Instagram story viewer> @khashayar.khk> Posts
POSTS STORIES REELS TAGGED
Bitte veröffentlichen. by @khashayar.khk
0
20 days ago
Download
در واقع شما درد مشترک را با نشر دادن پست فریاد میکنید.
شاید راه مقابله با آپاتی، «امیدوار بودن» به معنای ساده‌اش نباشد؛ بلکه بازسازی حس اثرگذاری باشد. از نگاه فرانکل، حتی وقتی اختیار ما بر شرایط بیرونی محدود است، هنوز می‌توانیم در انتخاب موضع، معنا و واکنش خود سهمی داشته باشیم.

در سطح اجتماعی هم شاید راه خروج از خمودگی از همین‌جا شروع شود: کنش‌های کوچک اما واقعی، ارتباط با دیگران، مراقبت از یکدیگر و تجربه‌ی دوباره‌ی این حس که عمل ما ــ هرچند محدود ــ بی‌معنا نیست. آپاتی زمانی قدرت می‌گیرد که باور کنیم هیچ کاری از ما ساخته نیست.
راه بیرون آمدن از آپاتی، امیدواریِ شعاری نیست؛ بازگرداندن حسِ اثرگذاری است.

این حس از کارهای کوچک و ملموس ساخته می‌شود: ارتباط با دیگران به‌جای انزوا، محدودکردن مصرف بی‌وقفه‌ی اخبار، مراقبت از خود و دیگری، ساختن جمع‌های کوچک و قابل اعتماد، و انتخاب کنش‌هایی که نتیجه‌شان ــ هرچند محدود ــ قابل دیدن باشد.

هیچ‌کس به‌تنهایی نمی‌تواند بار تغییر یک جامعه را به دوش بکشد؛ اما آپاتی دقیقاً وقتی عمیق‌تر می‌شود که هرکس باور کند حضورش هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کند.

شاید نقطه‌ی شروع این باشد:
نه «من چه کاری می‌توانم برای همه‌چیز بکنم؟»
بلکه «در همین دایره‌ی کوچکِ اختیارم، چه چیزی را می‌توانم تغییر بدهم؟» by @khashayar.khk
2
2 months ago
Download
رشت😢 by @khashayar.khk
3
2 months ago
Download
راستی؛
نمی‌دانم هستم یا نه. اما گمان دارم که بوده‌ام تا باشم.
همیشه رفتنم رسیدن نبود، و همیشه خواستنم، داشتن نشد.
چه حکایت است این؟
می‌روم و نمی‌شوم. یا شده‌ام و نمی‌فهمم. یا هستم و نمی‌بینم.
چه کسی خبر دارد؟
شاید عمر، همین شدن‌های نادیده باشد؛ همین رسیدن‌هایی که نامِ رسیدن نگرفته‌اند.
و چه فرق می‌کند؟
آیا بهتر آن است که در راه باشم، یا در باغ؟
در جست‌وجو باشم، یا در آسودگی؟
راه، رنج دارد و امید. باغ، سایه دارد و سکون.
یکی می‌سازد، یکی می‌نوازد.
اما آدمی را کدام سزاوارتر است؟
نمی‌دانم.
چنان‌که نمی‌دانم پول برتر است یا علم.
پول، نان می‌آورد و پناه. علم، معنا می‌آورد و نگاه.
پول، دست را توانگر کند. علم، دل را.
اما نه هر توانگری آرامش است، و نه هر دانایی رهایی.
چه بسیار دانایانِ دل‌گرفته، و چه بسیار توانگرانِ جان‌خسته.
شاید خوشبختی نه در زر باشد و نه در دفتر.
شاید خوشبختی آن دم باشد که شب از راه رسد و دل از خویش نگریزد.
شاید امید آن باشد که با همهٔ ندانستن‌ها، هنوز دلیلی برای برخاستن داشته باشی.
و من هنوز برنخاسته، در اندیشهٔ راه مانده‌ام؛
که آیا مقصد مرا می‌سازد، یا همین قدم‌های سرگردان؟
 خشایار by @khashayar.khk
2
4 months ago
Download
فکر نمیکنم هیچ چیزی در دنیا زخم ما را التیام کند by @khashayar.khk
0
5 months ago
Download
زنده باد شاه و ایران by @khashayar.khk
0
7 months ago
Download
باز هم با همین برنامه ایران را میسازیم by @khashayar.khk
1
7 months ago
Download
 by @khashayar.khk
2
7 months ago
Download
بهار فرخنده by @khashayar.khk
2
7 months ago
Download
 by @khashayar.khk
1
7 months ago
Download
خیلی عقبن 😄 by @khashayar.khk
0
7 months ago
Download
شب تاریک هم میگذره، بهار میآد by @khashayar.khk
0
7 months ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up