Instagram story viewer> @emosiu> Posts
15.2K
followers
1030
following
شاید لابه لای این اشیاء کهنه،
ذوق صد ساله ی شاعری باشد
که برای نان
فروخته
.........
من شاعری غریبم، یک خطِ روی دیوار
امین بیاتانی (سیمرغ)
POSTS STORIES REELS TAGGED
Download All
#عتیقه_فروشی_موسیو
#آنتیک
#دستخط_من by @emosiu
0
5 years ago
Download
#عتیقه_فروشی_موسیو
#آنتیک
#دستخط_من by @emosiu
0
5 years ago
Download
#عتیقه_فروشی_موسیو
#آنتیک
#دستخط_من by @emosiu
0
5 years ago
Download
برو پسرم...
برو دوست پیدا کن، زمین بخور، بلند شو، یاد بگیر،
بخند، اشتباه کن و خودت راهت رو پیدا کن.

من قرار نیست  جلوی راهت باشم؛
اما قول می‌دم همیشه
پشت سرت باشم.

امروز تو اولین قدم رو به سمت دنیای خودت برداشتی...
و من،با افتخار تماشات کردم که داری از دنیای کوچیک من
به سمت دنیای بزرگ خودت می‌ری.

بزرگ شو پسرم...
فقط هرچقدر هم که بزرگ شدی،
برای بابا همون پسر کوچولویی بمون
که امروز با کیف کوچیکش
بزرگ‌ترین حس دنیا رو به قلب من داد. ❤️

#اول_مهر #مدرسه #روز_اول_مدرسه #پیش_دبستانی #آقا_راستین by @emosiu
38
13 days ago
Download
باد،گیسوی تو را دزدید و رفت
چشمه مهروی تو را دزدید و رفت

آینه خالِ لبانت چونکه دید
خالِ ھندوی تو را دزدید و رفت

دست را در خاک چرخاندی و خاک
سرد شد،خویِ  تو را دزدید ورفت

شعر قالی را که خواندی پشت دار
دشت، آهوی تو را دزدید و رفت

شب که مسحور تماشای تو بود
ماه،جادوی تو را دزدید و رفت

موج دریا شعله ور شد تا غروب 
 خطِ ابروی تو را دزدید و رفت

تا رقیب این شعر را از من شنید 
قلبِ  بدخوی تو را دزدید و رفت

شعر ،سیمرغ 

پی‌نوشت:
از قشنگی های جاده #اسالم_خلخال امسال 🥹
اول فکر کردم این دختر بچه روستایی موهاش و حنا انداخته ،تا نگاهم به موهای داداشش افتاد....
#شعر #سیمرغ #جاده #گیسو #گیسو_حنایی #حنایی #حنا by @emosiu
8
10 months ago
Download
بغلم کن مث پیچکای گوشه ی حیاط
مثِ پلکایی که شب بسته میمونه رو چشات
بغلم کن که گلات روی تنم بوسه بدن
تنِ دیوارم و قایم بکنم با شاخه هات
نمیخوام پُشت سرِت دیوار کوچه ای باشم
که یه وقت غریبه ای بشینه زیرِ سایه هات
تنِ تو خسته که شد، تکیه به تنهاییم بدی
من باهات قد بکشم تا برسونم به خدات

سیمرغ 

#سیمرغ #عتیقه_فروشی_موسیو #عتیقه #آنتیک #ایران #شعر #بغلم_کن by @emosiu
0
10 months ago
Download
امروز راستین نمیخواست من پیر بشم😂 دقیقا مثل من که دلم نمیخواد اون بزرگ بشه..... 
این کلیپ و یادگاری میذارم براش تو پیج تا وقتی خودش مردی شد یادمون بیاد زمان می‌گذره، ولی عشق پدر و پسر نمی‌گذره.

#پدر #پسر #زمان #احساس #بچگی #عتیقه_فروشی_موسیو #ریش_سفید #یادگاری taken in اراک by @emosiu
25
a year ago
Download
«بعضی مسیرها مثل آدم‌های گذرا و سرسری هستن؛ هیجان دارن، سرعت دارن، اما آخرش به جایی نمی‌رسن.
برخی مسیرها اما واقعی هستن، همون‌هایی که تهش تورو می‌رسونن به جایی که همیشه می‌خواستی.
پشت فرمون زندگی، حواست باشه کدوم جاده‌ها رو جدی بگیری؛ دنبال راننده‌ای باش که فرمون رو رها نمی‌کنه و همسفری که پای قولش می‌مونه.

من تو زندگی از خیلی چیزها مطمئن نیستم—جز بعضی انتخاب‌ها که باید با همه‌ی وجود نگه داشت.»

#کارتینگ #کارتینگ_حیران #گردنه_حیران #عتیقه_فروشی_موسیو #جاده #سفر #انتخاب by @emosiu
14
a year ago
Download
این یک صفحه از سندی تاریخیه!  یک نسخه‌خطی قدیمی — و برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، شعر نیست؛ یک حاشیه یا یادداشت است که احتمالاً مربوط به مالک یا نسخه‌برداره.
 اگه کسی می‌تونه بخونه چی نوشته، پایین بنویسه 👌

نه اینکه بگم بدخط نوشته من کم سوادم نتونستم بخونم
نقاشی هم خیلی شباهت داشت به حضرت سعدی برای همین نوشتم سعدی
اینکه چی نوشته خیلی مهمه ولی مهمتر اینکه:
"  عشق، تاریخ نمی‌شناسه!"

#نسخه_خطی #مینیاتور #خوشنویسی #خط_نستعلیق #تاریخ #ایران #راز #قدیمی PersianArt  #reels #explore #عتیقه_فروشی_موسیو by @emosiu
4
a year ago
Download
اساتید قلم زنی برای ماندگارتر شدن آثارشون دنبال یه ظرف خاص، یه زیرکارِ ساخت دست استادکاران قدیمی و خوش ساخت هستن
به نظرم این آفتابه که هنوز دست‌نخورده و خام مونده یکی از اوناست که  همین سادگی ، جایی برای هزاران قصه باز گذاشته .
هر روزی که قلم حکاک بیاد روش بشینه، نشانه‌ای از تاریخ، عشقی گم‌شده، یا رازی پنهان آشکار می‌شه! هیچکی نمیدونه سالها بعد این آفتابه چه شکلیه  و قراره چه نقش‌ها روش جون بگیره.... 
 این فقط یک آفتابه نیست؛ یک بوم خالی بجا مونده از گذشته است، که منتظره یکی داستانشو کامل کنه.
اگه هنرشو داشتی،جرات میکردی پایان  قصه اشو رو بنویسی ؟

#explore #reels #عتیقه_فروشی_موسیو 
#آنتیک
#هنر_ایرانی
#تاریخ_زنده
#آفتابه_قدیمی
#قدیمی_ها
#کشف_تاریخ
#بوم_خالی
#راز_تاریخ by @emosiu
2
a year ago
Download
« این کاسه یه روزی روی میز یکی از شاهزادگان قاجار بوده…
سالیان بعد، توی یه کاروان قدیمی در راه اصفهان – شیراز، از دست به دست گذشته تا رسیده به  دوره ی ما! 
این ظرفو تو یه بازار کوچک و تاریک پیدا کردم؛  فروشنده‌اش  گفت:
"این کاسه داستان عجیبی داره که اگه بدونی، دیگه آرامش نداری 🙄
 
حالا فکر میکنید داستانش چی بوده که می‌گفت اگه بدونی آرامش نداری ؟🤔

مشخصات :

 کاسه/ظرف ایرانی مربوط به دوره قاجار با پنل مرکزی حکاکی شده که یک شکل و پرنده را احاطه کرده و با نوارها و نقوش تزئینی احاطه شده . کیفیت ساخت بالایی دارد و با توجه به اندازه‌اش سنگینه، فکر می‌کردم برنزی باشد اما پشتش آثاری از آلیاژ وجود دارد، بنابراین احتمالاً مس قلع اندوده🤷؟
قطر: ۱۸.۷۵ سانتی‌متر - ارتفاع: ۳ سانتی‌متر در شرایط عالی با برخی نقاط اکسیداسیون در حکاکی

#قاجار #عتیقه #ظرف_قدیمی #کاسه_قاجاری #قلمزنی #هنر_ایرانی #تاریخ_ایران #کلکسیون #اشیای_قدیمی #عتیقه_فروشی_موسیو by @emosiu
6
a year ago
Download
سی و هشت سالگی... 
بالاخره سی و هشت ساله شدم! در یک روز معمولی مثل باقی روزها. یک روزی که میخواهم همین جوری بنویسم درباره اش مثل سالهای گذشته که بعدا یادم نرود مثلا آن روز چه گذشت. بنویسم به همان بهانه از افکار و اوهام درون سرم که بعدا یادم نرود آن روز مثلا به چه فکر میکردم و به چه فکر نمیکردم. بنویسم به همان بهانه و تشکر بکنم از تک تک دوستانی که تبریک گفتند....
بعضی ها را می شناسم که روز تولدشان را پنهان کرده اند که ببینند چند نفر واقعا یادشان است. 
من یکی دستم به این کار نمی رود....
اصلا همین تبریکها خودش کلی غنیمت است و همان روز معمولی معمولی معمولی که باید همینجوری و همین قدر هم معمولی معمولی معمولی باشد را به چیزی دیگر تبدیل میکند.
همین تبریک و حس مثبت و مهربانی و توجه در این روزگار که از بس بد میبینی و بد میشنوی از زمین و زمان و فرسوده تر میشوی لحظه به لحظه، دیگر چیست که بخواهم خودم را از آن محروم کنم؟
پیش خودم فکر می کنم صبح روز سی و هشت سالگی مثلا باید چگونه آغاز شود؟
 هیچی واقعا
 هیچی مثل باقی روزها...
1404/06/10
#سیمرغ #تولد #سی_و_هشت_سالگی #38 #38سالگی #عتیقه_فروشی_موسیو #عتیقه #10/06/1366 #شهریور #شهریوری by @emosiu
0
a year ago
Download
×

Download all media on this page

Photos Videos
back to up