Instagram story viewer> @shokoohn> Posts
2K
followers
1408
following
PhD student of Physics - Condensed Matter
Jewelry Designer
POSTS STORIES REELS TAGGED
بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین

من اینجا بس دلم تنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی فرجام بگذاریم

مهدی اخوان ثالث

#مهدی_اخوان_ثالث #چاووشی #شب #سفر #قطار taken in نیشابور by @shokoohn
9
11 days ago
Download
موشین無心 — Mushin — ذهنِ رها

---

وقتی باد از میان شاخه‌های ساکورا می‌گذرد،
درخت فکر نمی‌کند «چه زیبا» یا «چه سرد»،
فقط می‌رقصد.

ذهنِ رها یعنی:
بودن، بی‌آنکه درگیر باشی.
دیدن، بی‌آنکه قضاوت کنی.
واکنش نشان دادن، بی‌آنکه فکرِ واکنش در سر داشته باشی.

مثل آب، مثل باد، مثل گلبرگی که می‌افتد
تا جای خود را به بهارِ بعد بدهد.

مُشین
همان لحظه‌ای است که می‌فهمی
تو خودِ جریان هستی، نه تماشاگرِ آن.

خشم که می‌آید،
لازم نیست انکارش کنی؛
بگذار بیاید،
ببینش،
بفهمش...
اما فرمان را به دستش نده.

آرامشِ واقعی
نبودنِ خشم نیست؛
توانِ ایستادن در میانِ خشم است،
بی‌آنکه خشم، تو را با خود ببرد.

آدم‌ها می‌توانند زخمت بزنند،
تحریکَت کنند،
"اما نباید کلیدِ واکنش تو را
در دست خودشان بگذارند."

هیچ‌کس نباید آن‌قدر بر تو مسلط باشد
که بتواند زمانِ خشم،
زمانِ سکوت،
یا زمانِ رفتنت را برایت تعیین کند.

موشین یعنی همین؛
ذهنی که احساس می‌کند،
اما اسیرِ احساس نمی‌شود؛
می‌بیند،
اما شتاب نمی‌کند؛
و می‌داند گاهی
بزرگ‌ترین شکلِ قدرت،
این است که واکنش را به تأخیر بیندازی
تا دوباره صاحبِ "خودت" شوی.

#Mushin #ذهن_رها #خشم #فلسفه_ژاپنی #ذن بی_ذهنی هنر_زندگی سامورایی_درون by @shokoohn
6
2 months ago
Download
اگر روزی همه‌چیز را از انسان بگیرند، چه چیزی برایش باقی می‌ماند؟
فردوسی پاسخ می‌دهد: یک پر.
عطار می گوید: دو بال.

فردوسی، هنگام وداعِ سیمرغ با زال، نه گنجی به او می‌بخشد، نه سلاحی و نه سپاهی. تنها یک پر به او می‌سپارد و می‌گوید:

گرت هیچ سختی به روی آورند
ور از نیک و بد گفت‌وگوی آورند
بر آتش برافگن یکی پرّ من
ببینی هم اندر زمان فرّ من

در نگاه نخست، این پر تنها راهی برای فراخواندن سیمرغ است؛ اما شاید این پر، همان نمادِ امید باشد؛ یادآور اینکه در سخت‌ترین روزهای زندگی نیز، پیوند انسان با روشنایی هرگز به تمامی گسسته نمی‌شود.

قرن‌ها بعد، عطار همان سیمرغ را به سفری دیگر می‌برد. این بار، قرار نیست سیمرغ از آسمان فرود آید؛ انسان باید از هفت وادی بگذرد تا سرانجام دریابد آنچه در جست‌وجویش بوده، از آغاز در ژرفای جان خودش حضور داشته است.

فردوسی امید را در هیئتِ "یاری" روایت می‌کند و عطار در هیئتِ "بیداری". فردوسی امید را به دست انسان می‌سپارد و عطار آن را در دل انسان می‌کارد. یکی دستِ انسان را می‌گیرد و دیگری، نیروی برخاستن را در وجود او بیدار می‌کند.

اگر امید را پرتوی از "فرّ ایزدی" بدانیم، پرِ سیمرغ یادآور آن است که این فروغ، هرگز از انسانِ امیدوار روی برنمی‌گرداند؛ و سیمرغِ عطار یادآور آن است که همین فروغ، می‌تواند روزی از درون خود انسان سر برآورد.

یکی از این دو سیمرغِ ادبیات ایران به ما می‌آموزد که در تار� taken in نیشابور by @shokoohn
9
4 months ago
Download
نهم و دهم محرم نیز در آغاز،
جز "دو روز" از گردشِ بی‌پایانِ زمان نبودند.
چنانکه در هر زمان و سرزمینی،
گاه دو روزِ به‌ظاهر عادی،
به احترامِ ایستادگیِ انسان‌ها
از تقویم جدا می‌شوند
و نامشان از مرزِ زمان فراتر می‌رود.

پ.ن : تاسوعای ۱۳۹۷ ، روستای آهوان نیشابور . روزهای دوری که حالِ دل برای عکاسی خوش بود. taken in نیشابور by @shokoohn
7
4 months ago
Download
«این جهانِ شبنم‌وار، 
جهانی از شبنم است... 
و با این حال، و با این حال...

کوبایاشی ایسا »

چه تأمل لطیف و شگفتی در این چند واژه نهفته است.

آری، جهان از جنسِ گذر است؛ از جنسِ صبح‌هایی که می‌آیند و می‌روند، فصل‌هایی که می‌شکفند و فرو می‌نشینند، و آدم‌هایی که در قلب ما خانه می‌کنند و روزی به خاطره بدل می‌شوند.

همه‌چیز چون قطره‌ ی شبنم سحرگاهی بر برگ است؛ درخشان، زلال و ناپایدار.

اما رازِ زیباییِ زندگی شاید در همین نماندن باشد. در این که دل، با تمام آگاهیِ خود از ناپایداریِ جهان، باز هم مهر می‌ورزد؛ باز هم دل می‌بندد؛ باز هم از شکفتنِ گلی در گوشه‌ای خاموش به شوق می‌آید.

و شاید معنای آن «و با این حال...» هم همین باشد؛ این که با وجودِ دانستنِ سرشتِ گذرای همه چیز، باز هم دوست بداریم، باز هم دلتنگ شویم، باز هم امیدوار بمانیم.

شاید بلوغ آن نباشد که به رفتن‌ها خو بگیریم؛ بلکه آن باشد که با آگاهی از رفتنِ همه چیز، هنوز توانِ دوست داشتن را از دست ندهیم.

زیرا برخی چیزها، هرچند رهگذر ، چنان زیبا هستند که یک عمر دلتنگی‌شان نیز بهایی اندک برای دوست داشتنشان است. by @shokoohn
26
4 months ago
Download
این روزها از هر دهان، نامِ "برادرم" را با مهر می‌شنوم؛
از خاطره‌های کوچکشان، از خیر و مهربانیِ پنهانی‌اش،
و با هر کلمه، قلبم فشرده‌تر و در عین حال گرم‌تر می‌شود.

حالا که نیست، تازه درک می‌کنم بزرگی‌اش را 
که چگونه در سکوت، اثر گذاشت.
در فروتنی، عزت ساخت.
و در خدمت، معنا یافت.

برادرم...
به تو می‌بالم،
به سکوتِ پرمفهومت، به قلبِ روشن و دست‌های بخشنده‌ات.
تو رفتی، اما ردِ نورت مانده بر دل این شهر ....

هر بار که از تو می‌گویند،
احساس می‌کنم هنوز اینجایی
می‌خندی از پشتِ پرده‌ی نور،
و با همان لبخند همیشگی‌ات،
یادآوری می‌کنی که خوبی، هرگز نمی‌میرد.

"برادرم…
غرورِ منی در زمین،
و آرامشِ من در آسمان...."

پ.ن : حضور سخنگوی اتاق اصناف ایران و جمعی از رؤسای اتاق های اصناف خراسان رضوی در آیین یادبود زنده‌یاد حجت نظافتی taken in Neyshabur by @shokoohn
94
a year ago
Download
به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی دریا و علف.

به جُستجوی تو
در معبرِ بادها می‌گریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد.

به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جریانِ باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهرِ مرگ است. 

و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد.

پس به هیأتِ گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن‌دست
که تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان
دلپذیر کرده است!

نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد
" متبرک باد نامِ تو! "

و ما همچنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را…

شاملو

پ.ن : یادداشت پشت عکس با خط مادر ، دقایقی پس از تحویل سال نو ۱۳۶۶ ، ساعت ۷ و نیم صبح شنبه ، شکوه در کنار برادر مهربانش ... by @shokoohn
85
a year ago
Download
با درود و سپاس از عمق جان،

در غم سنگین فقدان برادری عزیز، دل شکسته ما تسلایی جز محبت و همدلی شما نداشت. حضور پرمهر و همراهی صمیمانه شما بزرگواران، چه با قدم‌های گرم در مراسم تشییع و تدفین و چه با پیام‌ها و تسلیت‌های پرمحبت‌تان، مرهمی شد بر زخم دلمان و آرامشی بر جان اندوهگین‌مان.

از اینکه در این روزهای دشوار، ما را تنها نگذاشتید و با دل و دعا کنارمان بودید، صمیمانه سپاسگزاریم. مهر شما سرمایه‌ای گران‌قدر است که هرگز از یاد نخواهد رفت.

به یاد برادری که رفت، و به پاس مهربانی شما که ماندید،
از صمیم قلب قدردان و سپاسگزاریم.

پ.ن : گزارش تصویری اتاق اصناف نیشابور از مراسم تشییع پیکر زنده یاد " حجت نظافتی " 

@neynews_ir 
@alihossini.ir 
@shahla_nazeran taken in Iran,khorasan,neyshabur by @shokoohn
147
a year ago
Download
به بهانه ی روز پرستار ، و تجلیل از عاشق ترین پرستار ...
اگر جلوی مجسمه ی پیتای میکل‌آنژ بایستی، شاید یادت بره که به یک مجسمه نگاه می‌کنی.
سنگ سرد، در دستان هنرمند، به آغوشی زنده تبدیل شده؛ آغوش مریم که پیکر فرزندش را آرام گرفته.
نه فریاد است و نه اعتراض… فقط عشقی عمیق، که حتی از دل رنج و درد هم آرامش می‌سازد.

همین تصویر است که هزاران سال دل‌ها را آرام کرده.
انگار عشقی که مریم به مسیح داشت، در همان لحظه از مرز یک مادر و یک فرزند بیرون زد و به همه‌ی آدم‌ها رسید.
آدم‌هایی که خسته اند، زخمی اند، یا امیدشان را گم کرده اند، با نگاه به این آغوش، چیزی را دوباره پیدا می کنند.

و من هر بار که به مادرم نگاه می‌کنم (به آن مادر خسته اما استوار ) یاد این تصویر می‌افتم.
مادری که شب و روز بالای سر فرزند بیمارش بیدار است،
با دستانی لرزان اما نگاهی پر از آرامش، درد را در آغوش می گیرد و لبخند میزند.
در چشمانش نوری ست که هیچ طوفانی توان خاموش کردنش را ندارد.

پرستاری‌اش دیگر فقط برای پسرش نیست ؛
همه‌ی آن‌هایی که او را دیدند، از پرتو عشقش آرام گرفتند و می گیرند.
انگار دلش، مثل آغوش مریم، جایی ست که حتی ناامیدترین آدم‌ها هم پناه می‌یابند.

مادرم تفسیر زنده‌ی عشق است ؛ عشقی که از دل رنج برخاسته و جهان کوچکی را روشن کرده است.

و حالا، به بهانه‌ی روز پرستار، باید به مادرم تبریک بگویم؛
مادری که سه ماه و نیم، با صبری آسمانی، از فرزندش پرستاری کرد.
نه در لباس سفید بیمارستان، بلکه با ردای عشق، فداکاری و ایمان.
او پرستار جان است و نامش، تا همیشه، کنار روشنایی عشق خواهد ماند. 
@shahla_nazeran by @shokoohn
88
a year ago
Download
و طمع هست که انسان را به گناهان دیگر آلوده میکند ...

Tv series: 1923

پ.ن : بعد از شاهکار سریال yellowstone ، دو اسپین آف ۱۹۲۳ و ۱۸۸۳ نشان داد که براحتی میتوانند با سریال اصلی رقابت کنند. دیدن این سه سریال را از دست ندهید. 

#معرفی_سریال  #سریال #فیلم #معرفی_فیلم  #هریسون_فورد #هلن_میرن  #کوین_کاستنر #yellowstone  #season2 #طمع #1923 #1883 #harrisonford #helenmirren  #kevincostner taken in Explore اکسپلور by @shokoohn
7
2 years ago
Download
.
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقت است که در خانه بخفتی بیکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار

سعدی

#سعدی #ادبیات_عرفانی  #ادبیات #عکس #تک_درخت #landscape  #picoftheday  #picture  #photooftheday  #landscaping #jungle #rain#treephotography #trees #travel taken in روستای سیجان   Sijan Village by @shokoohn
13
2 years ago
Download
باغ فردوس است؛ گلبرگش نخوانم یا بهار
جان شیرین است؛ خورشیدش نگویم یا قمر

گوشه گیر ای یار! یا جان در میان آور! که عشق
تیرباران است؛ یا تسلیم باید یا حَذَر

سعدی by @shokoohn
5
2 years ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up