGGED
Download All
مژده ای دل ، که مسیحا نفسی می‌آید 
            که ز انفاس خوشش ، بوی کسی می‌آید 

از غم هجر مکن ناله و فریاد ، که دوش 
                       زده‌ام فالی و فریادرسی ، می‌آید 

زآتش وادی ایمن ، نه منم خرم و بس 
                    موسی آنجا ، به امید قبسی می‌آید 

هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست
                هرکس آنجا ، به طریق هوسی می‌آید 

کس ندانست ، که منزلگه معشوق کجاست 
             این قدر هست ، که بانگ جرسی می‌آید 

جرعه‌ای ده ، که به میخانهٔ ارباب کرم 
                      هر حریفی ، ز پی ملتمسی می‌آید  

دوست را ، گر سر پرسیدن بیمار غم است 
           گو بران خوش ، که هنوزش نفسی می‌آید

خبر بلبل این باغ ، بپرسید که من 
                      ناله‌ای می‌شنوم ، کز قفسی می‌آید 

یار دارد سر صید دل حافظ ، یاران 
                       شاهبازی ، به شکار مگسی می‌آید 

A painting combining colored pencil and watercolor techniques with the theme of Jesus Christ. Dedicated to all dear friends and artists. I hope that in your life, Christ will always be by your side. 
از استاد ارجمندم که همواره در رفع ایرادات آن کمکم کردند سپاسگزارم 🌹🌹 by @af.3855
51
a year ago
Download
همراهان ارجمند پست قبلی به علت حق کپی رایت مربوط به موسیقی همراه تصویر برای یه سری از دوستان گرامی قابل پخش نبوده ازاینروه مجددا پست گردید 
از همراهی شما بزرگان کمال تشکر را دارم . by @af.3855
52
2 years ago
Download
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که یک دم مژه برهم نزنی
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو، به قدر مژه برهم زدنی
امان ای دل من ای خدا
ای جان ای دل من ای خدا فغان ای دل من
میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود
میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار
روشنگر شب های بلند قفسم بود
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی by @af.3855
38
2 years ago
Download
می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم
خیال گونه
در نسیمی کوتاه
که به تردید می گذرد
خواب اقاقیاها را بمیرم.
 
می خواهم نفس سنگین اطلسی ها را پرواز گیرم.
در باغچه های تابستان
خیس و گرم
به نخستین ساعات عصر
نفس اطلسی ها را پرواز گیرم.

حتی اگر
زنبقِ کبود کارد
بر سینه ام گل دهد-
می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم

در آخرین فرصت گل،

و عبور سنگین اطلسی ها باشم
بر تالار ارسی
به ساعت هفت عصر by @af.3855
55
2 years ago
Download
طراحی با مداد رنگی و کنته ماریس 
پودر مداد رنگی 
در ابعاد A3
.............
Drawing with colored pencils and Conte Maris 
Colored pencil powder 
in A3 dimensions
...........

Рисование цветными карандашами и Конте Марис. Цветной карандаш-пудра в формате А3
...........
#نقاشی #طراحی #آبرنگ #پاستل #چهره #زیبا 
#painting #drawing #pastel #figur #face by @af.3855
71
2 years ago
Download
ابعاد ۵۰در۷۰
مقوا واتر کالریست 
تکنیک آبرنگ by @af.3855
0
2 years ago
Download
آبرنگ by @af.3855
0
2 years ago
Download
 by @af.3855
0
2 years ago
Download
Face design under the supervision of the instructor I hope you like it by @af.3855
74
2 years ago
Download
آبرنگ 
ابعاد 25*45
.....…........….......
اگر آن طایرِ قدسی ز دَرَم بازآید
عمرِ بگذشته به پیرانه سرم بازآید

دارم امّید بر این اشکِ چو باران که دگر
برقِ دولت که بِرَفت از نظرم بازآید

آن که تاجِ سرِ من خاکِ کفِ پایش بود
از خدا می‌طلبم تا به سرم بازآید

خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز
شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید

گر نثارِ قدمِ یارِ گرامی نکنم
گوهرِ جان به چه کار دگرم بازآید؟

کوسِ نو دولتی از بامِ سعادت بزنم
گر ببینم که مَهِ نوسفرم بازآید

مانِعَش غلغلِ چنگ است و شکرخوابِ صَبوح
ور نه گر بشنود آهِ سحرم بازآید

آرزومندِ رخِ شاهِ چو ماهم حافظ
همتی تا به سلامت ز درم بازآید by @af.3855
55
3 years ago
Download
تکنیک آبرنگ
ابعاد ۳۵*25
..................
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
صبح ها وقتی خورشید در میاید متولد بشویم
هیجان ها را پرواز دهیم
روی ادرک؛ فضا؛ رنگ؛ صدا؛ پنجره؛ گل؛ نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر
از چنار؛ از پشه؛ از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم by @af.3855
65
3 years ago
Download
در باغی رها شده بودم

نوری بیرنگ و سبک بر من می‌وزید

آیا من خود بدین باغ آمده بودم

و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود؟

هوای باغ از من می‌گذشت

و شاخ و برگش در وجودم می‌لغزید.

آیا این باغ

سایه روحی نبود

که لحظه‌ای بر مرداب زندگی خم شده بود؟

ناگهان صدایی باغ را در خود جای داد،

صدایی که به هیچ شباهت داشت.

گویی عطری خودش را در آیینه تماشا می‌کرد.

همیشه از روزنه‌ای ناپیدا

این صدا در تاریکی زندگی‌ام رها شده بود.

سرچشمه صدا گم بود:

من ناگاه آمده بودم.

خستگی در من نبود:

راهی پیموده نشد.

آیا پیش از این زندگی‌ام فضایی دیگر داشت؟

ناگهان رنگی دمید:

پیکری روی علف‌ها افتاده بود.

انسانی که شباهت دوری با خود داشت.

باغ در ته چشمانش بود

و جا پای صدا همراه تپش‌هایش.

زندگی اش آهسته بود.

وجودش بیخبری شفافم را آشفته بود.

وزشی برخاست

دریچه‌ای بر خیرگی‌ام گشود:

روشنی تندی به باغ آمد.

باغ می‌پژمرد

و من به درون دریچه رها می‌شدم. by @af.3855
40
3 years ago
Download
×

Download all media on this page

Photos Videos
back to up