Instagram story viewer> @tabiat.415> Posts
60.7K
followers
34
following
بفرمائیدتودمٍ در بٍده😂🤭
کلکسیونی اززیبایی بی پایان🥰
گلچینی ازبهترین آهنگهاوزیباترین طبیعت جهان🌍
POSTS STORIES REELS TAGGED
«می‌دانستی؟ گاهی کلمه “دوستت دارم” در دهانم سنگین می‌شود. نه از سر بی‌علاقگی، بلکه از ترسِ تمام شدنِ معنای آن. می‌ترسم اگر بگویم، تمامِ آنچه هست و نیستِ من در کلام خلاصه شود، یا شاید می‌ترسم با گفتنش، تمامِ این سکوتِ امن را به هم بزنم و تو را از دست بدهم. اما حقیقت این است که من هر روز، هزار بار در سکوتِ خودم، این جمله را با تو تکرار می‌کنم؛ تنها در میانِ فکرهایم، جایی که هیچ‌کس نمی‌شنود… حتی خودت.»
❤️tabiat.415❤️
#دوستت ـ دارم by @tabiat.415
49
5 days ago
Download
شکوهِ آبشار در سقوطِ بی‌رحمانه‌اش نهفته است؛
جایی که آب، میانِ برخورد با سختیِ صخره‌ها،
زیباترین آوازِ هستی را می‌نوازد.
کاش ما هم مثل آبشار،
با تمامِ وجود، جاری باشیم.»
🍂tabiat.415🍂
#آبشار by @tabiat.415
68
7 days ago
Download
دل بریدن، یک اتفاق ناگهانی نیست؛ یک فرآیندِ فرسایشی است. مثل ترک خوردنِ یک دیوارِ قدیمی که آرام‌آرام پیش می‌رود تا یک روز، با تلنگری کوچک، فرو می‌ریزد.
گاهی اوقات، «رفتَن» قشنگ‌ترین کاری است که می‌توانی برای خودت انجام دهی. دل بریدن به معنایِ فراموش کردن نیست؛ به معنایِ پذیرفتنِ این حقیقت است که بعضی آدم‌ها، بعضی حس‌ها، یا بعضی فصل‌های زندگی، دیگر برای «ماندن» طراحی نشده‌اند.
گاهی باید به نقطه‌ای برسی که خستگی‌ات از «امید داشتن» بیشتر از ترسِ «از دست دادن» باشد. آنجاست که می‌فهمی ماندن، فقط درد را طولانی‌تر می‌کند؛ ماندن در جایی که دیگر متعلق به تو نیست، یعنی تماشایِ مرگِ تدریجیِ رویاهایت.
وقتی تصمیم به رفتن می‌گیری، انگار یک بارِ سنگین را از رویِ شانه‌هایت برمی‌داری. شاید روزهای اول، جایِ خالی‌اش مثل یک حفره در سینه‌ات تیر بکشد، شاید شب‌ها خواب‌هایِ نیمه‌تمام ببینی، اما یادت باشد که دردِ رفتن، بسیار کوتاه تر از دردِ بلاتکلیفی و ماندن در یک هوایِ مه‌آلود است.رفتنی‌ها باید بروند، تا فضایی برای آمدنی‌ها باز شود. گاهی باید درِ قلبت را روی کسی ببندی، نه به این خاطر که از او متنفری؛ بلکه به این خاطر که بالاخره فهمیده‌ای او نه می‌تواند، و نه می‌خواهد که تو را آن‌طور که شایسته‌اش هستی، دوست داشته باشد.
شجاعت یعنی همین؛ اینکه بدانی کجا باید بایستی و بجنگی، و کجا باید «دل بکنی» و آرام، بی‌صدا و با وقار، از در خارج شوی. رفتن همیشه به معنایِ شکست نیست؛ گاهی رفتن، تنها راهِ نجاتِ «منِ واقعیِ» توست.
✋tabiat.415✋
#طبیعت#جدایی#فراق#هجران by @tabiat.415
74
12 days ago
Download
در میانِ این همه شلوغی، تو همان گلِ سرخی هستی که عطرش تمامِ خیالم را پر می‌کند.» 🌹
 «گل‌ها زبانِ بی‌صدایِ زمین هستند که برایِ ما از عشق می‌گویند…»
 «کاش زندگی مثلِ گلستان بود؛ پر از رنگ، پر از عطر و پر از بهانه‌هایی برای شکفتن.» ✨
#گل#گلدان# by @tabiat.415
124
15 days ago
Download
«تو همان اتفاقِ خوبی هستی که دلم می‌خواست همیشه ادامه داشته باشد.»
«شبیه یک شعرِ ناتمام، در ذهنِ من جاری هستی.»
«بودنِ تو، درست‌ترین تصمیمِ روزگارِ من بود.»
«حتی در شلوغیِ جهان، تنها صدای توست که آرامم می‌کند.»
«تو تعبیرِ تمامِ رویاهایِ منی؛ قشنگ‌ترینِ من.»
❤️tabiat.415❤️ by @tabiat.415
104
24 days ago
Download
«پاییز، فقط فصلِ زردِ برگ‌ها نیست؛ فصلِ دوباره عاشق شدن است. میانِ همین خش‌خشِ برگ‌ها، دلم برایت بیشتر تنگ می‌شود.»
«تو همان فصلِ دل‌انگیزی هستی که تمامِ سال منتظرِ آمدنش بودم. پاییز با تو، زیباترین اتفاقِ تقویمِ من است.»
«پاییز، قصه‌ی کوتاهی‌ست از آمدنِ تو… و من هنوز هم به هوایِ تو، برگ‌ریزان را تماشا می‌کنم.»
🌺tabiat.415🌺
#پائیز#برگـ ـریزان by @tabiat.415
60
25 days ago
Download
«به‌گمانم زمین، دفترِ مشقِ خداست. هر بار که دلمان از هیاهویِ بتن و آهن و قضاوت‌هایِ آدمیان می‌گیرد، خدا دعوتمان می‌کند به جایی که هیچ‌چیز در آن تصنعی نیست.
طبیعت، تنها جایی است که “بودن” در آن، نیاز به هیچ‌گونه توجیهی ندارد. درخت‌ها برایِ قد کشیدن از کسی اجازه نمی‌گیرند، رودخانه‌ها برای جاری بودن به تاییدِ کسی نیاز ندارند، و کوه‌ها در سکوتِ سنگین و باوقارشان، درسِ ایستادگی را بی‌آنکه حرفی بزنند، فریاد می‌زنند.
آیا تا به حال به صدایِ وزشِ باد در میانِ شاخه‌هایِ پاییزی گوش سپرده‌ای؟ انگار باد دارد قصه‌هایی را که دنیا فراموش کرده، برای برگ‌ها تعریف می‌کند. طبیعت، آرامشِ عجیبی دارد؛ همان آرامشی که در آن فهمیدم اگر همه‌چیز را رها کنی، اگر آنقدر رها باشی که بگذاری فصل‌ها بیایند و بروند، آن‌وقت است که تازه معنایِ زندگی را می‌فهمی.
آدم وقتی در دلِ طبیعت قرار می‌گیرد، کوچک می‌شود؛ اما این کوچک شدن، تحقیر نیست؛ بلکه رهایی است. در برابرِ عظمتِ یک جنگل، یا بی‌کرانگیِ یک دشت، تمامِ نگرانی‌هایِ بزرگِ ما، تمامِ غصه‌هایی که شب تا صبح بیدار نگهمان می‌دارند، چه حقیر و ناچیز می‌شوند.
کاش یاد بگیریم مثلِ گل‌ها باشیم؛ که حتی اگر بدانند فردا عمرشان به پایان می‌رسد، باز هم امروز تمامِ توانشان را برایِ شکوفا شدن می‌گذارند. طبیعت، معلمِ صبوری است که بی‌هیچ کلامی، به ما می‌آموزد که رنج، بخشی از رشد است و by @tabiat.415
60
a month ago
Download
هر بار که به دامان طبیعت پناه می‌بریم، انگار دوباره متولد می‌شویم. کوه‌ها به ما استواری می‌آموزند، جنگل‌ها راز همزیستی را، و دریا بی‌کرانگی را. طبیعت همیشه آنجا منتظر ماست تا با او حرف بزنیم، از او بیاموزیم و در آغوشش آرام بگیریم.هر بار که به دامان طبیعت پناه می‌بریم، انگار دوباره متولد می‌شویم. کوه‌ها به ما استواری می‌آموزند، جنگل‌ها راز همزیستی را، و دریا بی‌کرانگی را. طبیعت همیشه آنجا منتظر ماست تا با او حرف بزنیم، از او بیاموزیم و در آغوشش آرام بگیریم.
🌺tabiat.415🌺 by @tabiat.415
48
a month ago
Download
شب یکی از زیباترین و اسرارآمیزترین زمان است؛ وقتی خورشید غروب می‌کنه و آسمان تیره می‌شه، دنیا آروم‌تر و خلوت‌تر به نظر می‌رسه. نور ماه و ستاره‌ها، سکوت خیابان‌ها و خنکی هوا، حس آرامش و گاهی تنهایی رو با خودش میاره.
شب فرصت خوبیه برای استراحت، فکر کردن، مطالعه یا حتی قدم زدن در سکوت. ، شب زمان بازسازی بدن و مغز ماست 
🌘tabiat.415🌒
#طبیعت_شب#طبیعت_زیبا#آهنگ taken in Explore اکسپلور by @tabiat.415
60
a month ago
Download
گاهی دلم می‌خواهد خودم را در آغوش طبیعت رها کنم؛ جایی که باد زمزمه‌هایش را در گوشم می‌خواند و درخت‌ها با برگ‌های لرزانشان، قصهٔ سکوت را برایم بازگو می‌کنند. هر نسیم، بوی خاطره‌ای دور را با خود می‌آورد؛ بوی خاکی که سال‌ها پیش قدم بر آن گذاشته‌ام، بوی بارانی که هنوز در رگ‌های زمین جاری است. طبیعت مثل یک دوست قدیمی، بدون هیچ قضاوت و انتظاری، مرا در خود می‌گیرد و آرامم می‌کند.
در میان این همه سبزی و نور، قلبم تپش دیگری پیدا می‌کند. انگار هر پرنده‌ای که از فراز سرم می‌گذرد، تکه‌ای از دردهایم را با خود می‌برد و هر گل وحشی که در گوشه‌ای شکفته، به من لبخند امید می‌زند. اینجا زمان متوقف می‌شود و من، فقط منِ واقعی‌ام؛ بی‌نقاب، بی‌هیاهو، فقط بخشی از این جهان بزرگ و مهربان.
طبیعت به من یاد می‌دهد که زیبایی در سادگی‌ست، در همان لحظه‌ای که نور طلایی غروب بر پوست آب می‌افتد و باد موهایم را نوازش می‌کند. و من عاشق این لحظه‌ام... عاشق این که هنوز می‌توانم با تمام وجودم، زنده باشم و در این جهان، نفس بکشم
🌹tabiat.415🌹
طبیعت#گل#جاده_سبز#رود#جنگل# taken in Explore اکسپلور by @tabiat.415
102
a month ago
Download
اگه محمدی(ص) هستی یه صلوات👇 کا.منت کن🙏🌹🌺💥 by @tabiat.415
66
2 months ago
Download
بفرست واسه سنگین سواری که دوستش داری❤️❤️🌹🌹🙏🙏 by @tabiat.415
88
2 months ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up