Posted On: October 14th 2026, 09:52 pm
سر به سر شعرم نگذار
من
از هیچ پنجره ای واژه برنداشته ام
و کلام سبزی
از درختی نشنیده ام
دروغی ندارم
دست هایم دیگر
تاریخ گذشته است
و دیگر
رویاهایم را
نمی توانم با خطوطی از نور بکشم
.
آن شب هم
بادکنک فروشی
که داشت آسمان را می برد
نگفت تا چند بشمارم
تا صبح شود
.
سر به سر شعرم نگذار
نمی دانم چه کسی مرا به این همه پوچی
سنجاق زده است
اما
صادقانه بگویم
تو هر چقدر هم که خوب
من اما
تنهایی ام را نمی فروشم
.
(رضوان ابوترابی)
Load More