Instagram story viewer> @ketabraneh> Posts
4.6K
followers
169
following
لذت برخورد تصادفی با ادبیات، فرهنگ و هنر
@sarvenazheraner
POSTS STORIES REELS TAGGED
⁨	⁨	⁨	⁨	سال‌ها پیش جمله‌ای شنیدم:
You have to command respect.
من که نزدیک به سی سال است زندگی ماندلا را دنبال می‌کنم، کتابش را منتشر کرده‌ام و روز جهانی ماندلا برگزار کرده‌ام، همیشه به این فکر کرده‌ام که چند روز، چند ماه یا سال طول کشیده تا او در زندان روبن، جایی که قرار بود غرورش را بشکنند و هویتش را از او بگیرند، به زندانبان‌ها بفهماند که او یک شماره نیست و باید او را «ماندلا» یا « آقای ماندلا» صدا بزنند.
ماندلا اجازه نداد شمارهٔ زندان تبدیل به هویت او شود.
او به‌تدریج جایگاه خودش را در رابطه با زندانبان‌ها تثبیت کرد.
و شاید این یکی از مهم‌ترین درس‌های زندگی باشد:
احترام را همیشه نمی‌توان مطالبه کرد؛ گاهی باید نحوهٔ برخوردی را که با تو مجاز است، خودت تعیین کنی.
آدم زورگو، کنترل گر و تحقیرکننده معمولاً می‌خواهد بفهمد:
«تا کجا می‌توانم مرزهای این آدم را عقب ببرم؟»
اگر هر بار یک قدم عقب بروی، چیزی که اول یک استثناست، کم‌کم تبدیل به تعریف رابطه می‌شود.
ماندلا اما پیام دیگری داشت:
«تو ممکن است قدرت بیشتری از من داشته باشی، اما حق نداری تعریف کنی من چه کسی هستم.»
این یعنی پرخاشگری؟ نه.
جنگ قدرت؟ نه.
یعنی آرام بایستی، خودت را بی‌دلیل توضیح ندهی، برای پذیرفته‌شدن التماس نکنی و اجازه ندهی دیگری هویت و شأن تو را تعریف کند.
احترام چیزی نیست که از دیگران درخواست کنیم؛
بخشی از آن را با مرزهایی که  برای خودمان می‌گذاریم، به دیگران آموزش می‌دهیم.
شاید «Command respect» برای من دقیقاً همین معنا را پیدا کرده:
شأن خودت را در رابطه به رسمیت بشناسان.
#سرونازهرانر
مربی طرزفکر و روایتگر معانی

 #نلسون_ماندلا #احترام #مرزگذاری #عزت_نفس⁩⁩
‪@omidhojjat_music‬⁩ by @ketabraneh
4
19 days ago
Download
#سرونازهرانر 
مربی طرزفکر و روایتگر معانی
#صلح_درون by @ketabraneh
2
22 days ago
Download
صدا:
بخشی از تحلیل کتاب «اندوهی ناگفتنی» اثر پیتر هاندکه در کلوپ کتابخوانی بانوان من. 
چه اتفاقی برای یک انسان می‌افتد وقتی سال‌ها مجبور باشد از زندگیِ ممکنِ خودش دورتر و دورتر شود؟
و اینجاست که عنوان کتاب واقعاً دردناک می‌شود: «اندوهی ناگفتنی»؛ اندوهِ چیزی که حتی شاید نتوانی دقیقاً بگویی چه بوده، چون چیزی که از دست رفته، فقط یک شخص یا یک رابطه نیست؛ خودِ یک امکانِ زندگی است.
#سرونازهرانر
مربی طرزفکر و روایتگر معانی 

#کلوپ_کتابخوانی #کتاب_بخوانیم by @ketabraneh
22
a month ago
Download
⁨	⁨	⁨	⁨	⁨	در کلوپ کتابخوانی نوجوانانم  بعد از خواندن و تحلیل داستان «ماهیگیر و زن طمعکارش» سوالاتی رو مطرح کردم و به بحث گذاشتیم مثل فرق آرزو و طمع! بعد از شنیدن نظرات شگفت انگیز اونها، منم گفتم:
تفاوت میان “آرزو” و “طمع” رو این‌طور میبینم که طمع آدم رو پشت درهای زیادی نگه می‌داره. فضا سمی و سنگین می‌شه و بقیه هم نمیان سمتت. 
اما آرزوهای بزرگ وقتی بزرگن و الهام‌بخش، به یه سفر ماجراجویانه شبیه می‌شن. پر از چالش و یادگیری و دیگران هم دوست دارن گاهی همسفرت بشن. آرزو معمولاً با معنا همراهه. یعنی حتی اگه به نتیجه کامل نرسه باز رشد میاره. در حالی که طمع معمولاً براساس یه کمبود درونی تغذیه می‌شه و سیری نداره. آرزوهای بزرگ مسیر می‌سازن، آدم‌ها رو جذب می‌کنن، هیجان میدن که کنارت باشن. و مهم‌تر اینه که آرزو باید با انعطاف همراه باشه نه وابستگی سرسختانه به یک نتیجهٔ خاص. این‌طوری آرزو الهام بخشه نه فرساینده.⁩
#سرونازهرانر
مربی طرزفکر و روایتگر معانی

#آرزو #طمع⁩⁩⁩⁩ by @ketabraneh
3
a month ago
Download
⁨	⁨	شاید موفقیت فقط ساختن چیزهای تازه نباشد؛ شاید بخشی از موفقیت، کشف و به‌هم‌وصل‌کردن قدرت‌هایی باشد که از قبل در زندگی ما پراکنده‌اند.
قدرت‌های ژنتیکی، ویژگی‌هایی که از خانواده به ما رسیده‌اند، استعدادهایی که در نسل‌های قبل وجود داشته‌اند، تجربه‌های شخصی، تلاش‌هایی که شاید نیمه‌کاره رها کرده‌ایم، موفقیت‌هایی که شاید هیچ‌وقت جدی‌شان نگرفته‌ایم، شکست‌هایی که چیزی به ما آموخته‌اند، آدم‌هایی که در مسیر زندگی‌مان آمده‌اند و حتی مسیرهایی که در ظاهر به جایی نرسیده‌اند.
همه‌ی این‌ها می‌توانند نقاط زندگی ما باشند.
مسئله این است که آیا می‌توانیم آن‌ها را ببینیم، معنایشان را بفهمیم و به موجودیت امروزمان وصلشان کنیم؟
شاید «خودشناسی» دقیقاً همین باشد:
دیدنِ نقاط پراکنده‌ی زندگی و پیدا کردن خطی که میان آن‌ها کشیده می‌شود.
و وقتی این نقاط به هم متصل می‌شوند، چیزی شکل می‌گیرد که پیش از آن وجود نداشته است:
قدرتی تازه که از ترکیب قدرت‌های قدیمی متولد می‌شود.
گاهی به جای اینکه مدام به زندگی‌ای که می‌توانستیم داشته باشیم نگاه کنیم، باید برگردیم و ببینیم از تمام زندگی‌ای که واقعاً داشته‌ایم، چه نقاطی در اختیار داریم؛ چه چیزهایی را با خودمان آورده‌ایم، چه چیزهایی ساخته‌ایم، چه چیزهایی یاد گرفته‌ایم و چه امکان‌هایی هنوز در ما باقی مانده‌اند.

شاید مسئله این نباشد که چه کسی می‌توانستم باشم⁩⁩، شاید مسئله این باشد که با تمام آنچه بوده‌ام و هستم، چه کسی می‌توانم بشوم؟
#سرونازهرانر
مربی طرزفکر و روایتگر معانی

#خودشناسی by @ketabraneh
1
a month ago
Download
⁨	⁨	⁨	⁨	⁨	وقتی حس احترام به خود، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی درست و منطقی درونمون قوی شده باشه، یه محافظ محکم دورمون می‌سازه که کمک می‌کنه در برابر تعریف‌های بیرونی از موفقیت و خوشبختی و … تعریف خودمون رو گم نکنیم و لزوما اونها رو نپذیریم فقط چون بقیه میگن و بتونیم اونها رو به عقب برونیم و برای این که واقعاً کارها رو به شیوه خودمون انجام بدیم، به آگاهی و دانش، شجاعت، انعطاف‌پذیری و طنازی ذهن نیاز داریم؛ به شهامت این که راه خودمون رو انتخاب کنیم،  حتی وقتی با برخی استانداردهای نابجا و اشتباه دیگران یا جامعه فرق داره. همون‌طور که فرانک سیناترا خوند: 
 “I did it my way.”
 و همین روحیه است که بهت اجازه می‌ده به شیوه خودت زندگی کنی، هزینه اش رو بپردازی و خودت باشی و خودت رو زندگی کنی. بنظرم چنین زندگی باعث میشه در انتها تاسف و پشیمونی باقی نمونه…
#سرونازهرانر 
مربی طرز فکر و روایتگر معانی

#موفقیت #خوشبختی⁩⁩⁩⁩⁩ by @ketabraneh
1
a month ago
Download
امروز داشتم دربارهٔ  آلبوم «Rumours» از گروه Fleetwood Mac می‌خوندم؛ یکی از ماندگارترین کارهای تاریخ. جالبش اینه که وقتی اون آلبوم ساخته می‌شد، اعضای گروه همزمان داشتن جدایی و فروپاشی رابطه‌هاشونو تجربه می‌کردن. خیلی از اون ترانه‌ها گفت‌وگوهای ناتمام و دلخوری‌های همون جدایی‌هاست. ولی با این حال، پروژهٔ  مشترکشون رو ادامه دادن، کنار هم موندن، نواختن و خوندن و نتیجه اش اثری شد که دهه‌هاست شنیده می‌شه. این سؤال برام پیش اومد که، چطوری بعضی آدم‌ها می‌تونن بین دردهای شخصی و تعهد به یه هدف مشترک تعادل ایجاد کنن، اما بعضی‌های دیگه، وقتی رابطه‌شون دچار بحران می‌شه، اولین چیزی که قربانی می‌کنن همون هدف مشترکه. حالا چه زندگی مشترک باشه، چه یه بچه‌ای که با هم به دنیا آوردن، یا پروژه‌ای که سال‌ها براش زحمت کشیدن. اگه بخوام از چهارچوب «تابلوی ویز خودم» نگاه کنم، رسیدن به همچین تعهدی چند تا پیش‌نیاز اساسی داره: اول، انتخاب دیگرخواهی به جای خودخواهی، یعنی در بعضی لحظه‌ها بتونیم فراتر از رنج و خواسته‌های شخصی، خیر یک هدف بزرگ‌تر رو ببینیم. دوم، تعهد و مسئولیت‌پذیری، این‌که ارزش یه پروژه یا یه رابطه وابسته به حال خوب و بدِ امروز ما نباشه. سوم، مدیریت ذهن، توانایی هدایت افکار و هیجان‌ها به جای اسیر شدن توی اون‌ها. اینکه برای هدف مشترک برنامه داشته باشیم، انرژیمون رو آگاهانه صرف اون بکنیم و بعد به مسائل شخصی بر� by @ketabraneh
2
a month ago
Download
⁨	⁨	ما مدام با «یک تصویر» یا «یک موضوع» روبه‌رو نیستیم؛ در طول زندگی با زنجیره‌ای از تصاویر و قابها مواجهیم. یک تصویر واحد می‌تواند برای آدم‌های مختلف، معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد؛ چون هرکدام از ما جهان را از پشتِ فیلتر تجربه‌ها، خاطرات، باورها و موقعیت خودمان می‌بینیم.

پس اگر حتی درباره یک نقاشی نمی‌توانیم به یک تفسیر واحد برسیم، چطور انتظار داریم در زندگی، که متشکل از بی نهایت تصویر هست، جایی که با هزاران متغیر ناشناخته و زنجیره‌ای از برداشت‌ها و تفسیرهای شخصی روبه‌رو هستیم، همیشه به یک «توافق کامل» برسیم؟

آنچه بین آدم‌ها امکان‌پذیر است، لزوماً یکی شدنِ تفسیرها نیست؛ بلکه به اشتراک گذاشتنِ تفسیرهاست.

آدم‌ها می‌توانند درباره یک موضوع، یک تصویر یا یک اتفاق، ایده‌ها و برداشت‌هایشان را با هم تبادل کنند؛ از این گفت‌وگو لذت ببرند، با دیدن نگاه دیگری زاویه دید خودشان را تغییر دهند، حتی ممکن است تحت تأثیر تفسیر یک نفر، تصویر ذهنی‌شان از یک مسئله کمی تغییر یا تعدیل شود. گاهی همین تبادل، دوستی‌ها را عمیق‌تر می‌کند و ارتباط را غنی‌تر.

اما اینکه انتظار داشته باشیم روزی درباره یک موضوع، با فرزندمان، همسرمان، پارتنرمان، دوستمان یا حتی پدر و مادرمان، الزاماً به یک تفسیر مشترک و یک توافق کامل برسیم، از نظر من بیشتر شبیه یک توهم است تا یک انتظار واقع‌بینانه.

شاید بلوغ در رابطه، این نباشد که بالاخره بتوانیم یکدیگر را متقاعد کنیم که «حق با من است»؛ بلکه این باشد که بتوانیم در کنار تفاوتِ نگاه‌ها، همچنان با هم گفت‌وگو کنیم.
#سرونازهرانر
مربی طرزفکر و روایتگر معانی
#روابط_انسانی⁩ by @ketabraneh
1
a month ago
Download
چهار کتابی که در این دوره از کلوپ کتابخوانی بانوانم کلاژ کردم: زندگی در پیش رو، اسکار و مادام صورتی، کافکا و عروسک مسافر و بابا لنگ دراز بود، 
با این که داستان‌ها خیلی با هم فرق داشتن، یه نخ نامرئی مشترک بود، حضور یک بزرگسال؛ گاهی دانا، گاهی عمیقاً عاشق یا هر دو که اون کودک رو از بحرانها عبور میده. و بنظرم رسید که چنین 
بزرگسال حامی، مثل یه مکمل غذایی عمل می‌کنه. همون‌طور که مکمل رو با دقت انتخاب می‌کنیم، چه برندی؟ چه دوزی؟ چه زمان تاثیرگذاری؟ آدمی هم که بعنوان کوچ، مشاور یا دوست خانوادگی کنار فرزندمون میذاریم باید ویژگی‌های مشخصی داشته باشه؛ بدونه کی و چطور وارد بحران بشه و آیا حضورش واقعاً به رشد اون بچه کمک می‌کنه یا نه و به چه شیوه ای میتونه تاثیرگذاری بیشتری داشته باشه. شاید همونقدر که برای انتخاب مکمل‌های جسمی وسواس داریم، بد نباشه برای انتخاب «مکمل‌های انسانی» در زندگی فرزندمون هم وقت بذاریم.
#سرونازهرانر 
مربی طرزفکر و روایتگر معانی
#کتاب #کودکان by @ketabraneh
3
a month ago
Download
⁨	وقتی نویسنده آگاهانه اسم مکان رو مشخص نمی‌کنه، مثلا میگه:«جی از روستای فلان…» داره تاکید بیشتری روی موضوع داستان میذاره و میگه این داستان هر جای دنیا میتواند رخ بده. 
اما وقتی مکان دقیق و با جزئیات معرفی می‌شه، اون محل خودش تبدیل به بخشی از معنای داستان می‌شه. مثلا در رمان Ethan Frome اسم اون روستا «استارکفیلد» هستش. و وارتون از همون پاراگراف اول این اسم رو میاره  چون این اسم خودش حس خشکی، سردی و سختی رو منتقل می‌کنه. یه جوری خواننده رو قبل از ورود به داستان آماده می‌کنه برای یه دنیای سرد و سخت و بی‌رحم و خالی، در حالی که بعضی داستان‌ها با یه عبارت کلی مثل «در روستایی…» شروع می‌شن تا پیامشون جهان‌شمول باشه، و خواننده حس کنه این اتفاق هر جایی می‌تونه بیفته.

#سرونازهرانر 
مربی طرزفکر و روایتگر معانی
#داستان #ادبیات⁩ by @ketabraneh
3
a month ago
Download
⁨	⁨	⁨	در کلوپ کتاب‌خوانی نوجوانان، داستان «نقاش و قوهای وحشی» را با یک جمله‌ی آشنا شروع کردیم: «یکی بود، یکی نبود…»

همان ابتدا از بچه‌ها پرسیدم: چرا بیشتر داستان‌های کودک و نوجوان با عبارت‌هایی مثل «Once upon a time»، «روزی روزگاری» یا «یکی بود، یکی نبود» آغاز می‌شوند؟

به نظرم این جمله خیلی بیشتر از یک شروعِ سنتی برای داستان است. نویسنده، آگاهانه یا ناخودآگاه، با همین چند کلمه محدودیت‌های زمان و مکان را از ذهن کودک برمی‌دارد و به او اجازه می‌دهد وارد جهانی شود که در آن، هر چیزی ممکن است و خلاقیت و پرواز اونها رو تقویت میکنه.
اما «یکی بود، یکی نبود» یک معنای ظریف دیگری هم با خودش دارد؛ انگار به کودک یادآوری می‌کند که آدم‌ها، اتفاق‌ها و حتی جهان‌هایی که امروز وجود دارند، همیشه وجود نداشته‌اند و همیشه هم نخواهند بود.

یکی بود، یکی نبود.

یعنی آمدن و رفتن، بودن و نبودن، بخشی از واقعیت زندگی است.

و شاید به همین دلیل، وقتی کودک یا نوجوان وارد دنیای داستان می‌شود، همزمان دو چیز را یاد می‌گیرد:
می‌تواند از محدودیت‌های زمان و مکان عبور کند و با خیال خودش جهانی تازه بسازد؛ و در عین حال، می‌آموزد که در جهان واقعی، زمان محدود است و باید از «اکنون» به بهترین شکل استفاده کرد.

شاید یکی از زیباترین کارکردهای داستان همین باشد:
به ما اجازه می‌دهد از زمان و مکان فراتر برویم، تا وقتی به دنیای واقعی برمی‌گردیم، ارزش زمان و مکان خودمان را بهتر بفهمیم.⁩

#سرونازهرانر
مربی طرز فکر و روایتگر معانی

#داستان #کودک_نوجوان⁩ by @ketabraneh
0
a month ago
Download
⁨	⁨	ادبیات، موسیقی، نقاشی مثل پنجره‌هایی هستن که ما رو به حقیقت‌های بزرگ‌تری وصل می‌کنن. کم‌کم که وارد جهان ادبیات می‌شی،  کم کم افق محدود زیر فشار  بسط پیدا میکنه، تو به تجربه های زیستی انسانهای جهان به دایرهٔ عظیم و شکوهمند زندگی گره میخوری، به جایی می‌رسی که مولوی ازش به عنوانِ «اقیانوس» یاد می‌کنه، یا سعدی که در یک جمله جاودانه می‌گه: «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند.» در این نقطه، اتفاق جالبی می‌افته. دردهای شخصی از بین نمی‌رن، اما دیگه تمام جهانِ ما نیستن. رنج ما در کنار رنج بزرگ‌تر انسان‌ها حالت واقعی‌تری پیدا می‌کنه، چروک می‌خوره، کوچک می‌شه و جای خودش رو به همدلی می‌ده. ادبیات توجه انسان رو از زندانِ «من» آزاد می‌کنه و ما رو به سوی «ما» می‌بره. وقتی با شخصیت‌های یک رمان گریه می‌کنیم، با قهرمان یک داستان امید پیدا می‌کنیم یا با شعر اندوه انسانی را لمس می‌کنیم، دیگه تنها به زخم‌های خودمون فکر نمی‌کنیم؛ ظرفیت بیشتری برای دیدن، فهمیدن و دوست داشتنِ آدم‌های دیگر پیدا می‌کنیم. شاید یکی از مهم‌ترین کارکردهای ادبیات همین باشه؛ این که به جای بزرگ کردنِ رنج‌های شخصی، جهان درونمون رو بزرگ‌تر می‌کنه و هرچقدر جهان درون وسیع‌تر بشه، عشق و همدلی و میل به یاری رسوندن آروم‌آروم جای تمرکز افراطی بر دردهای شخصی رو می‌گیره.
سروناز هرانر
مربی طرز فکر و روایتگر معانی
#ادبیات #نقاشی #موسیقی⁩⁩ by @ketabraneh
4
a month ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up