Instagram story viewer> @lamiya_solea> Posts
2K
followers
530
following
✍🏻 لمیا سلطانی | نویسنده|شاعر
🎙 مدرس صداسازی و هوش کلامی
📖 «درد تا آشنایی» | منتشرشده
📚 «نسخه‌های ناتمام جهان» | «صدای نانوشته»
🖋 «آخرین غزل»
POSTS STORIES REELS TAGGED
چه دردی عمیق‌تر از این‌که انسان در وطن خودش باشد، اما سهمی از زندگی در آن نداشته باشد؟
@lamiya_solea
سپاسگزارم از بانوی گرامی، بانو بامداد عزیز و جناب علیزاده‌ی بزرگوار که با مهر و همراهی‌شان دعوتم را پذیرفتند و به این ریلز زیبایی بیشتری بخشیدند. حضور ارزشمندتان برایم مایه‌ی افتخار و خوشحالی است. 🌹🙏🏻
@bamdad_a8

@masire_sabz_2

#نویسندگی #دلنوشته #گویندگی #اکسپلور_اومدی_فالوکن🖤☝️ by @lamiya_solea
270
5 days ago
Download
آدم‌های بی‌معرفتی شدیم آن‌قدر درگیر زندگی شدیم که یادمان رفت، بعضی دل‌ها هنوز چشم‌به‌راه یک احوال‌پرسی ساده‌اند…
@seday_del64

#گویندگی #احساس #شعر
#اکسپلور_اومدی_فالوکن🖤☝️ by @lamiya_solea
102
6 days ago
Download
آیا تا به حال... 
در دل باران قدم زدی؟ 
@Lamiya_solea
#دلنوشته #نویسنده #گویندگی #اکسپلور_اومدی_فالوکن🖤☝️ by @lamiya_solea
176
8 days ago
Download
با من از ماندن بگووووو... 
@lamiya_solea

#عشق #گویندگی #اکسپلور_اومدی_فالوکن🖤☝️ #روایت لمیاسلطانی by @lamiya_solea
95
11 days ago
Download
خلوتی_با_یار
ا ی خوب تر از خوب،
دلِ بیمارِ من از یاد تو آرام  گرفت 
چشم بی سوی من از مهر تو بود 
سو دگر بار گرفت 
به کمانِ خم ابروی تو ای یارِ عزیز
دلِ بی صاحب و رسوای من آرام گرفت 
الفتی بود مرا،  با صفای رخ دوست
تا که چشم دلم از روی تو دیدار گرفت
نور دلهای خموشی و به مهر
وه که جانم ز رخت جانِ دگر بار گرفت
دل دیوانه به جان آمد از این دیر خراب
این تو بودی که دل از شوقِ تو آرام گرفت
و من امروز به هواداریِ دل می خوانم 
تا به آغوش کشم برقِ دو چشمانِ ترا
که فراموش کند غصه و غم جانِ  مرا
تا که هوشیار بماند  دل و جانم از تو
و در این خلوتِ خوش شور مستی به سرم
تا سحر دو چشم جام بگیرم از ....تیر/ سال/ 404
#del_setan_m_n
#اکسپلور  #خلوت  #مولا  #اکسپلور_اینستاگرام by @lamiya_solea
352
14 days ago
Download
شاید عمیق ترین معنای عشق همین باشد 
دو انسان ناقص که کنار هم 
یک تمامیت ناتمام می سازند 
نویسنده: لمیاسلطانی 
@lamiya_solea
#نویسنده #فلسفه_عشق #اکسپلور_اینستاگرام by @lamiya_solea
0
15 days ago
Download
به زنی که یک مرد کاری کرد
تا خودش را کوچک ببیند،
از خودش خجالت بکشد
و شب‌ها هزار بار با خودش فکر کند:
شاید من کافی نبودم

نه عزیزم.
تو کم نبودی؛ او بلد نبود با ارزش تو چه کند.

مردی که با تحقیر، بی‌اعتنایی یا خیانت،
احساس بی‌ارزشی را به زنی هدیه می‌دهد،
نباید بعد از رفتنش هم در ذهن او زندگی کند. 
شرمی که بر قلبت گذاشتند،
مال تو نیست.
پس آن را زمین بگذار.

تو قرار نیست تاوان انتخاب اشتباه یک آدم را
تمام عمر با کم‌ارزش دیدن خودت بدهی.

یک روز می‌رسی به جایی که
نامش را می‌شنوی و دیگر چیزی درونت فرو نمی‌ریزد
نه از دلتنگی،
نه از خشم،
نه از شرم.

فقط با خودت می‌گویی:

چه خوب که نماندم تا بیشتر از این خودم را به خاطر تو فراموش کنم.

نویسنده کپشن:لمیا سلطانی 
@Lamiya_solea
دوبله:امیر صیادی، لمیا سلطانی 
@amir_sayyadi7

#روایت_لمیا_سلطانی #دوبله #گویندگی #اکسپلور_اومدی_فالوکن🖤☝️ #احساس_زنانه by @lamiya_solea
201
16 days ago
Download
زمانی دلم می‌خواست برم کافه ببینم چه جوریه...
رفتم، اما تنها...
برای ماهایی که هیچ تجربه‌ی مشترکی نداریم، از ترک کردن و تنهایی حرف نزن...
ما با خاطرات شما رویا سازی می‌کنیم...

قلم: لمیا سلطانی 
@Lamiya_solea

دلنوشته #قهوه_تلخ #تنهایی #کافه_گردی #ریلز_احساسی #شعر_سپید by @lamiya_solea
150
18 days ago
Download
کاش کسی که به تو حق قضاوت می‌داد من سوخته‌دل را هم می‌دید…

🎙️ دکلمه: لمیا سلطانی
✍️ شاعر: نامشخص
 #قضاوت #اکسپلور_اومدی_فالوکن🖤☝️ #نویسنده #دکلمه #شعر by @lamiya_solea
420
21 days ago
Download
امروز بعد از ساله  سر قرار همیشگیمون
نشستم رو نیمکت همیشگی کنار حوضچه وسط پارک
اصلا نگران نباشی ها
با خودم یکم نون آوردم
ببین انگار مرغابیای اینجا فهمیدن ی چیزی کمه
فهمیدن نیستی
اما دارن با شک بهم نزدیک میشن
خیالت راحت باشه
انقدر بهشون نون میدم تا سیر شن
نرده های کنار حوضو نقاشی کردن اما
هنوز حرف اول اسمامون رو میشه دید
یکم شیطونی کردم
برای اینکه همیشه باشی با نوک کلیدم یکم روشو خراش دادم که از بین نره
اصلا چرا رنگش میکنن
وقتی میبینم عصبانی میشم خب
بیخیال
هنوز من هستم
یادگاریتم هست
اما تو نیستی
نگا به چشمای خیسم نکنی ها
بگی باز اومدی پیشم زانوی غم بغل کردی
نه بخدا
دارم خاطره های شیرینتو مرور میکنم
همه اون دلبری کردناتو
همه اون شیطونیات
خندیدنات 
همه رو دارم میبینم و میخندم
ببین امروز میخام ی کاری کنم
چه کار؟؟
امروز میخام ببینم چه حسی داره
پابرهنه روی چمنای خیس قدم بزنم
یادته‌چقدر دوس داشتی
یادته بهم میگفتی تو هم کفشاتو درار که با هم قدم بزنیم
راستش الان پشیمونم چرا باهات هم قدم نشدم
عیب نداره
الان میخام باهات قدم بزنم
چی؟؟
نیستی؟؟
تو که دروغگو نبودی
هستی
خوبم هستی
تازه نزدیکتر شدی
اون موقع ها کنارم بودی
اما الان تو وجودمی
حست میکنم
ببین خیلی قشنگه صدای پرنده هارو میشنوی؟
صدای تو قاطیشون شده
قناری خودمی اخه دلبر
بیا بریم رو جدولای کنار چمنا راه بریم
امروز من میخام جای تو راه برم
فقط یادت باشه ها
اون موقع by @lamiya_solea
577
a month ago
Download
از رفتنت نمی‌ترسم...
از خودم، بعد تو، می‌ترسم
شاعر: لمیا سلطانی 
@Lamiya_solea

#شعر #نویسنده #گویندگی #اکسپلور_اینستاگرام #روایت_لمیا_سلطانی by @lamiya_solea
118
2 months ago
Download
گاهی رفتن، از بی‌عشقی نیست؛
از جایی‌ست که ماندن، آدم را بیشتر از رفتن می‌شکند...
اگر تو هم یک‌بار چنین خداحافظی‌ای را تجربه کرده‌ای، می‌فهمی این جمله یعنی چه... 🖤

#خداحافظی#اکسپلور_اومدی_فالوکن🖤☝️ #رنج #جدایی #گویندگی by @lamiya_solea
153
2 months ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up