Instagram story viewer> @niloofarr.n> Posts
2.7K
followers
1236
following
🕊️🤍فرزند ایران و جان فدای میهن
#جاویدنام
#ناصر_نصیری
پدر قهرمانم
POSTS STORIES REELS TAGGED
بابا جانم...💔

۵ ماه از نبودنت گذشت...
۵ ماه از ۱۹ دیِ خونین گذشت...
۵ ماه از اون شبی که در به در تو بیمارستان‌ها دنبالت می‌گشتیم گذشت...

همه‌ی اون لحظه‌ها و ثانیه‌هایی که گذشت، مو به مو هر روز از صبح تا شب تو ذهنم مرور میشه. یهو به خودم میام و می‌بینم تو این ۵ ماه چه روزهایی رو بدون تو گذروندیم.
۵ ماهه که صورت مهربونتو ندیدیم...
۵ ماهه که صداتو نشنیدیم...
۵ ماهه که رفتی و برنگشتی...
۵ ماهه که از نوازشت، از آغوشت، از حضورت و از مهربونیت محروم شدیم بابا...
این دوری آسون نیست...

هر روز عکسا و ویدئوهاتو نگاه می‌کنم، ویس‌هاتو گوش می‌کنم و پیامهاتو می‌خونم...
آخه تو آدمِ رفتن نبودی باباجانم...

به اطرافم که نگاه می‌کنم می‌بینم زندگی برای همه جریان داره...
یکی عروسی می‌کنه، یکی تولد می‌گیره، یکی برای آیندش برنامه می‌ریزه، یکی خوشحاله و می‌خنده...

اما من هنوز تو نبود تو موندم بابا...
هنوز باور نکردم که باید این روزا رو بدون تو زندگی کنم.

انگار ساعت زندگی من از همون روزی که رفتی دیگه مثل قبل نچرخیده...

و هر بار با خودم فکر می‌کنم...
چطور ۵ ماه گذشته؟
چطور دنیا این‌قدر جلو رفته، اما دل من هنوز تو همون ۱۹ دی مونده...

همون شبی که رفتی و نیمی از زندگی ما رو هم با خودت بردی...

دلتنگتیم...
هر روز، هر ساعت، هر لحظه...

تا ابد. 🖤
#جاویدنام
#ناصر_نصیری🕊️🤍 by @niloofarr.n
2k
4 months ago
Download
⁨	باباجانم سلام...باباجانم خوبی؟
باباجانم خاک با صورت قشنگت، با قلب مهربونت چیکار کرده؟ دلت برای ما تنگ نشده؟
اونجا همه‌چی خوبه؟ جات خوبه؟ آرومی؟ قلبت درد نمی‌کنه؟
باباجانم وقتی تو سردخونه دیدمت، خواب بودی، دیگه نفس نمی‌کشیدی؛
یخ کرده بودی و فقط چشمات باز بود…باباجانم کجایی؟ یعنی جدی‌جدی رفتی؟ یعنی دیگه برامون نمی‌خندی؟ برامون شمالی نمی‌رقصی؟
باباجانم من که باورم نمی‌شه مارو تنها بذاری و بری…
هنوز منتظرم زنگ درو بزنی و بیای خونه. آخه رفتی بیرون که برگردی…
به ستایش گفتی: «باباجان نگران نباش، من سر کوچه‌ام، الان میام» ولی نیومدی…
باباجانم من هر شب منتظرم از سرکار برگردی،
بیای خونه، باهم شام بخوریم…
باباجانم ستایش خیلی بی‌قراره، دلش خیلی تنگ شده و من کاری از دستم برنمیاد…
کاش بودی بغلمون می‌کردی، سرمونو می‌بوسیدی و آروممون می‌کردی.
باباجانم ماه دیگه تولد ستایشه…
بهش چی بگم؟ یعنی ما باید هر سال بدون تو براش تولد بگیریم؟
باباجانم رفتی…دیگه برای دخترات نمی‌خونی:«یه دختر دارم شاه نداره»
صورتی داره ماه نداره…
دیگه نازمونو نمی‌کشی…
باباجانم وقت رفتنت نبود… باید می‌موندی.
باید دانشگاه رفتن ستایشو می‌دیدی، باید دختراتو تو لباس عروس می‌دیدی،باید‌ نوه‌هاتو بغل می‌کردی
باباجانم خاطراتت از ذهنم نمی‌ره…
هر روز و هر شب عکس‌ها و فیلم‌هاتو نگاه می‌کنم قلبم بیشتر درد می‌گیره…
باباجانم همیشه بهم می‌گفتی:
«نیلوی بابا، من بهت افتخار می‌کنم، تو خیلی قوی هستی»
بابا…آخه من کی انقدر قوی شدم که بتونم نبودنت رو تحمل کنم؟
کاش قوی نبودم… کاش این روزها رو نمی‌دیدم…
باباجانم ای کاش می‌تونستم زمانو نگه دارم، این جای زندگی رو حذف کنم…
من زندگی بدون تو رو بلد نیستم…
اصلا نمی‌دونم چه شکلیه ...کاش فقط یک بار دیگه محکم بغلت می‌کردم و صدای قلبتو گوش می‌دادم
باباجانم بدونه تو خیلی سخت می‌گذره...
داغی که روی دلمون گذاشتی خیلی سنگینه… باباجانم جات خیلی خالیه…⁩ by @niloofarr.n
315
8 months ago
Download
همه ساکت 

بابام میخواد آروم بخوابه.... by @niloofarr.n
104
8 months ago
Download
قهرمان آزادی ایران 
جاویدنام ناصر نصیری ۵۲ ساله تهران 
ناصر اهل رودبار گیلان 
پدر دو دختر ۱۴ و ۲۷ ساله و همسری مهربان 
 شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در محله سروآزاد (چیتگر) تهران جانیان خامنه ای از پشت بام پایگاه بسیج با گلوله جنگی قلبش را نشانه رفتند مردم در صحنه پیکر او را به بیمارستان منتقل کردند ولی ناصر قهرمان تا رسیده به بیمارستان جانش را فدای رهایی میهنش کرد 
آرامگاه : آرامستان شهرستان رودبار
#قهرمانان_هرگز_نمیمیرند
#جاویدنام_ناصر_نصیری
#تهران #چیتگر_تهران #رودبار taken in تهران by @niloofarr.n
49
2 days ago
Download
⁨	⁨	⁨	⁨	⁨	⁨	⁨	جاویدنام ناصر نصیری

ناصر نصیری، اهل رودبار گیلان و ساکن تهران، همسر و پدر دو فرزند بود. او در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه چیتگر تهران با اصابت مستقیم گلوله جنگی به قلب جان باخت.

ناصر را مردی زحمتکش، مهربان و خانواده‌دوست توصیف کرده‌اند؛ پدری که فرصت بازگشت به خانه و در آغوش گرفتن دوباره فرزندانش را پیدا نکرد.

روز ۲۷ سپتامبر تصویر ناصر نصیری طی مراسمی به دیوار جاویدنامان نیوکاسل اضافه شد؛ تا چهره‌اش در کنار دیگر جان‌باختگان باقی بماند و نامش فراموش نشود.

ما هزاران کیلومتر دورتر از ایران، صدای کسانی خواهیم بود که دیگر نمی‌توانند صدای خود را به جهان برسانند.

تصویرشان را بر دیوار می‌گذاریم،
نامشان را زنده نگه می‌داریم،
و فراموششان نمی‌کنیم. 🕯️

انقلاب شیر و خورشید ادامه دارد.

#ناصر_نصیری #دیوار_جاویدنامان_نیوکاسل #جاویدنامان_راه_آزادی #جاوید_شاه #پاینده_ایران 
🕯️ In Memory of Naser Nasiri

Naser Nasiri, originally from Rudbar, Gilan, and a resident of Tehran, was a husband and father of two. On 9 January 2026, he was killed in the Chitgar area of Tehran after being shot directly in the heart with live ammunition.

Naser is remembered as a hardworking, kind and devoted family man — a father who never had the chance to return home and hold his children again.

Today, during a memorial ceremony, Naser’s portrait was added to the Immortal Souls of Iran – Newcastle memorial wall, where his face now stands alongside those whose lives were taken, ensuring that his name and memory are never forgotten.

Thousands of miles away from Iran, we will continue to be the voice of those whose voices were taken from them.

We place their faces on our wall.
W⁩⁩⁩⁩⁩⁩⁩ taken in Newcastle upon Tyne by @niloofarr.n
67
12 days ago
Download
نام‌هایتان بر تارک تاریخ این سرزمین، با خطی از نور و رهایی حک شده است. شما از نسل باران و بیداری بودید؛ آن‌گاه که شب سایه انداخت، آفتابِ جان‌تان را هدیه کردید تا فردا در آسمان ایران، نور بماند و آزادی.
ما میراث‌دارِ راهی هستیم که از قدم‌های استوار شما روشن شد. خشت به خشتِ این خاک، یادآورِ نام و آرمان شماست و تا نفس در سینه داریم، یادتان چراغِ راهِ فردای این سرزمین خواهد ماند.
یاد و راه جاویدنامان ایران، تا ابد گرامی و جاودانه‌ست. 🖤🕊️
#ناصر_نصیری 💔🕊️
#مهدی_جمشیدی 💔🕊️
#جاویدنامان #ایران #یادبود آزادی نام_پاینده_ایران by @niloofarr.n
261
16 days ago
Download
جاویدنام ناصر نصیری، ۵۲ ساله، اهل رودبار و ساکن شهرک سروآزاد در محله چیتگر تهران، پدر دو دختر ۲۷ و ۱۴ ساله بود.

او مردی شریف، زحمتکش و میهن‌دوست، همسری مهربان و پدری صبور بود که با خوش‌رویی، معرفت و انسانیت خود، دل بسیاری را به دست آورده بود.

ناصر نصیری ۳۰ سال از عمر خود را با تلاش، مسئولیت‌پذیری و سخت‌کوشی برای تأمین خانواده‌اش سپری کرد. قرار بود در پایان دی‌ماه بازنشسته شود و پس از سال‌ها کار و زحمت، فصل تازه‌ای از زندگی‌اش را آغاز کند؛ اما هرگز فرصت رسیدن به آن روز را پیدا نکرد.

در شامگاه ۱۹ دی‌ماه، ناصر نصیری در محله سروآزاد تهران، بر اثر اصابت مستقیم گلوله جنگی به قلبش جان باخت؛ گلوله‌ای که از سوی نیروهای مستقر بر پشت‌بام پایگاه بسیج شلیک شد.

پیکر او پس از ساعت‌ها جست‌وجوی خانواده، در بیمارستان تریتا پیدا شد، اما پیش از تحویل به خانواده، به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شده بود. خانواده پس از ساعت‌ها پیگیری، سرانجام پیکر او را تحویل گرفتند و جاویدنام ناصر نصیری در ۲۱ دی‌ماه، در زادگاهش، شهرستان رودبار، به خاک سپرده شد.

ناصر دیگر هرگز دخترانش را در لباس عروس ندید؛
هرگز نوه‌هایش را در آغوش نگرفت؛
دانشگاه رفتن دخترش را ندید؛
و بازنشستگی و سال‌های آرام زندگی در کنار خانواده‌اش را تجربه نکرد.
با شلیک گلوله به قلب ناصر، فقط یک انسان از دست نرفت؛

یک خانواده از هم پاشید.

چهار نفر بودند؛ یک خانواد� taken in Hamburg, Germany by @niloofarr.n
70
20 days ago
Download
⁨	عزیز قلبم 🕊️
#جاویدنام#ناصر_نصیری🖤
عموی ایران ..

#جاویدنامان_راه_آزادی #جاویدنام #فراموش_نمیکنیم_و_نمیبخشیم⁩ by @niloofarr.n
31
22 days ago
Download
⁨	کاش می‌دانستی، نبودنت فقط جای خالی تو نیست؛
جای خالیِ تمام لحظه‌هایی‌ست که قرار بود با تو زندگی کنیم… 

عموی ایران #ناصر_نصیری 🕊️

#ناصر_نصیری #جاویدنام #جاویدنامان_راه_آزادی #ایران⁩ by @niloofarr.n
94
22 days ago
Download
⁨	⁨	ناصر نصیری، متولد اول دی ۱۳۵۲، اهل رودبار و ساکن شهرک سروآزاد چیتگر تهران بود؛
پدر نیلوفر و ستایش و همسری مهربان و دلسوز.

بیش از ۳۰ سال با شرافت و سخت‌کوشی، کارمند یک شرکت خصوصی بود. فقط چند روز مانده بود تا بازنشسته شود؛ روزهایی که سال‌ها برای رسیدن به آن زحمت کشیده بود.

ناصر تمام این سال‌ها را برای خانواده‌اش زندگی کرد؛ برای اینکه دخترهایش آینده‌ای بهتر داشته باشند. آرزو داشت موفقیت نیلوفر و ستایش را ببیند، دخترهایش را عروس کند، نوه‌هایش را در آغوش بگیرد و دختر کوچکش را در دانشگاه ببیند.

اما دل ناصر فقط برای خانه خودش نمی‌تپید.
او نسبت به سرنوشت هم‌میهنانش بی‌تفاوت نبود و به آینده ایران امید داشت.

همیشه می‌گفت:

«ایران درست میشه… روزهای خوب هم میرسه.»

۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ از خانه بیرون رفت و گفت:
«برمی‌گردم، نگران نباشید.»

چند دقیقه بعد، صدای شعارها از پنجره خانه شنیده می‌شد. خانواده با او تماس گرفتند و آخرین حرفش این بود:

«سر کوچه هستم، نگران نباشید.»

بعد از آن، تلفن‌ها قطع شد و صدای شلیک گلوله آمد.

خانواده ساعت‌ها دنبالش گشتند تا سرانجام پیکرش را در بیمارستان تریتا پیدا کردند. ناصر همان شب در شهرک سروآزاد، بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلبش جان باخت.

او فقط چند روز با بازنشستگی فاصله داشت؛
چند روز با فصل تازه‌ای که قرار بود کنار خانواده‌اش بگذراند.
#جاوید_نام #ناصر_نصیری taken in Iran ایران by @niloofarr.n
173
25 days ago
Download
⁨	⁨	دیدمت رفتی و داغت جگرم را سوزاند..
فکر بی همسفری با تو سرم را سوزاند..

عموی مهربونم خیلی دلتنگتیم کاش برگردی ..
تا روزی که زنده ام اسمت و فریاد میزنم 
#جاویدنام#ناصر_نصیری🕊️

#جاویدنامان_راه_آزادی #فراموش_نمیکنیم_و_نمیبخشیم#قهرمانان_وطن⁩⁩ by @niloofarr.n
61
a month ago
Download
⁨	⁨	از تو برایمان خاطرهایت به جا ماند
شجاعتت ، 
مردانگیت ،
غیرتت و
مهربانیت به جا ماند

حالا ما راهت را ادامه میدیم
شاید انقدر که تو‌ شجاع بودی ما نباشیم
اما تا جانی در این تن هست 
اسمت را تا اخرین نفس صدا میزنیم شیرمرد🕊️
جاویدنام #ناصر_نصیری
۵۲ساله پدر دو دختر ۱۹دی تهران چیتگر  روبه روی پایگاه بسیج با شلیک مستقیم تیر به قلب جان باخت🖤

#جاویدنام #ناصر_نصیری #جاویدنامان_راه_آزادی #ایران⁩⁩ by @niloofarr.n
135
a month ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up