3 months agoروایتی کوتاه که هم صد روایت است و هم صحنهای از یک اپیزود را در معرضِ مخاطبِ عام قرار میدهد.در ذاتِ شعر یک خلاقیتِ بلافصلِ مدرن بودن تعبیه است.🙏
3 months agoشعر بهنظرم پستمدرن است. وقتی از «بیست و سه کلمه» میگوید، دارد به «ساختارِ خودِ متن» اشاره میکند، نه به چیزی در دنیای بیرون. این همان فرا-متن است؛ شعری که دربارهیِ «شعر بودنِ خودش» حرف میزند. همین که در نقد از رولان بارت استفاده شده، تیرِ خلاص است برای پستمدرن بودنش. بارت خدایِ «مرگ مؤلف» است؛ یعنی همان جایی که شعر از دست شاعر فرار میکند و دیگر قرار نیست «پیامِ نویسنده» را مخابره کند. پستمدرنها عاشقِ این هستند که بگویند «نویسنده مرده است، حالا متن، زمینِ بازیِ خواننده است». این شعر با انتخابِ تعمدیِ «بیستوسهکلمه»، نمونهای از یک «متن گشوده» است. نمیدانم معادلش در شعر چیست... ما در داستان این اصطلاح را به کار میبریم. متن گشوده. ساختار پستمدرن و سکوتهای میانِ کلمات، مرا به مشارکتی فعال در تولید معنا فرا خواند. عیشی مدام... ممنون به اشتراک گذاشتی.
