Instagram story viewer> @meisamyousefi> Posts
38.2K
followers
363
following
Poet, Journalist & Artistic Director
شاعر، روزنامه‌نگار
کتاب‌های منتشرشده: نگرانت می‌شم، خاطرات منتشرنشده‌ى يك بازنده‌ى خوشحال و نهنگ دلتنگ
POSTS STORIES REELS TAGGED
⁨	⁨	.
من فقط یه ترانه نوشتم. مثل هزاران ترانه‌ی دیگه. یه ترانه کم‌تر از ترانه‌های بی‌نظیری که دیگران نوشتند و کسی خبردار نشد. مثل هزاران اتفاق دیگه که هیچ‌کسی ازش خبردار نمی‌شه. مثل همه‌ی چیزایی که نمی‌خوایم ازش باخبر باشیم. 
مثل اشک مادری که لای سبزه‌های عید گم شد. مثل سربازی که سر چهارراه، فرمان ایست می‌ده که انتقام عشقِ از دست رفته‌شو از من بگیره. مثل نجاری که این‌بار وقتی چوبی رو می‌تراشه، به غم موریانه‌ها هم فکر می‌کنه. مثل لبخندی که وقتی روی صورتت افتاد، همه منو به یاد آوردن و چیزی نگفتن. من فقط یه ترانه نوشتم که هیچ فرقی با غم نداره، ولی یه غمه برای همه‌ی وقتایی که دشمن شدی و عزیز بودی و نفهمیدی…  من فقط یه ترانه‌ی ساده نوشتم عزیزم…
.
«چیزی نخواست»
#ترانه #میثم_یوسفی 
موسیقی #علیرضا_افکاری
تنظیم #بامداد_امینی 
صدای #احسان_خواجه_امیری 

.
چیزی نخواست | میثم_یوسفی

من زندگیمو پشت این در جا گذاشتم
تنها نبودی، من تو رو تنها گذاشتم

می‌بازمت تا فاتح این جنگ باشم
شاید که دلتنگم شی و دلتنگ باشم

رویای پروازو به من نزدیک کردی
مات تو بودم تا بهم شلیک کردی

می‌خواستی عاشق کنی و خون بریزی
حتی اگه دشمن بشی بازم عزیزی 

اون درا رو بست و رفت، اما ازم چیزی نخواست 
دل بدی دل بشکنی،  این عادت دیوونه‌هاست
بی‌سرانجامی عشق، تقدیره یا تقصیر ماست؟

عشق؛ فقط تصویر درده، یه زخم دورگرده
عشق؛ یه راهی رو به هیچه، که عطر تو بپیچه 

عشق؛ چه بی‌رحمه همیشه
که می‌خوای و نمی‌شه
عشق؛ منِ دیوونه رو دید 
که زخمامو نبوسید!

اون درا رو بست و رفت، اما ازم چیزی نخواست 
دل بدی دل بشکنی،  این عادت دیوونه‌هاست
بی‌سرانجامیِ عشق، تقدیره یا تقصیر ماست؟
میثم_یوسفی

‪‪@ehsankhajeamiri‬‪@alirezaafkari.officialpage‬‪@bamdadaminii‬‪@mohamadfalahireal‬‪@nimabeik‬‪@meysamkhalafi‬‪@mohammadyaghoubkhani‬yaghoubkhani‬yaghoubkhani⁩ by @meisamyousefi
96
2 years ago
Download
.
-می‌شه نگرانت می‌شم رو بذاری؟ -آره خودمم خیلی وقته گوش‌نکردم
-لعنت بهت. این ترانه منو می‌بره به ۹۱؛ سال عجیب زندگی‌م
-اگه خودم یه روز تو موقعیت این ترانه باشم و سرم بیاد یا یه بلایی سرم ‌میارم یا دیگه ترانه نمی‌گم. همیشه گفتم که چقدر از این ترانه‌م می‌ترسم.
-تو کلا دیگه ترانه نگو. همین یکی کافیه برات
.
.
همین چند شب پیش با یکی از دوستانم در نیمه‌های شب سراغ #نگرانت_می_شم رفتیم و امشب این ترانه پنج ساله شد. چه روزهای عجیبی رو در این پنج سال تجربه کردم و این روزها در آستانه‌ی سی و چهار سالگی چقدر بیشتر از همیشه از ترانه‌هام می‌ترسم...
.
#ولنتاین مبارک
.
نگرانت می‌شم
خواننده #ابی
آهنگ‌ساز و تنظیم‌کننده #بهنام_جلیلیان
ترانه‌سرا #میثم_یوسفی
تهیه‌کننده #مهشید_حامدی_برومند 
با تشکر ویژه از رضا تاجبخش، مسعود همایونی، علی جعفری پویان، میثم مروستی، بابک ریاحی‌پور، هومن غفاری، میلاد فرهودی و فرشید عزیزم
انتشار: ۱۴ فوریه‌ی ۲۰۱۳

@ebi 
@jalilian_behnam_music @mahshidhamedi @rafe_rafahi @masoudhomayouni  @reza_tajbakhsh @babakriahipour @meysammarvasti_official @alijafaripouyan @hoomanghafari‌ @miladfarhoodi

کاملش تو کانال، یوتوب و سایت‌های معتبر دیگه قابل دیدن و شنیدنه by @meisamyousefi
128
9 years ago
Download
.
.
عصرِ بارونی تهران تو رو یاد کی میاره؟!
.

یکی از ترانه‌هام که خودم جور دیگه‌ای دوسش دارم. این کار رو رو‌ی ملودی کاوه جان نوشتم و اجرای بی‌نظیرش روح دوباره‌ای به کار داد. خوشحالم که یکی از دو ترک محبوب آلبوم #منشور و یکی از محبوب‌ترین کارها در اجراهای زنده‌س. چه سرانجامی بهتر از این، مخصوصا وقتی که رفقای عزیزت هم نوازنده‌ی این کار در کنسرت‌ها باشن. به امید اینکه همه‌ی مشکلات ویروسی و غیرویروسی از سرراه کنار برن و خیلی زود دوباره باهم بخونیم: #گل_یخ که گوش می‌دی بگو یاد کی می‌افتی؟!
.#KhaterehBazi #KavehYaghmaei
#خاطره_بازی
#کاوه_یغمایی
#میثم_یوسفی
#نیلوفرفرزندشاد 
#آلبوم #منشور
#کوروش_یغمایی
@kavehyaghmaei 
@niloofar_farzandshad 
@babakriahipour 
@masoudhomayouni 
@nimahamidii 
@satgin.yaghmaei 
@sirvankhosravi 
@neginpaarsa
@kourosh.yaghmaei by @meisamyousefi
56
6 years ago
Download
“پاييز دلتنگى”
روزبه نعمت الهى
ملودى فرزين قره گزلو /تنظيم و اركستراسيون نيكان
ترانه ميثم يوسفى
ميكس ميلاد فرهودى by @meisamyousefi
140
20 days ago
Download
یک روزهایی، یک اتفاقاتی، یک لحظاتی مرز انسان بودن و انسان نبودن رو تعیین می‌کنن…
من دوتا خواهرزاده‌ی دختر دارم؛ نفس و آنا
زندگی‌م، عمرم و حیاتم به لبخند اون‌ها بسته‌ست.
یه وقتایی بغلشون می‌کنم، بوشون می‌کنم، نفسشون می‌کشم و اشک می‌ریزم… کسی نمی‌دونه چرا. به کسی نگفتم. ولی وقتی یه لحظه تصور می‌کنم اگه فردای این سرزمین آزاد و آباد نباشه، اگه یه روز دیگه نیکاها توی این سرزمین از دست برن، اگه نفس من، آنای من هم مثل یه دختر معمولی، مثل هزاران دختر معمولی توی این سرزمین بلایی سرشون بیاد من بعدش چی هستم!؟ اصلا هستم!؟ وقتی علی‌کیا رو بغل می‌کنم و به اینکه حدودا هم سن و سال کیانه ولی کیان توی ۹ سالگی‌ش تموم شده، فریز شده توی عکس‌ها و تصاویر، رفته کنار خداوند رنگین کمونش… به داغ خونواده‌ها، به مادرها، پدرها… به این لحظات که فکر می‌کنم سرتا به پا آتیش می‌گیرم…

آره بابک خانقلی عزیزم. درست گفتی، دم نفست خیلی گرمه… یه روز اسم این شهرو “نیکا” می‌ذاریم… با تک تک سلول‌های بدنم مطمئنم… 

@babak_khangholi by @meisamyousefi
40
a month ago
Download
⁨	⁨	.
دل و دماغ تولد گرفتن نداشتم. نه که از بالا رفتن سنم ناراحت باشم. راستش سال‌های زیادیه هیچ‌وقت تولدم برام اتفاق مهمی نبوده ولی همیشه بهانه‌ای می‌شد برای دور هم جمع شدم با عزیزانم. امسال یه جوری شد که حس و حال این کارم دیگه باهام نبود. غم زیادی روی قلبمه ولی هم‌چنان پر از نور و امیدم. وسط این‌همه حس متناقض ولی واقعی، برای مردمان این سرزمین آرامش، آزادی و آبادانی آرزو می‌کنم. مخصوصا که سه تا خواهر زاده دارم، که همه‌ی زندگی من رو تشکیل دادن و بدون تصور روزهای شاد و آزاد برای فردای اون‌ها زنده بودنم بی‌معنیه.

این شعر حسین پناهی رو اتفاقی چند روز قبل دوباره خوندم. چه عجیب که نزدیکای تولدم رسیدم بهش و چی بهتر از این برای مرور دوباره‌ش…

(عکس قدیمیه. عکسِ شادِ جدید نداشتم مسافرتم خیلی وقته نرفتم گفتم توی عکس برم سفر!)

.

نازی: پنجره رو ببند و بیا تا با هم بمیریم عزیزم 
من: نازی بیا 
نازی:‌ می‌خوای بگی تو عمق شب، یه سگ سیاه هست 
که فکر می‌کنه راز رنگ گل‌ها رو می‌دونه؟
من: نه می‌خوام برات قسم بخورم که پرندگان سفید سروده‌ی یه آدمند. نگاه کن.
نازی: یه سایه نشسته تو ساحل 
من: منتظر ابلاغه تا آدما رو به یه سرود دسته‌جمعی دعوت کنه
نازی: غول انتزاعه، آره!؟
من: نه دیگه! پیامبر سنگی آوازه! نیگاش کن…
 
نازی: خوب بخره مگه تابوت قیمتش چنده؟
من: بوشو چیکار کنه پیرمرد؟ باید که بوی تازه چوب بده یا نه؟
نازی: دیوونه‌ست!؟
من: شده… 
می‌گن تو جشن تولدش دیوونه شده…
.
#حسین_پناهی⁩⁩ taken in Stockholm, Sweden by @meisamyousefi
191
4 months ago
Download
⁨	⁨	۱-
.
«ترسناک‌ترین شر، آن است که به نام ضرورت و حقانیت انجام می‌شود؛ شرارتی که دیگر حتی زحمت پنهان‌کاری هم به خود نمی‌دهد.»
جن زدگان- فیودور داستایفسکی

داستان توی یه شهر کوچیک روسیه می‌گذره؛ جایی که یه عده جوونِ به‌ظاهر روشنفکر و انقلابی دور هم جمع شدن و تحت‌تأثیر ایده‌های افراطی، می‌خوان «نظم قدیم» رو به هم بزنن. رهبر فکریِ پشت‌پرده‌شون آدمیه کاریزماتیک، سرد و بی‌رحم که بلده از بقیه چطور در جهت اهداف ایدئولوژیکش استفاده کنه.
کم‌کم می‌بینی این ایده‌های به‌ظاهر آرمان‌خواهانه چه‌جوری آدم‌های معمولی رو هل می‌ده سمت دروغ، خیانت و حتی خشونت. شهر آروم‌آروم می‌ره سمت هرج‌ومرج: رسوایی، شایعه، فروپاشی اخلاقی، و اتفاق‌هایی که دیگه راه برگشت ندارن.

داستایفسکی توی «جن زدگان» نشون می‌ده وقتی ایدئولوژی جای وجدان فردی رو بگیره، وقتی آدم‌ها به اسم «هدف بزرگ‌تر» هرکاری رو توجیه کنن و وقتی شرارت دیگه خجالت نکشه… چطور یک جامعه از درون می‌پوسه. 
داستایفسکی توی این رمان عملاً هشدار می‌ده: آدم‌هایی که «خودشون رو منجی می‌دونن» می‌تونن خطرناک‌تر از آدم‌های صریحاً شرور باشن.
.
.
۲-
.
ایران هزاران هزار کشته داده… سال‌هاست توی این سرزمین جوون از دست می‌ره. مادرها به جای اینکه نُقل و سکه بر سر عروس و داماد بریزند، روی جنازه‌ها گل و شیرینی می‌ذارن. فرق نداره ۸ سال جنگ باشه یا دو روز اعتراض… مسیریه که یک طرف ایدئولوژی، قربانی می‌خواد و یک طرف مردم و سرزمین و انسانیت هستند که برای بقای اخلاق و وطن کشته می‌دن.
چیزی که پررنگه از دست دادنه، و البته به دست آوردن مرز پررنگی بین «شرارت» و «شرافت»…
.
۳-
این تصاویر رو توی مراسم چهلم #بهروز_نیکخواه گرفتم. توی یه جای کوچیک، ۱۵ تا جوون که توی دی‌ماه کشته شده بودند، کنار هم دفن شدند…
ساعت‌ها اشک ریختم، نتونستم مقاومت کنم، توی بغل هر آشنایی می‌افتادم زار می‌زدم. اما الان که دوباره ویدیوها رو می‌دیدم، این «باشرف» گفتن‌ها همون امید و خون جاری توی رگهام شد… جامعه‌ای که برای مرگ جووناش می‌رقصه، از شرافت می‌گه و انسانیت رو مرز خودش می‌دونه، جامعه‌ای که یک رنج و آرمان جمعی مشترک داره و خط قرمزش رو شرافت گذاشته، این اجتماع و این مردم محکوم به پیروزی هستند…⁩⁩ by @meisamyousefi
25
8 months ago
Download
⁨	اینو می‌ذارم اینجا بمونه تا هیچ‌وقت یادم نره «چه جوانانی! اسماعیل، می‌بینی؟ چه جوانانی! بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند»…

این‌همه خون، این‌همه کشته… این‌همه زندگی، این‌همه زیبایی، این‌همه عشق… 

شاهو از دوستان نزدیک مهرداد و رامین بود. داشت برنامه‌ریزی می‌کرد آلبومش رو استارت بزنه. چندمین آشنایی که در این روزها با شلیک مستقیم گلوله از دست رفته… 
و چه اجرای درخشانی از ترانه‌ی غمگینم…
…

من هم اشک می‌ریزم و هم به روز مکافات منتظرم. خصم از نفرت و خون ارتزاق می‌کنه، ما با امید و عشق، هرچند در قلبی مجروح، ولی زنده‌ایم…

‪@shahooshirazi‬‪@ebi‬‪@behnamjalilianofficial‬cial 

#نگرانت_می‌_شم #هزارساله_که_رفتی #شاهو_شیرازی⁩ by @meisamyousefi
42
8 months ago
Download
⁨	⁨	⁨	.
دوباره غارتم کن با
چشای وحشیِ جنگی‌ت
زبونم هم عوض شد با
تهاجم‌های فرهنگی‌ت

تو! صد سرنیزه آغوشی
دماوندی که خاموشی
ببوس‌ام با فراموشی
ببوس‌ام تا فراموشی

تو این بی‌نظمیِ منظوم
بیا و انتخابم کن
که بی‌منطق دوست دارم
که بی‌منطق خرابم کن

چه فرقی داره این دنیا داره می‌ره به ویرونی
منو غارت بکن توی تنت، این فرشِ ایرونی

چشات از غم خلاصم کرد
که بی‌رحمانه غارت کرد
چشای مهربونِ تو
به کشتن، خوب عادت کرد

تو! صد سرنیزه آغوشی
دماوندی که خاموشی
ببوسم با فراموشی
ببوسم‌ تا فراموشی

غمم از تو، تبم از توست
جنون هر شبم از توست
نگاهم کن، خرابم کن
دوباره انتخابم کن

.

#فراموشی
#موسیقی و #خواننده: مرتضی ساعدی
#ترانه : #میثم_یوسفی
میکس و مسترینگ: فرشاد حسامی

.
خیلی این ترانه‌مو دوست دارم. خیلی…⁩⁩

پ.ن:

ببوس‌ام به معنی مرا ببوس

فعلِ امر + ضمیر متصلِ مفعولی
گفتاری است در طلبِ نهادنِ بوسه بر گوینده، 
از رویِ عشق، دوستی یا مهر؛ 
درخواستِ تقبیلِ شخصِ متکلّم.
در اینجا فرد گوینده (احتمالا عاشق) از معشوق می‌خواهد اورا آن‌قدر ببوسد شاید فراموشی اتفاق بیفتد و اگر چنین نشد هنگام بوسیدن هم‌زمان فراموش کند.⁩ by @meisamyousefi
23
a year ago
Download
.
«‏زندگی از فراموشی شروع می‌شه و با فراموشی تموم! اما مهم‌ترین چیزی که زندگی رو تشکیل می‌ده تموم ‌لحظاتیه که نتونستی فراموش کنی!»

از کتاب در دست انتشاری که اسمش رو لو ندم بهتره…

عکس بدون ادیت و دم طلوع خورشید از 
@amir_dori 
در @howza.house  زیبا taken in Taul, Hormozgan, Iran by @meisamyousefi
36
a year ago
Download
⁨	⁨	.
از تو نوشتن خودِ رویاست…
.
همه‌مون روزهای سختی رو از سر می‌گذرونیم. مثل همیشه در این مدت تنها راه زنده موندن برای ما پناه بردن به موسیقی و ترانه بوده… روزها و سال‌ها می‌گذرن، زخم‌ها مرهم می‌شن، پاییز دوباره به بهار می‌رسه، جلادها، ظالم‌ها و دیکتاتورها می‌میرن، ولی صدا، هنر و ترانه می‌مونه. 
باعث افتخار من بود که در این کار سهم کوچکی در کنار هنرمند درجه یک، شجاع و دغدغه‌مند سرزمینمون، پرستو احمدی و موزیسین کاربلد و برادم گلم، رامین عبدالهی دارستانی داشتم. 
امیدوارم در عاشقانه‌ترین لخظات زندگی‌تون جاری باشه…

«از تو نوشتن»
خواننده: پرستو احمدی
موسیقی و تنظیم: رامین دارستانی
ترانه: میثم یوسفی
میکس و مسترینگ: مهیار رحیمی
عکس: سعید برزی

•••
•••

‎خوش! که دلم بند تو مانده
‎عشق، گلوبند تو مانده
‎خوش! که هوادار تو هستم
‎عاشق دیدار تو هستم

‎بی‌تو نشستن غمِ دریاست
‎موج زده، زخمی ساحل
‎گم شده در حجم نبودت
‎منتظرِ ماهِ مقابل

‎از تو نوشتن خود رویاست
‎شادیِ یک شوقِ  نهانی‌ست
‎سایش پیراهن و قلب است
‎چشم تو یک شعرِ جهانی‌ست

‎خوش! که به ساز تو برقصم
‎گرم شوی با تبِ دستم
‎خوش که منم عاشق چشمت
‎خوش! که هوادار تو هستم

‎عاشق اینم که همیشه
‎با تو مُهیای نبردم
‎کاش که تا آخر دنیا
‎مست، به دور تو بگردم

‎از تو نوشتن خود رویاست
‎شادیِ یک شوقِ  نهانی‌ست
‎سایش پیراهن و قلب است
‎چشم تو یک شعرِ جهانی‌ست
.
از پلتفرم‌های معتبر موسیقی بشنوید.
.
#ترانه #موسیقی #پرستواحمدی #رامین_عبدالهی #رامین_دارستانی #میثم_یوسفی⁩⁩ by @meisamyousefi
97
a year ago
Download
.
‎اولین مواجهه‌ی من با «تهران» به پیشنهاد میثم یوسفی عزیزم بود. مواجهه‌ای سراسر شوق و غم… ترانه‌ی حسین غیاثی که همیشه طرفدار قلمش بودم و صدا و موسیقی عجیب و کم‌نظیر مرتضی ساعدی عزیز یقه‌ام را گرفت. 

‎برای این موسیقی باید چه ویدیویی می‌ساختم!؟ مخصوصا آن روزها که تهران پر از زخمِ زندگی بود…

‎رقص، رقص و موسیقی ما را نجات خواهد داد. رقص در تنهایی تهران، رقص زنانه، آن‌چنان که مولانا در میانه‌ی میدانش آرزو بود…

‎این ویدیو روایت من، محمد دارائی از «تهران» است. 
‎از تنهایی تهران… از رقصِ گم‌ شده در کوچه‌هایش… از صدای کودکانی که به جای این‌همه ماشین و دود و خاکستری، باید در کوچه‌ها می‌پیچید…

‎دوست دارم این تجربه را تا انتها تماشا کنید و نظرتان را برای‌مان بنویسید. مخصوصا آن انتهایی که مرتضی نمی‌خواند و ویولونسل آواز سر می‌دهد…

‎ممنونم از مرتضی ساعدی که این اعتماد را داشت تا هرآنچه دوست داشتم را انجام بدهم…

‎روی هر برگ از اندوهِ دلِ من بنویس
‎بنویس عشق
‎بچسبان به درختان و… بیا…

‎«تهران»
‎موسیقی، تنظیم و خواننده: 
‎مرتضی ساعدی
saedimorteza 
@mortezasaedimusic 

‎ترانه‌سرا:
‎حسین غیاثی
@hoseinghiasi 

‎مدیرهنری:
‎میثم یوسفی
@meisamyousefi 

‎میکس و مسترینگ:
‎مهیار رحیمی
@mahyarrahimimusic 

‎طراح و کارگردان: 
‎محمد دارائی
@mohammad.daraii 

‎با تشکر از:
باله @_elhamrahmani_
عکاس @ashkan_abbacii
طراح نشان نوشته @MIRPRODUCT 

. taken in Tehran, Iran by @meisamyousefi
45
a year ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up