Instagram story viewer> @hatami_mmd> Posts
33.9K
followers
1267
following
Founder: @origami.ci 🔺
🐎Sports Science | B.Sc.
🎞️Dramatic Literature & Cinema | M.A.
POSTS STORIES REELS TAGGED
Download All
🔺بیا تــــا بزنيم 😉✌🏽

OCi🔴
Creative & Ideation platform 

#خلاقیت #ایده_پردازی #اوریگامی #ایده #origami by @hatami_mmd
0
3 months ago
Download
از دل گدازه‌های آتش، از قلب آتش‌فشان می‌گذرند تا به محبوبه‌ خود برسند! 🔥😁
اما اژدها …

مینی‌موشن : فصل نخست “بامدادخمار”

•قسمت چهارم•
 
تهيه شده در پلتفرم اوريگامی🔺OCi

Writer & Director : 
@hatami_mmd

Ai Animatior : 
Pegah Heydari

Produced by
@origami.ci
@minimotion.ci

«بامداد خمار»
دوشنبه‌ها  ساعت ۲۰
پخش اختصاصی از پلتفرم شیدا 

سریال«بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی اقتباسی از رمان پرفروش فتانه حاج‌سیدجوادی.

@bamdadekhomarofficial
@ghasemiofficiall
@bamdadekhomar.news
 
#minimotion #ai #بامدادخمار by @hatami_mmd
61
2 days ago
Download
بنظرتون محبوبه با بوسه‌ی کدوم عاشق از خواب ابدی بیدار میشه ؟!🔞🙄

مینی‌موشن : فصل نخست “بامدادخمار”

•قسمت سوم•
 
تهيه شده در پلتفرم اوريگامی🔺OCi

Writer & Director : 
@hatami_mmd

Ai Animatior : 
Pegah Heydari

Produced by
@origami.ci
@minimotion.ci

«بامداد خمار»
دوشنبه‌ها  ساعت ۲۰
پخش اختصاصی از پلتفرم شیدا 

سریال«بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی اقتباسی از رمان پرفروش فتانه حاج‌سیدجوادی.

@bamdadekhomarofficial
@ghasemiofficiall
@bamdadekhomar.news
 
#minimotion #ai #بامدادخمار by @hatami_mmd
121
6 days ago
Download
⁨	⁨	👑هر قلمرو داستانی دارد و این داستان تازه آغاز شده است.

 «قلمرو » میکرودرامای جدید پلتفرم ایده پردازی و خلاقیت اوریگامی به تولید رسید …

به زودی خواهید دید این قلمرو ، متعلق به کیست !

👑THE REALM ; ai micro-drama series 
🔴PRODUCED BY OEIGAMI.Ci

#میکرودراما #اوریگامی⁩⁩ by @hatami_mmd
10
8 days ago
Download
⁨	⁨	محبوبه و عاشقانش در قصر سیندرلا💍 ؛ بالاخره کی به محبوبه میرسه؟!😂

مینی‌موشن : فصل نخست "بامدادخمار"

•قسمت دوم•
 
تهيه شده در پلتفرم اوريگامی🔺OCi

Writer & Director : 
‪‪@hatami_mmd‬‬

Ai Animatior : 
Pegah Heydari

Produced ‪@origami.ci‪@minimotion.ci‬n.ci‬n.ci

«بامداد خمار»
دوشنبه‌ها  ساعت ۲۰
پخش اختصاصی از پلتفرم شیدا 

سریال«بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی اقتباسی از رمان پرفروش فتانه حاج‌‪@bamdadekhomarofficial‪@ghasemiofficiall‪@bamdadekhomar.news‬homar.news‬homar.news⁩⁩ by @hatami_mmd
94
9 days ago
Download
محبوبه ، راپونزل می‌شود 🥰

مینی‌موشن : فصل نخست "بامدادخمار"

•قسمت اول•
 
تهيه شده در پلتفرم اوريگامی🔺OCi

Writer & Director : 
@hatami_mmd

Ai Animatior : 
Pegah Heydari

Produced by
@origami.ci
@minimotion.ci

«بامداد خمار»
دوشنبه‌ها  ساعت ۲۰
پخش اختصاصی از پلتفرم شیدا 

سریال«بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی اقتباسی از رمان پرفروش فتانه حاج‌سیدجوادی.

@bamdadekhomarofficial
@ghasemiofficiall
@bamdadekhomar.news by @hatami_mmd
139
13 days ago
Download
محبوبه و عاشقانش وارد دنيای دیزنی شدند😁

پخش مينی موشن “بامدادخمار” شنبه ها و چهارشنبه ها از @minimotion.ci 

تهيه شده در پلتفرم اوريگامی🔺OCi

Writer & Director : 
@hatami_mmd

Ai Animatior : 
Pegah Heydari

Produced by
@origami.ci

«بامداد خمار»
دوشنبه‌ها  ساعت ۲۰
پخش اختصاصی از پلتفرم شیدا 

سریال«بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی اقتباسی از رمان پرفروش فتانه حاج‌سیدجوادی.

@bamdadekhomarofficial
@ghasemiofficiall
@bamdadekhomar.news
 
#minimotion #ai #بامدادخمار by @hatami_mmd
56
15 days ago
Download
⁨	🍷
اواخر تیرماه بود که طرح این پروژه، «بورش و خون» رو به سپهر پیشنهاد دادم.

از همون‌جا شروع شد؛
پازلِ اجرایی شدن این ایده، تکه‌تکه کنار هم چیده شد. بارها تکه‌ها کنار هم جور درنیومد، بارها مجبور شدیم همه‌چیز رو خراب کنیم و از نو بچینیم، تا بالاخره تصویر کامل شد؛
«بورش و خون» شکل گرفت.
و شد اولین سه‌گانه تئاتر تاریخ ایران🩸

حالا که بهش فکر می‌کنم، لحظه‌لحظه‌ی این مسیر رو به خاطر میارم…

طراحی‌ها و ایده‌پردازی‌های جورواجور، مارکتینگ، برنامه‌ریزی‌ها، ساخت دکور و صدها جزئیات ریز و درشتی که باید درست کنار هم قرار می‌گرفت تا این سه‌گانه در شیراز جان بگیره.

به خاطر میارم…
بی‌خوابی‌های تیم خفن و کاربلدمون رو، استرس‌ها و اضطراب‌های هر لحظه، خستگی‌هایی که گاهی دیگه جایی برای ادامه نمی‌ذاشت و با این حال، ادامه دادیم.

به خاطر میارم…
دقت و حساسیت‌های صابر جون رو؛ حساسیتی که با هنر بی‌نظیرش درهم آمیخته بود.
طرز ایستادنت، نگاهت، حرف زدنت، دقتت به کوچک‌ترین جزئیات؛ همه و همه چیزی رو تصویر می‌کرد که باید.
یک مولتی‌تسکِ عجیب و خاص که با تمام سخت‌گیری‌ها و حساسیت‌هات، از کار کردن مداوم کنارت لذت می‌برم و ازت یاد می‌گیرم.

مهربونیِ پانی جون رو به خاطر میارم…

و رضا، دانیال، الی، موری، سعید، مجید، شایان،امیرحسین، قاسم، حجت، شیما، صادق، ماهان، سیاوش، نیما، اصغر، خانم نقوی ، خانم صالحی و همه و همه و همه‌ی شما رفیق‌هایی که این مدت فقط باهاتون کار نکردم؛ باهاتون زندگی کردم و لذت بردم.

حالا «بورش و خون» برای من فقط یک پروژه، یک اجرا یا یک سه‌گانه نیست؛
تکه‌ای از زندگی منه که با شما ساخته شد و مهم ترینش هم دل خوشه

دم همتون خیلی گرم❤️
شهریور ۱۴۰۵ | شیراز زیبامون

#شیراز #shiraz⁩ taken in Shiraz, Iran by @hatami_mmd
122
a month ago
Download
⁨	روز پایانی تیم «سه گانه بورش و خون» در شهریور ماه شیراز |۱۴۰۵🩸

جای سپهر جون، امیرحسین جون ، قاسم جون و بهروز جون هم تو عکس خالی 🌹

عكاس : محمد كاظمی 
@_mohamadkazemii_ 
#شیراز⁩ taken in Shiraz, Iran by @hatami_mmd
36
a month ago
Download
الان کی ضرر کرد که از حبیب تو تبلیغات دیور استفاده نکرد ؟!😂

چون دوست داشتین، پستش کردم😁

@dior 
@hootanshakiba 

#دیور #dior #هوتن_شکیبا #حبیب by @hatami_mmd
3k
3 months ago
Download
⁨	⁨	نام هارو فراموش نکنید، زندگی ها، امید و انگیزه و آرزوهایشان. عادی نباشید، عادی نباشیم. بی خیال و افسرده هم نه.💔

اینکه بعضی‌ها فراموش کرده‌اند — یا در حال فراموش کردن‌ هستند —
اینکه زندگی‌های همیشگی‌شان را با بی‌توجهی به ارزش جانِ جان‌فدایان میهن سپری می‌کنند،
مهمونی می‌گیرند، جشن می‌گیرند،
یا حتی غم‌هایشان را فقط در فضای مجازی منتشر می‌کنند و در روزمرگی‌هایشان نگرشی دیگر را عملی می‌کنند…
به آن‌ها کاری ندارم.
حتی به همان‌هایی که قدم بر خون جوان‌ها گذاشتند هم کاری ندارم.مطلقا به هیچ 
کسی.
نه اونهایی رو که دوست داشتم، نه اونهایی که ازشون تنفر داشتم.
هیچ کس!

اما من نمی‌توانم.
حداقل حالا، بعد از گذشت چهل روز، هنوز نمی‌توانم.
روح من درست در هجدهم دی‌ماه جان‌فدای میهن شد.
و تنها جسمی نیمه‌متحرک باقی مانده است؛
جسمی که خشمی از روحِ پروازکرده در لابه‌لای چین‌وچروک‌های صورتش فرو رفته،
در تارهای موی سفیدش نشسته،
در سوسوی چشم‌هایش خاموش شده،
و حرکات دست‌وپایش به غیژغیژ افتاده است.
درست در اوج جوانی.
اوج امید و انگیزه.
اوج هر آن‌چیزی که تازه در وجود یک انسان شکوفا می‌شود.
بغض، مثل سیم‌خاردارِ دور زندان‌ها،
گلویم را گرفته است.
گلوله‌ای داغ در طحالم فرو رفته.
قلبم از تپش ایستاده.
عقلم، هاج‌وواج، از فرمان دادن بازمانده است.
چشم‌هایم دیگر زیبایی را تماشا نمی‌کنند؛
فقط به دیدن عادت کرده‌اند.
تنها دستانم اندکی حرکت می‌کنند
تا این نوشته به پایان برسد.
اما همان خشم،
همان جسم نیمه‌متحرک،
لبخندی و رقصی فراتر از غم را در خود ایستاده نگه داشته است.

با غرور ایستاده.
با زخم‌های بر تن.
با هر آن‌چیزی که پرچم جاویدنامان را برافراشته نگه دارد، ایستاده است.
ایستاده…
تا در روزی موعود،
نورِ روحِ جان‌فدایان میهن در آن بدمد
و بر تاریکی این روزها،
روشناییِ عمیقی از این سرزمین بتاباند.
و با عشق، عشق و عشق🤍🕊️✌🏽 Iran⁩⁩ taken in Shiraz, Iran by @hatami_mmd
1k
8 months ago
Download
⁨	❤️‍🩹🤍💚هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روز تولدم، همچین متنی بنویسم…
اما دیگه هیچ چیز مثل قبل نیست …

از اعتراض تا خون ؛ سوم بهمن ۱۴۰۴
نوشتن؟
فیلم؟
سریال؟
عکس؟
هنر؟
کدومشون می‌تونن روایت‌گر اتفاقات این روزها باشن؟
کدوم می‌تونه اون حس لحظه‌به‌لحظه‌ی هولناکی رو که با تمام جون‌مون حس کردیم رو منتقل کنه؟
با طلوع اشک و با غروب، خون و آتش!
مثل کدوم ماجرای عاشقانه؟
مثل کدوم فیلم اکشن؟
کدوم درام؟!
کدوم فیلم می‌تونه اون وسط خیابون رو تصویر کنه؟
اون تیرها در پیشانی هم‌وطنامون؛
اون آتشی که توی سینه‌هامون زبانه می‌کشید؛
خوشحالی های لحظه‌ای و چشمان پر از اشکمون؛
شجاعت تک تک دخترا و پسرامون ؛
کدوم سکانس می‌تونه حتی نزدیک بشه به اين لحظه‌ها؟
(اونقدر اتفاقات هولناك و عجيبه كه حتي توان نوشتنشون هم نيست !)

وقتی همه‌چیز درست وسط خیابون‌ها بود.
توی خونه‌ها، سردخونه ها، قبرستون ها ؛
همه‌چیز از ایران بود؛ همه‌چیز دردِ ایران بود.
بی‌شک هیچ‌کدوم.
و دیگه هیچ‌کدوم‌مون به قبل برنمی‌گردیم.

آرامشی که ازمون گرفته شد،قلب‌هایی که شکست و خون‌هایی که به ناحق ریخته شد…
ده‌ها هزار کشته،
صدها هزار زخمی و بازداشتی،
و میلیون‌ها معترض، معترض از ظلم و ستم و دردی که سراسر وجومون رو گرفته ؛ شاید این زخم ها بسته بشه، اما ردش همیشه رو تنمون باقی میمونه …

از چی میشه حرف زد؟
از جوان معترضی که بی هیچ حرفی کف خیابون مقابل ماموران نشست؟
از عزیزی که سه روز توی کاور اجساد پنهان شده بود؟
از مادری که بین صدها جسد دنبال بچه‌ هفده ساله اش می‌گشت؟
از پاهای زخمی که لنگ‌لنگان روی آسفالت کشیده می‌شدن و خون‌هایی که توی جوی آب می‌دویدن؟
از پیرزن و پیرمردی که با واکر، وسط خیابون شعار می‌دادن؟
از چی؟
از کی؟
از کدوم درد میشه گفت؟

پر از خشم…
پر از نفرت…
بی‌خنده، بی حتی ذره‌ای لبخند…
و با این حال، هنوز امید.

اما امید به چی؟
به کی؟
با کی؟ نمیدونم اما امید هست ، همیشه امید بوده، همینه که پر از رنجیم پر از زخم پر از دلهره و چشم انتظار …

با این همه خون، با این همه یاد، با این ایرانمون
 و برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد 🕊️✌🏽

#i̇ran⁩ taken in Iran by @hatami_mmd
26
9 months ago
Download
×

Download all media on this page

Photos Videos
back to up