Posted On: September 26th 2025, 04:09 pm
وقتی تروما اتفاق میافته، بدن فقط اون لحظه رو تجربه نمیکنه؛ معنایی که مغز از اون واقعه میسازه هم با ما میمونه.
این معنا مثل یک «پیشبینی خطر» در سیستم عصبی ذخیره میشه و بعدها میتونه به شکل درد یا علائم مزمن خودش رو نشون بده, حتی وقتی خطری وجود نداره.
برای همین، یکی از مهمترین مراحل بهبودی اینه که به مغز یاد بدیمدر لحظه حال امنه.
این کار با پردازش همهی خاطرات گذشته به دست نمیاد؛ بلکه با تجربههای کوچک و مکرر در لحظهی حال ممکن میشه.
وقتی بدن وارد حالت هشدار میشه، قدم اول اینه که احساس رو ببینیم و در بدن حس کنیم بدون اینکه وحشتزده بشیم.
فقط توجه کنید به اون حسی که دارید و ازش فرار نکنید و در صدد بهبودش تلاشی نکنید.
بعد، با قدمهای تدریجی با ترس روبهرو بشید.
مثلاً حرکتی که همیشه ازش اجتناب میکردید رو انجام بدید، اما کوتاه و در محدودهی تحمل. وقتی آسیبی رخ نمیده، مغز یاد میگیره: «بدن امنه.»
تجربهی ایمنی رو تقویت کنید.
میتونید با تنفس عمیق، پندولیشن (جابجا کردن توجه از نقطهی دردناک به نقطهی آرام بدن)، یا یادآوری یک خاطرهی مثبت همراه با جزئیات (بو، صدا، مکان) این پیام رو به سیستم عصبی بفرستید.
در نهایت، باورها رو بازتعریف کنید.
هر بار که ذهن میگه «من شکستهام» یا «این خطرناکه»، به خودتون یادآوری کنید: «این فقط یک سیگنال آموختهشدهست، نه تهدید واقعی.»
این مسیر یعنی کار با بدن، تغییر معنا، و ساختن تجربههای امن.
و پیام کلیدی اینه: وقتی مغز یاد بگیره ترس و هوشیاری افراطی دیگه لازم نیست، بدن هم از حالت هشدار بیرون میاد و درد فروکش میکنه.
منابع علمی:
• Felitti, V. J., Anda, R. F., Nordenberg, D., et al. (1998). Relationship of childhood abuse and household dysfunction to many of the leading causes of death in adults: The ACE Study. American Journal of Preventive Medicine, 14(4), 245–258.
• van der Kolk, B. A. (2014). The Body Keeps the Score: Brain, Mind, and Body in the Healing of Trauma. New York: Viking