Instagram story viewer> @dyndrlw.lyl> Posts
POSTS STORIES REELS TAGGED
جای خالی لیوانش روی میز 
آنقدر بزرگ بود؛
که خانه داشت مرا می‌بلعید 
لعنت به مفهوم واژه‌ها... 
صبر،حوصله‌،تاب‌
اگر فراموشی
چون تفنگ  ماشه‌ایی داشت 
آن‌را به سینه‌ی یادها می‌‌چکاندم 
و آنگاه بر می‌گشتم 
به آن زمان ،‌که او
 حزب چشمه بود 
و سنگ های بیابانش 
نمی‌دانستند نام مرا 

لیلا دیندارلو

#لیلادیندارلو #لیلا #جای‌خالی#شعر #عاشقانه by @dyndrlw.lyl
74
13 days ago
Download
پیدایم کن 
حتی اگر چون قطره ایی آب در زمین فرو رفته باشم 
اگر نشد 
مثلا اتفاقی 
چون عطری گرم 
روی پیراهنِ کهنه ی زمستانی ات 
فکر کن ببین
 مرا کجا جا گذاشته ایی 
اصلا شاید پنهان 
در کشویی تاریک 
مثلِ پاکتی سیگار زیر جعبه ایی کبریت 
و خوب دانسته ایی 
هر قدر هم خیالم را 
به دور بیندازی 
عاقبت
 او را ملاقات خواهی کردی
در جایی، گوشه ایی...
 آهنگی قدیمی .
پیدایم کن 
در دشتی ،دره ایی ، آب راهی
آنجا که گوزن ها بی خبر
 به تماشای شکارگاه  ایستاده اند 
بی دریغ به سینه ام شلبک کن 
اما نگو این 
یک حادثه بوده است 

لیلا دیندارلو by @dyndrlw.lyl
65
a month ago
Download
ای باروت های تاریک
تا کی خواب انفجار 
باید آتشی بیفروزید 
 تکان دهید 
جنازه ها را
حیف است آرزوهامان 
چون ماهیان مرده
 در حسرت دریا غرق شوند 
چشم هایمان لال
آنطور که دیگر  لبخندی  بینمان رد و بدل نشود
آی ای از عشق گریخته 
میدانی که این صلح 
دسیسه ایست فریب کار 
پس نزدیک تر بیا
 ما باید به جنگ برسیم 
فرقی نمیکند 
تو یا من
نفس هایت را حبس کن 
ای انگشت بر ماشه 
شلیک کن
سینه برای گلوله است

لیلا دیندارلو by @dyndrlw.lyl
57
2 months ago
Download
 by @dyndrlw.lyl
21
3 months ago
Download
در من دختران بسیاری به قتل رسیده اند.
هر کدام ؛ به یک نحو 
پر شورترین شان در میهمانی آتشینِ یک استکان چای !
مغرور ترینش ، عشق 
و اما 
آنکه از همه دیوانه تر بود 
در همایش بی رحم سکوتی هولناک !
آری دیگر برایم فرقی نمی کند 
که کدام سمتِ زمین‌ ایستاده‌ام ؟
جنگ باشد ، شورش یا کودتا 
وقتی هیچ گاه  دستی ، برایم اناری دانه نکرد 
حتی در ممکن ترین حالات 
سرخوش  روزگار …

#عشق #لیلا-دیندارلو 
#چایی#انار
#دختران by @dyndrlw.lyl
79
10 months ago
Download
پرسیده ایی حال مرا بی تو چگونه است؟
خوبم ، خوب 
آنچنان خوب 
که انگار در سرم یک ایل وحشی به گوزن ها شلیک میکنند 
اسب ها رم کرده اند
رودها ستیز میکنند 
تلخم ، تلخ 
چیزی شبیه برجِ زهر مار 
قهرم ، قهر 
با تمام نهرها، نخل ها ، کافه ها 
ای جانِ جان 
بی قید رفته ایی 
بی شرط مانده ام 
از تو رانده و از خود مانده ام 

لیلا دیندارلو

#لیلا#دیندارلو #شعر
#بی_قید #شرط #عشق by @dyndrlw.lyl
90
a year ago
Download
 by @dyndrlw.lyl
101
a year ago
Download
او برگشته بود 
مغلوب 
از سرزمین های اشتیاق 
با زخمهایی کاری 
دردهایی انبوه 
باور نداشت که جنگ را سرتا سر
 به عطری
 ساده باخته بود 
 آی ای بی گدار ب آب زده 
گفته بودم 
نگفتم  که عشق قاتلیست مرموز 
با تو سر یک میز 
می نشیند
شراب می نوشد 
قمار می کند 
اما این جانیِ 
 تو را هم چون عاشقانِ دیگر بی تردید  خواهد کشت 
حالا ای منِ خسته‌ ناگزیر 
به گریزگاه جنون ، خوش آمدی !
بنشین 
تا برایت استکانی چای... 
راستی سیگار میکشی ؟؟؟

لیلا دیندارلو by @dyndrlw.lyl
73
a year ago
Download
این یا کریم دیوانه 
انگار عقل از سرش پریده است 
چه بی مهابا 
از سر صبح یک بند آواز میخواند
تو بگو 
من در توهم کدام خیال هنوز غوطه ورم 
که با آوای هر مرغِ صبحگاهی 
بال شاپرکی
بی سبب دلریز میشوم 
آری من میدانم تو می آیی 
و عطرت چون بوی شکوفه های سیب در هوا می پیچد 
اما آنگاه که من دیگر 
چون برگی خشکیده 
زیرِ آتش چای کاروانی دود شده ام ...

#لیلادیندارلو
#چایی#یاکریم #خیال
#شکوفه #عطر 
#دیوانه #شاپرک #عقل
#صبحگاهی#کاروان #دود #دلریز by @dyndrlw.lyl
54
a year ago
Download
 by @dyndrlw.lyl
91
a year ago
Download
و من لذت این درد را 
که از شیوع کشنده ی ناب نفسهایت 
سرایت کرده در جانم 
بی دریغ دوست دارم 
حتی اگر مرا شرحه شرحه کند 
مثال آن تیغی  که افیون را  بیرون میکشاند 
از مویرگ های خشخاش 
 چنانچه بی تابم کند 
بسان آن ماهی جنون زده ایی 
که بر دهانش گیر کرده قلاب 
آری من این تن رعشه ها را 
 دیوانه وار دوست دارم 
صادقانه بگویم 
میخواهمش 
به مصداقِ آن عطری 
که سالهاست احتکار شده 
در تار و پودِ رو تختی ملافه ها 
به زیبایی احساسِ پر شورِ 
آن قمار بازی 
که اسبش را بی شلیک 
پس گرفته
از پسرِ قلاشِ خانِ آن دیار 

لیلا دیندارلو by @dyndrlw.lyl
63
a year ago
Download
♦️ ♦️ ♦️
♦️
آرام جان 

هنوز از تو مختصری 
در قلبم جا مانده است 
این اندک آنقدرهایی هست 
که با آن می‌توان 
تمام کبریتهای خاموش جهان را بر افروخت 
و آتش بر جان کشتزارهای خشخاش انداخت 
بادرد رقصید 
بی حنجره آواز خواند 
آنگاه باب دیوانگی را 
از نو آغاز کرد 
بی واهمه در آغوش مظلوم گناه جان داد 
عذاب را پرستید 
و به وسعت تنهایی خدا 
گریه کرد 

#لیلادیندارلو
#آلاچیق_احساس
@leyladindarlo
#alachigh_e_ehsas
♦️♦️♦️
#شعر  #شعر_مدرن #ایران
#خبر by @dyndrlw.lyl
183
a year ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up