Instagram story viewer> @farbod.exist> Posts
1.2K
followers
1509
following
Producer of Rangi show📺
Marketing Account Manager at @adlikafe
B&B consultant at @dopium.fam
Study M.A - I/O psychology📚
Existentialist 🖼️
POSTS STORIES REELS TAGGED
Download All
گزارش تصویری از اجرای زنده هیرولیک - ۹ مرداد ۱۴۰۵📸

اجتماع پادکست فارسی یکی از دلی‌ترین کامیونیتی های فعال حال حاضره.

فعالین این حوزه، با تخصص های جور وا جور، در غیر عمومی ترین پلتفرم امروز و با حداقل چشم داشت مالی، برای چند دقیقه محتوای صوتی، ساعت ها زحمت می‌کشن.

تقریبا تمام پادکسترها امکان کسب درآمد بیشتر از حوزه‌های دیگه رو دارن، اما انگار تولید محتوای با کیفیت، مخاطبان وفادار، همکاران خوش ذوق و عشق به روایت گری، چسب محکمی بین تولید کننده و این حوزه شده.🤍

خوشحالم که فرصت و افتخار این رو داشتم که با یکی از محبوب‌ترین پادکست‌هایی که مخاطبشون هستم، برای تولید محتوا همکاری داشته باشم. 
اولین بار نبود که کنار و به عنوان همکار افرادی که مخاطبشون بودم و هستم بایستم، بعید هم می‌دونم آخرین بار باشه.✌🏻

پیشنهاد می‌کنم اگر هیرولیک رو تا الان دنبال نکردید، در اینستاگرام و مهمتر از اون در کست باکس یا اپل پادکست دنبال کنید.

علاوه بر V for vendetta (در ۲ نسخه طولانی تر ۲ اپیزوده و اجرای زنده تک اپیزوده)، برید و اپیزود های Sandman و Watchmen هم گوش بدید.🎧

بعید می‌دونم بعد از گوش دادن این اپیزود ها، دلتون بیاد بقیه رو گوش ندید!🔥

پ.ن: تشکر ویژه از علیرضا که با تمام درگیری هاش اومد پای پروژه و مثل همیشه یه همکاری دلچسب داشتیم🤝🏻 by @farbod.exist
6
2 months ago
Download
‌
رنگی شو با متین فتاحی
Inspired by colors show
قسمت اول - تابستان ۱۴۰۳ by @farbod.exist
33
2 years ago
Download
⁨	⁨	⁨	.
روز نهم مرداد یک روز به یاد موندنی برای هیرولیک بود. جای همه اونایی که نبودن خالی و دم اونایی که بودن گرم
Video: @farbod.exist 
@_alirezayahya 
.
#فائقه_تبریزی #پادکست_فارسی #پادکست_هیرولیک #پادکست_آلبوم
#vforvendetta⁩⁩⁩ by @farbod.exist
39
2 months ago
Download
یادآوری از فصل پیش🤝

00/10/2
فصل ۵ یک ساعت با زیرزمین - قسمت ۵ by @farbod.exist
17
3 years ago
Download
‌
رنگی شو با حسام تی‌ام
Inspired by colors show
قسمت دوم - تابستان ۱۴۰۳ by @farbod.exist
18
2 years ago
Download
.
اجرای زنده هیرولیک در سالن ایت پلت
با موضوع وی فور وندتا
.
#vforvendetta #comics #فائقه_تبریزی  #پادکست by @farbod.exist
49
2 months ago
Download
روز ۱۱۶م از جنگه ولی عکس ها واسه ۱۰۵۶ روز پیشه

داشتم پادکست استانبول از رادیو جوان رو گوش میدادم و واسه بار ۱۰۰م حسرت عکس‌هایی که از سفرم به این شهر رو گوشیم بود و دزدیدنش رو می‌خوردم که یهو یادم اومد ته یه گروه خانوادگی یه چیزایی از عکس‌ها مونده. رفتم و دانلود کردم و همین الان داغ داغ دارم آپلودش می‌کنم. تا جایی که یادمه تقریباً هیچ محتوایی از این سفرم رو در سوشال مدیا شیر نکردم. نمی‌دونم هم چرا.

پس این شما و این آلبوم عکس سفر به ترکیه با خانواده دومم که البته فکر نکنم حالا حالا ها به لحاظ مالی بتونم تکرارش کنم!

تجربه خیلی خیلی بزرگی بود برام. بعد از ۱۲ سالگیم که دبی رفتیم و به عنوان یه طفل هیچی ازش نفهمیدم جز ساختمون های بلند، این اولین سفر خارجیم بود که می‌فهمیدم چخبره.

فهمیدم زبانم اونقدر که فکر می‌کردم هم بد نیست و میتونم از پس خودم بر بیام، فهمیدم چقدر دنیا اون بیرون می‌تونه راحت تر باشه از این کثافتی که ما داریم زندگیش می‌کنیم و تازه این ترکیه‌س! فهمیدم زندگی خیابونی استانبول چقدر جذابتره و احتمال اینکه ازش خسته بشی خیلی خیلی کمه. فهمیدم با اینکه چندان هم کشور عجیبی نیست، اما کیلومترها از ایران بالاتره تو تقریباً همه چی. دسترسی، امکانات، حمل و نقل، جریان زندگی، پذیرش فرهنگی و... 

واسه من این سفر هر روزش یه سفر جدا بود و بعید می‌دونم اگه ۱۰ بار دیگه هم بیام ترکیه، این اولین بار رو یادم بره. by @farbod.exist
2
4 months ago
Download
روز ۱۲۹م - مرگ بر کلیشه‌های دروغ، کی گفته شهر کرد خنکه؟

به اعتبار پیشنهاد یه پست اینستایی و کمی چرخیدن رفتیم دره عشق که جوک بزنیم و بازی کنیم و از هوای خوش لذت ببریم.
میزان آب در آبشار رو تو اسلاید ۴ می‌بینید و طبیعتاً به نسبتش هوای خوبی هم تجربه نکردیم...

کمی برگشتیم و یه جای جالب تر زیر درخت پیدا کردیم، ولی همون هم بعد ۲ ساعت آفتاب رفت سمت افق و باز سایه جا به شده بود.
به نظرم بزرگترین پوینت امروز، این بود که با اینکه همه از گرما اذیت بودیم و سارینا ماشینش جوش آورده بود اما کسی بد سفر نبود و همراه بودن و هر کی یه گوشه از کار رو می‌گرفت.

دلم میخواد بیشتر بنویسم ولی خیلی هستن و خیلی دیروقته، خیلی دیتای بیشتری خواستید دایرکت بدید. با تشکر. by @farbod.exist
14
3 months ago
Download
روز ۱۲۶م - طبیعت هیچوقت خستم نکرده، طالقان هم همینطور.

نمی‌دونم چطور، ولی مسیری که ۱۲ ساله میریم پیاده روی رو رفتیم، و تقریبا هر چند متر یک چیز جدید می دیدم.
امروز خیلی حرفی برای گفتن نداشت، ولی تصویر برای دیدن زیاد داد!
سعی کردم اونایی که ثبت کردم رو به اشتراک بذارم، شما بدونید که یه عالمه هم ضبط نشده.
شما چقدر دقت می‌کنید به طبیعت؟ به مسیرهای تکراری؟ شما هم دیدید که یه مسیر چندین ساله یه عالمه جزئیاتی داره که اصلا ندیده بودیشون؟

شام رو جوجه خوشمزه زدیم و نشستیم به دیدن فیلم sentimental value.
چقدر این نروژی ها عجیب میسازن. در عین سادگی، عمیق!
۲ ساعت فیلم بود اما واقعا لمس می‌کردی زندگیشون رو.

الان هم کاپو ورده تو ۹۰ دقیقه از آرژانتین مساوی گرفته، در مرحله حذفی! چی میشه اگه قهرمان سابق، این چنین حذف بشه؟ خواهیم دید چه خواهد شد...

فردا عازم اصفهانم چون طاقت این حجم از غمی که در تهران جاری هست رو ندارم، سوغاتی چیزی خواستید اول پولش رو بزنید دوم بگید که بگیرم واستون.

پ.ن: پست رو schedule کردم by @farbod.exist
5
3 months ago
Download
روز ۸۹م - الحق که زبان سرخ سر سبز را میدهد بر باد! از من بپرسید که همیشه زبونش در حال کاره...

۴شنبه تعطیل بود و البته تولد سارا جون! با ۴ ساعت خواب، رفتیم به سمت دماوند. تقریبا ۴ ساعت تو مسیر بودیم که در واقع باید ۲/۵ ساعت می‌شد، ولی تا رسیدیم و نشستیم یادم رفت اصلا، بس که منظره دلچسب بود!

تا حالا سمت دماوند نیومده بودم، خیلی برام با ابهت و جذاب بود و ناراحت شدم که زیر گوشم بوده و تا ۲۵ سالگی ندیدمش! مرسی از سارا که به خاطر تولدش من رو به این زیبایی طبیعت کشوند.

خیلی خودمونی پیک نیک رو برگزار کردیم و حاصل این سفر یه روزه، شد کلی عکس خفن واسه استوری و پست، دیدن تخم مرغ دو زرده، کلی خندیدن و صحبت کردن، گرفتن آرامش از طبیعت، دوری از زندگی شهری حداقل برای چند ساعت، خوردن کلوچه فومن خوشمزه، املت، سوسیس تخم مرغ و قهوه.

دم جمع کردن هم عقرب رو برای اولین بار از نزدیک دیدم. عجب ابهتی پسر. یذره حشره بود ولی بد ترسناک بود. موقع برگشت خوردیم به یه ترافیک کثافت که باعث شد در نهایت بی خداحافظی از بچه‌ها جدا بشیم و هر که رود خانه خود. by @farbod.exist
7
4 months ago
Download
‌‌
۱۴۶۰ روز گذشت و تو هنوز دوست منی و ۶ فیت زیر خاک بودنت هم این رو عوض نکرده

(متن احساسی و بدون سانسوره، اگه اذیت می‌شید ادامه ندید)

۴ سال پیش همین روز، احتمالا بدترین تماس زندگیم رو داشتم:
((من زنگ زدم به اورژانس و آتش نشانی و پلیس، تو فقط برو))
زیر ۱ دقیقه بعد از بیدار شدنم، تو کوچه بودم. ماشین رو روشن کردم و با کمترین امید ممکن اومدم سمت خونت.
تو آدم اهمال کاری بودی، و این رو از کمالگراییت داشتی.
پس اگه کاری می‌کنی، حتما تا تهش رو رفتی.
من یه ربعه بهت رسیدم، همون‌طور که ممد و سزی رسیده بودن.
ولی تو یه جوری تمومش کردی که کسی کاری ازش بر نیاد.
در کل آدم باهوشی بودی، ولی حماقتت اونجا بود که فکر کردی با رفتنت نهایت ۵ نفر بترکونن ۵ ماه ناراحتتن.

سروش ۴ سال از رفتنت گذشته و فقط ۴ نفر که تا حالا ندیده بودنت جلوی من با داستانت گریه کردن، تو ببین دیگه چی به سر ما اومده!
به گل خریدن کلا اعتقادی نداشتم، ولی بعد ۴ سال واسه اولین بار برات گل گرفتم. سارا می‌گفت اون اواخر که واست گل گرفته بود پشمات ریخته بود و نمیدونستی جدی گل برای توعه یا قراره بده به کس دیگه‌ای.

الان که اینا رو می‌نویسم، تو ماشین منتظرم تا تنها کسی رو که تو دوران سوگواریت نفهمیدم و نبخشیدم بلند شه بره. کاش اون آدم دشمن خودم بود، احتمالا بهتر می‌تونستم باهاش کنار بیام.

حاجی یادته سر کلاس بحث جنگ با آمریکا بود؟ بعد همه هم اوکی بودن؟ الان لیترالی جنگه و احتمالاً بمباران خبری این روزها نمیذاشت ذره‌ای به افسردگی و تنهاییت فکر کنی، همون‌طور که معتقدم دوران زن زندگی آزادی هم می‌تونست تو رو نگه داره‌.

دلمون خیلی برات تنگه. خیلی دوستای جدیدتری پیدا کردم که حتی تو مجازی هم نمیشناختنت، ولی دقیقا می‌دونن سروش که بود و چه کرد.
یه برنامه ساختم که اسمش رو به یادت گذاشتم، فعلا معلقه ولی عجیب دلم میخواد ادامش بدم و اسمت رو زنده نگه دارم.
آخه میگن آدم ها تا وقتی زنده‌ان که کسی به یادش باشه.
۲ سال اول روزی و ۲ سال اخیر هم هفته‌ای نبوده که به طور جدی اسمت نیاد، حرفی ازت زده نشه یا یادت نکنیم.
تو حتی رفتنت هم کلی رنگ به زندگی‌هامون پاشید، ولی بازم کاش نرفته بودی.
کاش نرفته بودی و قهر بودیم با هم و آدمای زندگی خودمون رو داشتیم، بی ربط به هم. ولی کاش بودی.

البته من گوه کدوم کونم؟ دلت خواست بری همون‌طور که من دلم نمیخواد برم. تو از روی ضعف و هیجان نرفتی، متاسفانه با تصمیم و هزار بار حلاجی کردن رفتی.
بعد رفتنت تنها کاری که تونستم تو دلم در حقت بکنم، (ادامه تو کامنت) by @farbod.exist
34
3 months ago
Download
روزهای ۹۶، ۹۷، ۹۸، ۹۹ و ۱۰۰م - جنگ هم جنگ های قدیم. نه وحید آنلاین شلوغ شد، نه استرس گرفتیم، نه سفر رفتیم، نه تعطیل شد، نه اینترنت قطع شد!

۵ روز خیلی مهم رو اسکیپ کردم. انقدر چیزها توش اتفاق افتاد که شروع کنم به نوشتن، نمیتونم تمومش کنم!

اما حالا که رسیدیم به روز ۱۰۰، اولا خواستم تشکر کنم از @whmoona که اول محتوای ایشون رو دیدم و بعد شروع کردم به ژورنال کردن. البته باید زودتر از اینا تشکر می‌کردم که منتظر بودم به روز ۱۰۰ برسیم تا مثلا خاص تر باشه، ولی انقدر روزها پیچیده گذشت که نشد.

دوم خواستم از تجربه این ژورنال کردن بنویسم. بزرگترین چیزی که بهم این ژورنال کردن یاد داد، این بود که قبلا فقط روز یا دوره‌های خاص و مهم رو ممکن بود پست کنم، اما فهمیدم که تقریبا هر روز زندگیم مهمه و پر از اتفاق. زندگی دقیقا در هر روز و از صبح تا پاسی از شب ادامه داره و همون قدر که لحظه بعدی ذاتاً بی معنیه، همون قدر می‌تونه معنی بگیره.

قبلا فکر می‌کردم روز ها رو مثل اپیزودهای فیلر میگذرونیم تا برسیم به یه چیزی، ولی الان که یکم دقت کردم و بهتر به روزم فکر کردم، دیدم هر روزمون یه چیزی داره. دعوا، آشتی، مهمونی، استراحت، گپ زدن، ایونت، اجرا، سفر، عروسی و...

به نظرم هر کسی یه دوره ۱۰ روزه، حتی شده واسه خودش تو چت شخصی بنویسه و ببینه روزهاش چطور می‌گذره. حتی اگه چندان هم بر چالش نباشه، می‌تونه با دقت بهتری به زندگیش نگاه کنه و در صورت نیاز بهش چالش اضافه کنه. by @farbod.exist
10
4 months ago
Download
×

Download all media on this page

Photos Videos
back to up