Instagram story viewer> @bijan3148> Posts
956
followers
4362
following
چشمه ء عشق به ژرفای وجودم جاری است
گاه اگر شعر تراود ز دلم بر قلمم....بیژن
POSTS STORIES REELS TAGGED
غزل:
گرمرا  بیگانه ای.  می‌خوانی ام
یا خبرچین روی کین می‌خوانی ام
زاده ای  از  این  دیار  کهنه ام
فخر من این است که ایرانی ام

گر نگردم  ذوب  تو  گویی  برو!
بی سبب از خانه ام می رانی ام
گر  روم  آواره ای  بیگانه ام 
گر  بمانم  دست کم  زندانی ام

گشته ام  خم  زیر  بار  زندگی
تا  گرانی ها  شده  ارزانی ام !
بغض  دارم در گلو  چون  ابرها
گر ببارم  سیلم و بارانی ام !

نه تو  طوفانی و نه من بوته ام
چون نسیمی و نمی لرزانی ام !
نیست فردای خوشی در پیش رو
منتظر  هر  روز  بر  ویرانی ام

فاش میگویم برون  از پرده که :
من  به  دست  خویشتن  قربانی ام
چشم بسته  رهروی  راهی  شدم
که  شده  بنیان  سرگردانی ام !
بیژن شکيبي
"بابلسر" by @bijan3148
5
2 days ago
Download
دلگویه:
سال هااست که  در شب مانده ایم
هوا : ابری،تیره،بی باران، ماه پنهان
گرگهادرخیابان و بیابان در جولان
ما،بارها بجای ابرها گریسته ایم
همراه با لاله ها پژمرده ایم
خزان را در بهار دیده ایم
آفتاب بماند، مهتاب  را هم ندیده ایم
همه جا تاریک است....!
دل هامان اما روشن و بی باک و چالاک
تا گرگهارا برانند
ابرهاراوادار به گریستن کنند
باران ببارد،زمین ها سبز شوند،
لاله ها برویند درختان شکوفه دهند  هزاران در باغ بخواند زاغ ها بروند
ماه لبخند بزند
صبح بدمد،خورشید برآید
زندگی از نو آغاز شود....
سال هااست در انتظار سحریم
ایا شب مارا سحری هست؟
بیژن شکیبی by @bijan3148
1
9 days ago
Download
غزل:
تاکه چشم مردمان از داعیان دین تر است
نا مسلمان بودن از ایمان ایشان بهتر است
کافری کاو  در درونش توشه ای دارد ز عدل
برهرچه ظالم است اما مسلمان، سرور است
در پی آن دین و آیینم که میجویم وَنیست
آنکه پرمغز است و نغز و مثل باغی پر بر است
مهربانی  پیشه دارم عشق را آیین و کیش
این چنین بودن مرا والاتر از هر گوهر است
روشنایی بخش بودن مومنان را در خور است
هرکه آتش بر فروزد عاقبت خاکستر است
پیر دانایی بگوشم کرد نجوا روی مهر
گفت در سر فکر نو کن،عصر،عصری دیگر است
زاهدا دیگر مگو از دوزخ و باغ بهشت
از وعید و وعده‌ ات اندیشه ها اکنون سر است!
بیژن شکیبی by @bijan3148
3
14 days ago
Download
نکته :
داخل اتوبوس عازم تهران از مبدآئ بابلسر به تهران نشسته ام  هنوز مسافران بطور کامل سوار نشده اند و فرصت برای سوار و پیاده شدن هست. خانم میان‌سالی با ظاهری مرتب و حجاب اختیاری از پیرمردی که بلیط هارا کنترل می‌کرد سوال کرد: ببخشید اقا ایا میتونم پیاده بشم برم از بوفه خریدی بکنم و برگردم؟ مرد پاسخ داد : خواهش می کنم بفرمایید ... بعد  آقایی از ایشان سوال کرد : اقا! ایا میتونم سریع برم توی سالن یک کارت ب کارت کنم و برگردم؟ پیرمرد کنترل چی بهش جواب داد: از راننده بپرس! 
این تفاوت برخورد را که دیدم با خودم گفتم: بخشکی شانس که مرد آفریده شده ای.. 
بیژن by @bijan3148
5
16 days ago
Download
آنجاکه یار نیست دلم را قرار نیست
پاییز سرد هست وَاما بهار نیست
روزی فراز و لذت آن و گهی فرود
آری به این زمانه دون اعتبار نیست
 وقتی که خاک دشت پر از سنگ خاره است
آنجا دگر مناسب بر کشت و کار نیست
در دل مرااست بذر امید ونوید و عشق
اما به رویش ثمرش انتظار نیست
بنشسته ام به ساحل دریای پرخروش
از آن بغیرموج مرا  درکنار نیست
از راه‌ می رسد سحر و می وزد نسیم
شب هرچه هم بلند ولی ماندگار نیست 
بیژن شکیبی by @bijan3148
12
18 days ago
Download
دوست دارم صحبت هشیار ها
داشتن با جمعشان دیدارها
دوری از جمعیت درخواب خوش
بودن اما  در  بر  بیدارها

شایقم بر محفل صاحبدلان
میگریزم دائم از بی عارها
شوق آن دارم که  باز آید سحر
تا دهد تغییر در معیارها

لاله ها افتاده بر روی زمین
هرچه سر بینم  ولی بر دارها
آنکه می گوید سخن از آینه
سینه ای  دارد پر از  زنگارها
آهوان ترسان به هر سویی دوان
غرق آرامش ولی کفتارها
پرده گرآفتد و یا که پس رود
بر ملا  گردد  فراوان  رازها
کاوه ای می باید و خلقی پی اش
تا  عیان  گردد  رخ  طرارها
بیژن شکیبی by @bijan3148
6
a month ago
Download
غزل:
از خلق به دورم و‌به کارخویشم 
جز مهر به نکته ای نمی اندیشم

بر خوان کسی نظر ندارم هرگز
بااینکه تهی دستم وهم  درویشم 

ایمان بخدا دارم و رستاخیزش
هرچند که درباورتان  بی کیشم 

در  عالم‌  مهربانی  و  یک  رنگی
یک‌ گام‌ نه پس، بلکه همیشه  پیشم 

از  صحبتتان  مرا  بباید  دوری
کز  زخم‌  زبان  جمعتان  دلریشم

هر گوشه سینه ام نشان اززخمی است 
کافی است دگر زخم زبان و‌نیشم
بیژن شکیبی by @bijan3148
11
2 months ago
Download
روزی رسد که حال دل ما دگر شود
غم ها هرآنچه هست ز دل ها به درشود....
.شاعر:بیژن شکیبی by @bijan3148
23
2 months ago
Download
 by @bijan3148
4
2 months ago
Download
 by @bijan3148
10
3 months ago
Download
تنهانه که نسل من زمینگیر شده است
از بخت خود و زمانه هم سیر شده است
 از مشت گره کرده و فریاد و خروش
آنقدر پشیمان شده که پیر شده است
 
حالا شده پخته و ، ز اگاهی خویش
در آخر ره صاحب تدبیر شده است
 از گذشته اش نادم و لبریز از شرم
امروزکه پا در غل و زنجیر شده است
جای اینکه بر مکنت و شوکت برسیم
 سرهاهمه بر دار و پرازتیرشده است 
نسل نو پی گذشته می باشدو لیک
حال آمده اندو ،زین جهت دیر شده است
بیژن شکیبی by @bijan3148
24
3 months ago
Download
آزادی...
نامت را
که آرام زمزمه می‌کنم،
تمام پنجره‌های بسته
در دلم
رو به روشنایی باز می‌شوند.
وطن!
چه رنجی کشیده‌ای
که حتی کوه،
زیر بار سکوتت
خمیده است.
ما
فرزندان همین خاکیم؛
با دست‌های خالی،
اما
با دل‌هایی
که هنوز
برای تو می‌تپد.
کدام گناهِ نانوشته
بر پیشانی ما مانده است
که هر سپیده،
لاله‌ای
از خون برمی‌آید
و خورشید
شرمگین‌تر از همیشه
طلوع می‌کند؟
با این همه،
هنوز
به فردا ایمان دارم.
هنوز
صدای گام‌های آزادی را
از دور می‌شنوم.
وطن!
اگر تمام راه‌ها
به شب ختم شوند،
باز هم
چراغ کوچکی
در دل من
به نام تو
روشن خواهد ماند
شاعر: م. نور ی افشان by @bijan3148
7
3 months ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up