Instagram story viewer> @mar_ar_50> Posts
356
followers
4289
following
هر واژه و غزلم نذر
حضرت شاعر بالا بلند
حضرت شاعر معجزه‌گون
حضرت شاعر احساس آیه‌های خدا
مری نگار
POSTS STORIES REELS TAGGED
بماند به یادگار 
تولدم امسال قوی تر از 
همیشه
پرودگارا به نظرت سخت نیازمندم 
امان از دلتنگی های ناتمام by @mar_ar_50
11
3 days ago
Download
بماند به یادگار از پاییز ۱۴۰۵
مهر ماه خودم 
دم روباهی 
تبر طبیعت 
داداش علی 
پناه این روزگار سخت
@aliyasini 
@jahan_e_alafkosh_va_alafharz by @mar_ar_50
0
16 days ago
Download
بماند به یادگار
آخرین شنبه شهریور 
ته تغاری تابستان 
لطف خدا
جناب سعید عبداللهی 

حامیم داداش 
@ihaamim by @mar_ar_50
0
a month ago
Download
بماند به یادگار 
ته تغاری تابستان ۱۴۰۵ 
تقدیم به عمو رضا شیری، by @mar_ar_50
1
a month ago
Download
بماند به یادگار
از ته تغاری تابستان ۱۴۰۵
یکسالگی نوشتن 
@nivadofficial by @mar_ar_50
0
a month ago
Download
 by @mar_ar_50
0
2 months ago
Download
دلتنگی…
هشت ماه است که صحنه‌ها خاموش‌اند
و دل، چشم‌به‌راه یک دیدار…

گاهی فاصله‌ها به خواستِ ما نیستند،
اما دل همچنان چشم‌به‌راه می‌ماند…

خدایا،
اگر دیداری در تقدیر من نوشته‌ای،
راهش را روشن کن،
دل‌ها را به هم نزدیک کن،
انتظار را به دیدار بدل کن،
و مرا به تماشای دوباره‌ی آن لبخند
و شنیدن دوباره‌ی آن صدا برسان؛
در بهترین زمان،
به زیباترین شکل. 🤲🏻🤍
به رسم ادب 
سلام حضرت شاعر بالا بلند 
فرزند برگزیده مهر پرودگار 
  @aliyasini by @mar_ar_50
0
2 months ago
Download
نغمهٔ مهرنشین دل‌آگین، بی‌هیاهو و بی‌بلوا، آرام و بی‌صدا کنار جان و دلم می‌نشیند 🌿
دل آشوب افکارم، غوغای ذهنم و شلوغی خیال‌های پراکنده‌ام را به آرامش فرا می‌خواند، گویی نسیمی لطیف بر موج‌های تلاطم دریا می‌گذرد 💫
همراز دل‌نواز با رباب خاموش، چون نسیمی آرام و سبک از میان شاخسارهای سکوت عبور می‌کند و جانم را در خود غرق می‌سازد 🎶
شبیه آدمانی که لب خاموش دارند و سخن‌شان در سکوت می‌سوزد، عمق جانشان در تاریکی‌ها روشن و تابناک می‌درخشد و نگاهشان در سکوت، حرف‌ها دارد ✨
شبیه شب‌های سیاه و بی‌انتها که تنها دل، لحظه‌ای آسودگی و نفس آرام می‌طلبد، در حریم سکوت و مهربانی، در گوشه‌ای از جانم آرام می‌گیرد و رها می‌شود 🌌
همین‌قدر آرام و ملیح، احساس‌ها را درگیر می‌کند و در تار و پود جان می‌نشیند، بی‌آنکه هیچ فریادی برآورد، همچون مه‌ای لطیف که سکوت را می‌پوشاند 💛
قلم جان چنگال شب مه‌نواز، نرم و بوسیدنی است؛ و این نغمهٔ مهرنشین، عجیب و صیقل‌یافته، در لابه‌لای نفس‌ها و خلوت جان می‌نشینند 🌙
چه خوب که هستی 💫
حامیم داداش، حضورت دل‌ها را از خزان به بهار می‌رساند 🌿
به رسم ادب 🙏
سلام حضرت شاعر قصه و ترانه‌های، نورآشنای بیکران واژه‌ها 🌟
فرزند اعجاز الهی، نور و آرامش در دل شب‌های ظلمت بلند ✨
🎧 Haamim 🎙Ghalbamo Pas Be Man Badeh
#دلتنگی by @mar_ar_50
12
10 months ago
Download
بماند به یادگار دلتنگی 
این روزها انعکاس هستی مهربان در گوش جانم 🌿
نه برای پر کردن سکوت که برای گفتن و سرودن از دلتنگی است 💛
نغمه‌آفرین‌های پنهان خدایی 🎶
یکی بعد از دیگری می‌خواند 🌌
و جان و روحم میان رفت و برگشت
پژواک نجوای قلب و قلم‌شان
راهش را گم می‌کند 🌫️
این جوری نکن با من ❄️
فقط یک کلام نیست، التماس تمام روزهای دوست داشتن بی‌پناه مانده است 💔
خودت می‌دانی
دوست داشتن ما با نوایی الهی در جان، زنده‌ترانه نفس می‌کشید ✨
که دل را زودتر از عقل لرزاند 🌸
و بی‌اجازه با این لالایی نغمه‌آفرین‌های زندگی‌ام، بخصوص پسر برگزیده مهر خدایی، داداش علی 🌙
بازگشت به همان این روزها 🌿
و من با چشمانی لبریز از جام اشک و خاطره 🌊
فقط گوش می‌سپارم به این ترکیب جادویی
و دوست داشتن و دلتنگی برای پسر ابرو شکسته قهرمان زندگی‌ام را آرام‌تر نفس می‌کشم 🌹
امروز دلتنگی‌ام دوباره‌آمیخته با صدای تو است 🎵
و دل هر بار با همان زخم همیشه باز آشنا
پلی می‌شود برای نجوا 💫
این جوری نکن با من ❄️
یه آهنگ قدیمی دوباره دلتنگی‌هایم را یادم میاره 🌌
به رسم ادب
سلام حضرت شاعر بالا بلند 
داداش همیشه پیدای پنهان در قلب
و سلام نوازنده نو گرای دل ها آرن و کیارش
# احسان رمزی 
# دلتنگی by @mar_ar_50
3
10 months ago
Download
بماند به یاد گار 
از پاییز و رمستان ۱۴۰۴ 
# زخم # دلتنگی # نیواد
@nivad_parvane5
@nivadofficial by @mar_ar_50
15
10 months ago
Download
 by @mar_ar_50
6
10 months ago
Download
تو رفتی، دریافتم
تنهایی فقط یک اتاق تاریک، اشک و گریه نیست؛
حالِ دل است، دردی که در سکوت می‌تپد

این روزها، وقتی در میان جمع هستم،
ببین الان، تو چیکار کردی که تو هر جمعی برم تنهام

و من مانده‌ام با قلبی که هنوز
جای رد گلوله‌های ترک شدن را حس می‌کند…
دیگه چیزی نمونده از قلبی که بستی به رگبار
حال از اعماق جانِ زخم‌خورده‌ام بانگ برمی‌آورم:
تو در حد من نبودی،
برو دست بردار
که خراب شده آیندم من

بارش واژه‌ها بر کاغذ و قلم این‌گونه شده
که گویی حضرت شاعرِ بالا بلند
دستانم را گرفته و می‌نویسد:
چرا اینجوری شد؟ چرا هر چی تو گفتی رو باور کردم
و برایم به غزل‌واره‌ی تنهایی
مهمان مصرع‌های نجواهایش می‌کند:
گفتم تنها می‌شیم دوتامون، همون شد آخر سرم

و مرکب سقوط رویاهایم را در دل سپید کاغذ می‌ریزد:
خراب کردی توی مغزم هر چی که ساختم ازت، هر چی که ساختم ازت من
برو، حرف دیگری با من نزن، بذار صدایت را نشنوم؛ اینجوری راحتم

من هر کاری کردم اون حرفای آخرو یادم نرفت
چه سعادتی که دیگر نیستی و رهایی را انتخاب کردم؛
کنار تو بودن عمرم را کردش واقعاً تلف،
چه سادم منم…

حضرت شاعر، چه زیبا مرا همراه
واژه‌هایم کردی
و حالا پایان این درد را
با همان دستی می‌نویسی
که آغازش را گره زد…

و من،
در آرامشی که تازه پیدا کرده‌ام،
با صدای سکوت دلم می‌نویسم:
این‌بار
خودم را انتخاب می‌کنم.

به رسم ادب
سلام حضرت شاعرِ بالا بلند،
مرشد و راهنمای درستِ زندگی 🌿
@aliyasini by @mar_ar_50
6
10 months ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up