Instagram story viewer> @ahooinprogress> Posts
466
followers
945
following
🧵Textile-Print Designer
📊Strategist -Social media manager
•MA in textile-design at alzahra university
•graduated from Tehran university of art
POSTS STORIES REELS TAGGED
حالم از خودم بهم می خورد. راستی که دارم بالا می آورم. دنیا در برابرم باز، تا چشم کار می کند گسترده است و من پاهایم فلج است. با چشمی اینجای امروز را می پایم ولی چشم دیگرم با تردید و دیرباوری آینده را می بیند و می سنجد و مثل شاهین ترازو در نوسان است یک جا و در یک حالت نمی ماند، استوار نیست این چشم “عقل” مثل الاکلنگ میان حالت ها و احتمال های گوناگون تاب می خورد.... در چنین روزهایی که دنیای ما دارد زیر و زبر می شود، من نه کاری از دستم برمی آید و نه حتی حرفی دارم. هفته پیش یک صبح تا غروب نشستم که مقاله ای بنویسم، نتوانستم، چیزی برای گفتن نداشتم. بالاخره وا دادم... نمی دانم چه باید بکنم و چه کاری درست است.
۱۱/۱۱/۱۳۵۷ 

روزها در راه | شاهرخ مسکوب

شهریور ۱۴۰۵ شمال ایران taken in ایران by @ahooinprogress
5
14 days ago
Download
من عاشق آشپزی و خصوصا سرخ کردن پیاز توی روغن کرمانشاهی‌ام!
دوست دارم وقتی هم‌وطن‌هام با لهجه‌ی قشنگ شهر خودشون حرف می‌زنن ازشون معنی واژه‌هایی که برام جدیده رو بپرسم.
دوست دارم برای کسایی که دوستشون دارم پرحرفی کنم.
طلای زرد و به طلای سفید ترجیح میدم.
آهنگ‌های قدیمی ایرانی رو با هیچ موزیک دیگه‌ای عوض نمی‌کنم.
عاشق خوردن لقمه‌ی الویه و نون باگت توی جاده‌ام.
به نظرم مردها وقتی بابا میشن دوستداشتنی‌ترن و مامان شدن خیلی قشنگه.
قدم اول دوست داشتن خودم برای من شناختن و زندگی کردن چیزهایی بود که ازشون لذت می‌بردم.
اینکه قبول کنم با صدای بلند و بدون خجالت خودم باشم، حتی اگر مد روز نباشه، حتی اگر بعضی‌ها نپسندنش. taken in Joybar Boutique Hotel بوتيك هتل جويبار by @ahooinprogress
16
2 months ago
Download
تابستان داغ ۱۴۰۵ 
آهو taken in Tehran, Iran by @ahooinprogress
29
3 months ago
Download
✨🌻 taken in Tehran, Iran by @ahooinprogress
109
3 months ago
Download
بعضی واژه‌ها صرفا برایم واژه بودند، حروف به هم چسبیده با یک تعریف مشخص و اتو کشیده!

تا زمانی که زندگی از سبد «آدم بزرگ‌های کوچولو» من را برداشت و با کلی وعده‌های رنگی گذاشت توی سبد «آدم بزرگ‌های خیلی واقعی».

قصد ندارم سبد آدم بزرگ‌های خیلی واقعی را برایتان توصیف کنم، خودتان کم و بیش می‌دانید سبد جالبی نیست؛ اما خب، اگر چشم‌هایت را ببندی و بو بکشی، در کمال تعجب «آدم‌ بزرگ‌های خیلی واقعی» خوبی پیدا می‌کنی! 

داشتم می‌گفتم، همانطور که روبروی آتش نشسته بودم و حرف‌های بی‌سر و ته می‌زدم، به کلمه‌ی «هیجان» فکر می‌کردم.

قبل از آمدن به این سبد جدید، فکر می‌کردم هیجان احتمالا خندیدن در مستی باشد، یا تجربه‌ی فعالیت‌های کشنده و به دنبالش وول خوردن یک حس جالبی توی دلم؛ 
کنار آتش در چند قدمی تولد سی سالگی‌ام اما معنی کلمه هیجان را زندگی می‌کردم، توی این «سبد بزرگ» فهمیده بودم هیجان برای من یعنی نور زرد رنگ، آدم‌های قابل پیش‌بینی، چشم‌های آشنا، شب‌های آرام به همراه دوغ آبعلی و زیتون. 

نمی‌دانم کدامتان موافق است اما کلمات را ما یک روزی برای خودمان معنی می‌کنیم، همان معنی که زندگی برایمان تدارک دیده، همان معنی که توی سبد بزرگ یاد گرفتیم و نمی‌دانم چرا لغت‌نامه هیچ نقشی در آن ایفا نمی‌کند!

چهارم تیر ماه ۱۴۰۵ taken in بام هیرکانی by @ahooinprogress
23
4 months ago
Download
🎨پرفورمنس آرت + 📣 وایرال مارکتینگ = میم 💥

دور از شوخی بیایید با دید حرفه‌ای به میم نگاه کنیم:

📊میم‌ها دموکراتیک‌ترین و مؤثرترین شکل تولید محتوای وایرال در عصر ما هستند. 
چرا؟ چون اونها با حداقل هزینه و بیشترین سرعت، تعامل (Engagement) می‌سازند.

🖼️من فکر می‌کنم اگر «هنر معاصر» رو به رسمیت بشناسیم، باید بپذیریم که «میم‌ساز» هنرمند عصر امروزه و ما SMM‌ها، متصدیان هنری گالری‌های دیجیتال اونها هستیم! 

⚠️درسته میم مثل چاقوی دو لبه‌ست و میتونه به جای پوست کندن میوه انگشتت رو زخمی کنه اما به ریسکش می‌ارزه!

میم مورد علاقه تو چیه؟! برام بنویس.

#میم_فارسی #میم #میم_ایرانی #مارکتینگ_اینستاگرام #سوشال_مدیا_مارکتینگ #بستنی_دومینو #محتوای_دیجیتال میم ایرانی taken in Tehran, Iran by @ahooinprogress
20
a year ago
Download
۱. پوکساید ۱۰ 
۲. بزرگسالی
۳. عشق بدون شک مزه‌ی شکلات می‌دهد
۴. صورتی ملایم لپ‌ها
۵. بوی شب 
۶. کسی چه می‌دونه؟! by @ahooinprogress
0
5 months ago
Download
کتابش فصل‌های زیادی داشت. 
بعضی بلند و تمام نشدنی بودند و سر و ته بعضی‌هایشان را می‌شد با دو سه خط به هم‌آورد.
راجع به فصل‌ها نمی‌خواستم حرف بزنم؛ دقیق نمی‌دانم، شاید می‌خواستم یادمان بیاندازم فصل‌ها چه شرم‌آور و توخالی باشند و چه پیک وصال و بزم، فرقی به حال نویسنده ندارد. 
همه‌شان «می‌گذرند» و می‌شوند خاطره..
حیرتم بیشتر از آن بخش ماجراست که فهم و روایت هر فصل تنها زمانی ممکن می‌شود که تمام شده است و رفته‌ است آن دورها.
انگار که پرده آخر می‌روی می‌ایستی روی بلندی و دوباره با خودت عهد می‌بندی فصل بعدی شش دانگ حواست را جمع کنی یادت نرود این نقش و روزگارت هم وقتی تمام می‌شود.

اما دریغ، باز مثل هربار با شوری وصف ناپذیر نقش جدیدت را بازی خواهی کرد، بی‌آنکه لحظه‌ای به پایانش باور داشته باشی.⁩⁩ by @ahooinprogress
6
10 months ago
Download
مودب بودن با مظلوم بودن فرق ‌می‌کنه.
صبر کردن با تحمل کردن فرق می‌کنه.
تلاش کردن و برنامه‌ریزی با رویاپردازی و توهم فرق می‌کنه.
عشق‌‌ورزی و حضور با آزار و تصرف فرق می‌کنه.
دلتنگی با نیاز فرق می‌کنه.
نجابت و انسانیت با اعمال ساختگی فرق می‌کنه.
معنوی و متصل بودن با ادعا و نمایش فرق می‌کنه.
مهربون بودن و محبت کردن با مهر طلبی فرق می‌کنه.
دوستی با وقت گذروندن از سر تنهایی فرق می‌کنه.

ما برای درک هرکدوم از این تفاوت‌های به ظاهر بدیهی به تجربه و زمان احتیاج داریم! 
اگر نتونستی درست تشخیص بدی، اگر الان برات واضحه و قبلا نبوده، اشکالی نداره، این اسمش زندگی کردنه..

حالا تو بهم بگو عزیزم
این بین چه اهمیتی داره کسایی که منش و رفتار و سبک زندگی کردنشون رو قبول نداری، تاییدت بکنن یا نه؟! 

#استراتژی_محتوا #سوشال_مدیا_مارکتینگ #مارکتینگ_محتوا taken in Iran Tehran by @ahooinprogress
55
a year ago
Download
⁨	مهمان‌ها که می‌رفتند، دوستی‌ها که به هم می‌خورد، با هرکسی که دعوایمان می‌شد، باز هم تنهایی راه به اتاق صمیمی‌مان نداشت!
ما همچنان سه نفر بودیم.. 

داداش جان و بلاپور عزیزم تولدمون مبارک♥️
۲۸تیر ماه ۱۴۰۴⁩ taken in Tehran, Iran by @ahooinprogress
71
a year ago
Download
پیش او دو «من» نمی گنجد. تو «من» می گویی و او «من» یا تو پیش او بمیر، یا او پیش تو بمیرد تا دویی نماند. 

اما آن که او بمیرد، امکان ندارد ـ نه در خارج و نه در ذهن که: «و هو الحی الذی لا یموت» ـ او را آن لطف هست که اگر ممکن بودی، برای تو بمردی تا دویی برخاستی.

اکنون چون مردن او ممکن نیست، تو بمیر تا او بر تو تجلی کند و دویی برخیزد.

فیه‌ما‌فیه taken in Iran Tehran by @ahooinprogress
12
a year ago
Download
آب باقی مانده‌ی توی لیوانم رو پای کاکتوس یادگاری روی میز ریختم و دستم و گذاشتم زیر چونه‌م، زل زدم به تصویر بی‌کیفیت چهره‌‌اش توی قاب فیس‌تایم، منتظر جواب جمله‌ی آخرش بود
 «تو بگو، چه خبر جدید؟! خداروشکر می‌کنم که تونستی از پسش بربیای!»
اگر اینترنت کم‌فشار و‌ بی‌زور مخابرات و زمان محدود هردومون اجازه می‌داد یک سخنرانی مفصل آماده کرده بودم براش، از آنها که بعدش احساس می‌کنی کسی یک جای این دنیا تو را فهمیده؛ گفتم«راستش فکر می‌کنم این اتفاق ناجور خیلی دستاوردهای بزرگی برام داشت، اولیش..» رسیده بود به کلاسش و باید می‌رفت. اصلا نمی‌دونم حرف‌هام رو درست شنیده بود یا نه، چه اهمیتی داشت، اولین دستاوردم پذیرفتن بود، بالاخره یاد گرفته بودم بپذیرم و صبر کنم.. 
براش دست تکون دادم بوس فرستادم، جدی جدی از پسش براومده بودم. taken in Tehran, Iran by @ahooinprogress
19
a year ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up