Posted On: September 15th 2026, 04:53 pm
بچه که بودم، عادت داشتم سؤالهای مقایسهای بپرسم.
مثلاً:
«مامان، تو ماه رو بیشتر دوست داری یا ستاره رو؟»
«مامان، تو جنگل رو ترجیح میدی یا دریا رو؟»
«مامان، دوست داشتی بهجای دست عادی، دست آهنین داشتی یا دست شمشیری؟»
«مامان، به نظرت بتمن قویتره یا سوپرمن?
همهی این سؤالها جواب داشتند؛ جوابهایی کوتاه، حتی یککلمهای. من هم با شنیدن جواب، یا سعی میکردم مامان رو برای انتخاب جواب دیگهای قانع کنم، یا میپذیرفتم و میرفتم سراغ سؤال بعدی.
اما یک سؤال بود که هیچوقت نتونستم جوابش رو بفهمم:
«مامان، منو بیشتر دوست داری یا خواهرم رو؟»
مامان همیشه با آرامش توضیح میداد که بچههای آدم مثل انگشتهای دست هستند؛ نمیشه انتخاب کرد کدوم رو بیشتر دوست داری. همهشون به یک اندازه مهم، مفید و دوستداشتنیاند.
چند و اندی سال از اون روزها میگذره و من، جدا از خانوادهای که در اون بزرگ شدم، یک خانوادهی دیگه هم دارم؛ خانوادهی بزرگ گیوا.
خانوادهای که برای بزرگ شدن و رشد کردنش تلاش کردم و قد کشیدنش رو با چشمهای خودم دیدم.
امروز که اینجا ایستادم، میبینم حتی برای این زندگی هم نمیتونم به اون سؤال مقایسهای جواب بدم.
هنوز نمیتونم بین شعبههای گیوا که هرکدوم مثل بچههای من هستند، فرقی قائل بشم. هرکدوم، به نوبهی خودشون، برام شیرین، دلچسب و مهماند.
همونطور که شما؛ شمایی که باعث نور گرفتن این
این خانواده هستین، برای ما مهمین.
شعبهی تهرانپارس، قلب شرقی این خانوادهست.
حضور شما، مثل خون در رگهای این قلب تپندهست و ضربانش، به قدمهای شما در این محیط وابستهست.
ممنونیم ازتون.
و ممنونم از کادر گیوا تهرانپارس که مثل اندامهای این وجود، شبانهروز تلاش میکنن تا زیباییهای شما بیشتر دیده بشه و چراغ این خونه روشن بمونه
Load More