Instagram story viewer> @armiss_ar> Posts
1.4K
followers
8203
following
Founder of :
@artmiss_style
POSTS STORIES REELS TAGGED
.
.
در این رقص و 
در این های و
در این هو

#مولانا 
@artmiss_style 
#پاپیون
#گلسر 
#اکسسوری_مو
#artmiss_style by @armiss_ar
11
4 years ago
Download
@artmiss_style 
برای بازدید از پیج کاری من از این پیج دیدن کنید 🥰 by @armiss_ar
17
4 years ago
Download
چقدر آهنگ‌های قشنگ در این دنیا وجود داشت که من نشنیده بودم. چقدر چهره‌های زیبا از برابرم گذشتند که من آن‌ها را ندیدم.
چقدر رویاهای عجیب دیدم که وقتی از خواب بیدار شدم، هرگز دیگر به یادم نیامد.
و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد که
تا همیشه خودم را نبخشم.

زندگی یعنی ناگهان، جایی قطع می‌شدم!

#عباس_معروفی by @armiss_ar
15
4 years ago
Download
.
وقتی مژه برهم میزنم حس می‌کنم اندوه از چشمانم فرو می‌ریزد اما وقتی در شب به گم شدن نور و اینکه چطور آنهمه تکاپو و‌بیقراری شلوغی آدمها به یکباره ساکت می‌شود، فکر میکنم من هم باید آرام شوم باید یاد بگیرم از مرحمتیِ روزگار مابین ۲طلوع شاکر باشم.
 تنهایی همیشه تکرار میشود، باید آرامش را جایی میان سینه ام بیابم و چند صباحی را به درون خودم پناه ببرم. by @armiss_ar
19
4 years ago
Download
.
هرگز اولویت دوم فردی که اولویت اولت است نباش، کمی که بگذرد خواهی دید که هرچیزی از تو مهم‌تر است و بیشتر که نگاه می‌کنی میبینی گذشته هم علاوه بر حال بر تمام آنچه که در ذهنت تصور  می‌کردی متعلق به توست حکمرانی می‌کند. و تو برای حفظ غرورت دم نمی‌زنی یا از دور فقط تماشا می‌کنی یا آرام خود را از دایره‌ای که به زور تو را هم دربرگرفته عقب و عقب تر میکشی. 

👤مهشید تمسکی by @armiss_ar
13
5 years ago
Download
.
آن‌گاه پیش روباه بازگشت و گفت: خداحافظ!... 
روباه گفت: خداحافظ، و اینک راز من که بسیار ساده است: بدان که جز با چشم دل نمی‌توان خوب دید. آن‌چه اصل است، از دیده پنهان است. 
شازده کوچولو برای این‌که به خاطر بسپارد، تکرار کرد:  آن‌چه اصل است، از دیده پنهان است.
- آن‌چه به گل تو چنان ارزشی داده، عمری است که تو به پای او صرف کرده‌ای. 
شازده کوچولو برای این‌که به خاطر بسپارد، تکرار کرد: عمری است که من به پای گل خود صرف کرده‌ام. 
روباه گفت: آدم‌ها این حقیقت را فراموش کرده‌اند، ولی تو نباید فراموش کنی. تو هر چه را اهلی کنی، همیشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول گل خود هستی...
شازده کوچولو برای آن‌که به خاطر بسپارد، تکرار کرد: من مسئول گل خود هستم...

📚 شازده كوچولو
👤 آنتوان دوسنت اگزوپرى
🔁 احمد شاملو by @armiss_ar
5
5 years ago
Download
.
۱۴۰۰/۰۴/۰۴
جمعه 
#surprise by @armiss_ar
11
5 years ago
Download
.
تاریخ تولد من ۲۷ خرداد هست و وقتی به طور شگفت انگیزی دوستت سعی میکنه و موفق میشه سورپرایزت کنه در تاریخی که فکرش رو نمیکنی
مرسی زینب جان قشنگم که همیشه فکر خوب کردن حال من هستی
عاشقتم مهربونم
❤❤❤
خیلی جالب بود برام
مهمونی دعوت بودم جایی که از آدماش فقط ۵ نفر رو می‌شناختم
و هماهنگی زینب که تا وقتی کیک جلوم نیومد نفهمیدم اصن تولد من منظورشونه🤣🤣یعنی عااالی بود 
سپاس از دست اندر کاری آقا مهدی و پریسا جون و حمید آقا
گه شب عالی رو برام ساختند.
 @aghajanizeynab 
@mehdirabet1356 
زینب نازنینم نمیدونم به چه زبونی ازت تشکر کنم عزیز دلم
ممنونم بابت زحمتت مهربونم .❤

به وقت جمعه  ۴ تیر ۱۴۰۰
1400/04/04 by @armiss_ar
72
5 years ago
Download
🖇

منتظر نباشید دریا آرام شود
تا سفر خود را شروع کنید.
روحیه یک جنگجو را داشته باشید
و تا زمانی که به هدفتان نرسیده‌ اید آرام نگیرید،
تلاش کنید...

برای موفق شدن باید ریسک پذیر بود
و خطر کرد.
باید از منطقه آرامش خود بیرون بیایید
و موقعیت‌های جدید را تجربه کنید.
آنگاه خواهید دید
که منطقه آرامش شما
همراه با شما رشد می‌ کند... by @armiss_ar
1
5 years ago
Download
.
‏موهایش شنیدنی‌ترین موسیقی جهان  بود...
.
❤❤❤ by @armiss_ar
14
5 years ago
Download
.
نیاز داریم به یک نفر که بپرسد "بهتری؟"
و بی‌تعارف بگوییم "نه! راستش اصلا خوب نیستم..."
نیاز داریم به کسی که از بد بودن حال ما، به نبودن پناه نبرد، که بشود بگویی خوب نیستم و او بماند و بسازد و با حرف‌هایش، امید و انگیزه و لبخند بیاورد. که برایش خودت باشی و برای نگه داشتن و ماندنش نقابِ "من خوبم و همه چیز رو به راه است" نزنی.
نیاز داریم به یک نفر که رفیق باشد، نه دوست! که "دوست" یار شادی و آسانی‌ست و "رفیق" شریک غم‌ها و بانیِ لبخندها...
که فرق است میان رفیق و دوست و ما این‌روزها دلمان رفیق می‌خواهد، نه دوست!
.
👤 نرگس صرافیان طوفان
.
.
رفیق "بهتری" ‌؟ by @armiss_ar
30
5 years ago
Download
.
می‌رفتیم احیا، می‌نشستیم در صحن خنک امامزاده صالح، چشمی تر می‌کردیم و استغاثه‌ای و چشم امیدی به دست یاری خدایی که آن‌وقتها هنوز بود.

استخوان سبک می‌کردیم به قول مادربزرگ.
گریه می‌کردیم و استغفار می‌کردیم و به خدا و خودمان قول می‌دادیم کمتر گناه کنیم، و می‌دانستیم سر قولمان نمی‌مانیم.
دلمان اما گرم بود به خدای مهربانی که همه‌ی بدی‌ها را مادرانه از یاد می‌برد و در سرنوشت سال بعدمان خوشی و برکت می‌نوشت. 

کجا گم شدند آن دل‌های ساده‌ی مومن؟
آن خدای بخشنده کجا سفر کرد که برنگشت؟
کدام واقعه رخ داد که زائران ساکت تاریکی شدیم، بی هیچ هراسی از بدترین فرداها؟
روحمان کجا قطع نخاع شد که دیگر نه دلمان لرزید و نه صورتمان تر شد؟
کدام توفان گلهای سرخ امید را از دلمان چید؟
بعد از کدام جنون کشف کردیم زخمی که باشی کسی به کمکت نمی‌آید و خدا حتی اگر بیاید، نه به تو، که به زخمت کمک خواهد کرد؟ 

من دلم برایت تنگ شده خدا.
بیا امشب برویم منِ آن‌وقتها را پیدا کنیم که از تو ناامید نشده بود، تویِ آن‌وقتها را پیدا کنیم که سرد و عبوس و ساکت نبودی.
با هم بنشینیم به تماشای معاشقه‌ی گرمشان.
حالش را داری یا نه؟
چای دم کنم، بنشینیم در همین تاریکی از تنهایی حرف بزنیم؟
یا همین عیسای مصلوب بمانم که زیرلب با درد زمزمه می‌کند ایلی، ایلی، لما سبقتنی؟ پدر، چرا تنهایم گذاشتی...

آن‌وقتها یک جای دعا نوشته بود یا رفیق من لا رفیق له.
بی رفیق نمانی خداخوشگله، بی رفیق نمانی.
همیشه روی من حساب کن، حتی حالا که پاک از هم ناامید شده‌ایم... 

👤 حمید سلیمى by @armiss_ar
26
5 years ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up