Instagram story viewer> @ali_jadidi_71> Tagged
674
followers
870
following
ali jadid
pastrychef 🫡
POSTS STORIES REELS TAGGED
2026 ta inja…
73
دوباره بحث زیبای حقوق😂😂😂
.
@chef.nzpooria 
@mohammad_ashiri 
@ali_jadidi_71 
.
از ما حمایت کنید تا لبخند به لباتون بیاد😍🥰❤️
#چالش #خوشمزه #غذا #خنده_دار #خنده_دار #رستوران #رفیق
42
از رپرتاژ شرکت گلرنگ، مالک پردیس سینمایی کورش شروع شد که اهدای یک میلیون ماسک اِن نود و پنج و پنجاه و یک عدد وِنتیلِیتور و دو دستگاه اکسیژن ساز رو، با یه طرح دم دستی، داده واسه تبلیغ به پرطرفدارترین پیج سینما و فیلم ایرانی. اولین واکنشم یه استوری بود با "هشتگ مهوّع" بعد یاد کیارا فرانی و شرکت فررو و جورجیو آرمانی و بقیه شرکتا و آدمای "مدعی" افتادم که چقدر زیاد کمک کردن. بعد دربدر دنبال قیمت ماسک عمده و ونتیلیتور هندی بودم و دلار جهانگیری و نیما که حساب کنم گلرنگ چند میلیون کمک کرده که بگم خاک بر سرش که فقط انقد کمک کرده.
تو عمق ِهف هشت سایتیِ قیمت یابی بودم که یهو دوزاریم افتاد! تبسم خاااااک عالم برسرت🤦🏻‍♀️ بیست و پنج روزه تَمَرگیدی کنج خونه از ترس #کرونا هی کارزار زیر لحافی راه انداختی دو تا دری وری این ور پرت میکنی، چار تا لیچار به اون‌ور میگی🤦🏻‍♀️ خودت چه آبی ازت گرم شده که الان به کار اینا گیر دادی.که "به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل. که گر مراد نجویم، به قدر وسع بکوشم."
این شد که ساعت هشت و بیست دیقه، به این نتیجه رسیدم که اگر یه کاری نکنم، امسالم به لعنت خدا نمی ارزه. تامام!
از پختن #شیرینی برای همکلاسیم که پرستاره تو بیمارستان پارس و همکاراش شروع شد. بعد دیدم ممنوعیت ورود مواد خوراکی رو چه کنم. زنگ زدم به رئیس بزرگ. همیشه همراه! همیشه پایه! همیشه خَیِّر! سریع هماهنگ کرد و قرار شد کوکی بپزم برای #کادر_درمان. استوری گذاشتم جمله بگین. نزدیک صد تا جمله بود. نوک انگشتای تک تکتونو میبوسم که حروف رو تایپ کرده. پیام دادم به رفقای جان. همونا که هیچ وقت تنهات نمیذارن. ساعت ده یازده شب بود. تو ذهنم یه عدد هی میچرخید... مرا #هزار امید است و "هر هزار تویی...😌" صبح گفتن پونصد و پنجاه تا برای فرشته های بقیه الله و شهدای تجریش... "هر هزاااار تویی...😕" با آنا شروع کردیم. حساب کرده بودم تا ساعت سه #کوکی ها پخته میشه، تا ساعت چهار هم بسته بندی و خلاص! چه ساده بودم من. رئیس زنگ زد، گفت #مسیح_دانشوری هم چهارصد تان. "هرررر هزاااار تویی😍" عالیه و لعیای جانم اومدن. علی و محدثه و ابولفضل و مجتبی و یاسمن و امیرحسین هم. ساعت هفت شده بود. نه کوکی ها تموم میشد، نه بسته بندی، نه نوشته ها! به امیر زنگ زدیم و نیم ساعته اومد. به ساحل و مهسا زنگ زد و نیم ساعته اومدن... "هر هزااار تویی...🌱" (بقیه اش رو تو اسلاید آخر یا کامنت اول بخونید)
#کوکی_برای_لبخند
ثواب این کار کوچیک رو تقدیم میکنم به روح نازنین پدر شیوا🖤 فاتحه ای براشون بخونید اگر سختتون نیست🙏🏼
@shivanosrati
144
19
back to up