Instagram story viewer> @alirezaqasemiankhamseh> Post
15 hours ago
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of pie and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of poster and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be a black-and-white image of text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of coffee cup, saucer, cup, cappuccino, wafer, tea, teacup and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of pie and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of one or more people, people kissing, street, fog, road, night, lamppost and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of poster and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of rose and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of pie and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of night, outdoors and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of pie and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of noodles, coconut macaroon, rice and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of pie and text.
Photo by علی‌رضا قاسمیان خمسه on November 02, 2026. May be an image of one or more people, people sleeping, bed, mattress, bedroom and text.
81
Posted On: November 2nd 2026, 12:56 pm
.
نسخه‌ی کامل تازه‌ترین عاشقانه:
.
.
.
صبح: سیبِ گلویت
صبحانه: قاچ‌های صدایت

من تمام دیشب را
به رشته‌ی باریکی از خورشید
که کنارم خفته بود
خیره بودم

بیدار که شوی
به خواب خواهم رفت
ای تراشیده شده از خواب
ای پیراهنت آب
کویر بودم
آدم‌ها می‌آمدند به تماشایِ آسمانِ پرستاره‌ام
بساط تماشا که برچیده می‌شد
تنهایم می‌گذاشتند

تو آمدی با تنهایی‌ات
و من هر دویتان را تنگ در آغوش کشیدم
دوستت می‌دارم صبحِ سفر
دوستت می‌دارم لحظه‌ی پدیدار شدنِ هیبتِ خانه
دوستت می‌دارم تاخیرِ آمدنِ مناظر
هنگامِ سر چرخاندنِ در مستی

پیش از تو زندگی
لکه‌هایی بود بر پوست
که اضطرابِ محو نشدنشان بی‌وقفه
تکثیرشان می‌کرد
پیش از تو زندگی
حیاطِ خالیِ دبستان بود
در گلوی چرک‌کرده‌ی کوچه
نگاه کن!
تو آمده‌ای
و صدای بازی کودکان پیچیده است
ای تراشیده شده از صدای بازیِ کودکان!
پیر بودم
به اندازه‌ی دریا
ابرم کردی
مرا به جوانی بُردی
باریدم بر کودکی‌ات

دریا برابرم می‌خروشد
و من به عظمتِ لیوانِ آبی فکر می‌کنم
که پیش از بوسیدنت نوشیدم

نکند به بوسه‌هایم بشکنی
که تو شاخه‌ای رُزِ سرخ
در مسیرِ ترددِ مرگی
بیسکویتِ خیسی تو
آغشته به چایِ تلخِ صبحگاه

از تو بعید نیست
پرنده شده باشی
کیلومترها آمده باشی
تا صدایت خاموش کند
آن صدا را که می‌خواست صبح
در گوشم بگوید:
بیداریِ دوباره برای چه؟

دریارنگْ پیراهنت
جنگل‌رنگْ عریانی‌ات
گیلانِ منی

بوی پَلا
میانِ پلاسیدگیِ ظهرهایی
درختچه‌ای
انتهایِ زمهریرِ بن‌بست
که ناگهان تو را
با گل‌هایی بسیار رو به رو می‌‌کند
ما به حیاط پناه می‌‌بریم
و تو خود
سرپناهِ حیاطی
به ضرباهنگِ موهایت
سفید
سیاه
دیروز
امروز
تو سرپناهِ حیاطی
تو سرپناهِ حیاتی
«​​مَضَی‌الزَّمانُ و قَلبی
یَقولُ اِنَکَ آتی...»
.
.
.
.
.
.
.
*مصرع داخل گیومه از سعدی‌ست.
.
#علیرضا_قاسمیان_خمسه
پ.ن: اتفاق خوبیه اگر بخش محبوبتون از این شعر رو در کامنت‌ها برام بنویسید همراهان عزیزم.
Comments (81)
nazanin__ghanavati 5 hours ago

nazanin__ghanavati

... تو آمدی با تنهایی ات و من هر دویتان را تنگ در آغوش کشیدم ...پیر بودم به اندازه ی دریا ، ابرم کردی، مرا به جوانی بردی ، باریدم بر کودکی ات .... و البته این قسمت از شعر ؛ (بیسکوویت خیسی تو ، آغشته به چای تلخ صبحگاه) جدا از محبوب بودنش حس ناشناخته ای ست که مثلا مجزا بودنش در اسلاید پنجم بغض و لبخند مشهودی را با هم نصیبم میکند 🤍

mina_k.azad 7 hours ago

mina_k.azad

اسلاید آخر😍😍❤️

v.pl.s 8 hours ago

v.pl.s

بسیار زیبا🔥

hadissouzani 9 hours ago

hadissouzani

👌👌🌷🌷🌷

shima_montaha 10 hours ago

shima_montaha

چه جذاب و زیباست شعر و به گیلان منی که 👌🔥✨️ میرسه میدرخشه

bahareh_hojjati 11 hours ago

bahareh_hojjati

اول شعر نو مبارک دوم من این تکه رو بیشتر از همه دوست دارم: من تمام دیشب را به رشته‌ی باریکی از خورشید که کنارم خفته بود خیره بودم دلیلش: این تصویر من رو به یاد داستان‌های محبوبم میندازه: روسپیان غمگین من از مارکز و خانه‌ی خوب‌رویان خفته از کاواباتا

olafsheytoonbala 11 hours ago

olafsheytoonbala

دریا رنگ پیراهنت جنگل رنگ عریانیت گیلان منی👏👏👏👏

_.zapi_ 12 hours ago

_.zapi_

دوستت می‌دارم صبحِ سفر دوستت می‌دارم لحظهٔ پدیدارشدنِ هیبتِ خانه دوستت می‌دارم تأخیرِ آمدنِ مناظر هنگامِ سر چرخاندنِ در مستی

tannaz_mahmoody 13 hours ago

tannaz_mahmoody

تو آمدی با تنهایی ات و من هر دویتان را تنگ در آغوش کشیدم.....🤍🌿

elahenik62 14 hours ago

elahenik62

👏😍

readwithmahnaz 14 hours ago

readwithmahnaz

بیسکوییت خیسی تو!!!

behnazatoufi 14 hours ago

behnazatoufi

تو آمدی با تنهایی‌ات و من هر دویتان را تنگ در آغوش کشیدم دوستت می‌دارم صبحِ سفر دوستت می‌دارم لحظه‌ی پدیدار شدنِ هیبتِ خانه دوستت می‌دارم تاخیرِ آمدنِ مناظر هنگامِ سر چرخاندنِ در مستی

Load More

More posts

back to up