Instagram story viewer> @baghstore_app> Tagged
22.5K
followers
227
following
اپلیکیشن تخصصی رمان عاشقانه رایگان و فروشی📚
با نصب اپلیکیشن به بیش از 800 رمان (با رضایت نویسندگان) دسترسی خواهید داشت
لینک دانلود 👇
POSTS STORIES REELS TAGGED
#67
برعکس امیرحافظ احسان خیلی پسر خوبی بود چجوری ازاون خانواده این پسر دراومده بود خدا داند...
دیگه هیچکدوم حرفی نزدیم منم جوابشو ندادم 
چون اینجای زندگی عشق آخرین چیزی بود که میتونستم بهش فکر کنم و براش هیجان داشته باشم 
احسان منو رسوند ازش تشکر کردم و گفتم 
+...زحمت کشیدی مواظب خودت باش شب بخیر 
مثل همیشه باآرامش جوابمو دادو منتظر موند من برم داخل 
احسان از همه نظر یه مرد جنتلمن بود ولی درعین حال ممنوعه ترین کیس ممکن هم برای من بود 
هیچوقت نمیتونست هیچی بین ما شکل بگیره
کلید انداختم و رفتم داخل 
لامپو روشن کردم قبل ازاینکه لباسامو عوض کنم کتری رو روی گاز گذاشتم که چایی دم کنم 
دلم یه لیوان چای لب سوز لب دوز میخواست
تالباسامو عوض کنم چاییمم آماده شد 
فایل کامل رمان #هالوش رو میتونید از باغ استور تهیه کنید وبخونیدش❤️
@baghstore_app 
ادامه کامنت اول👇
62
#66
امیر به راننده گفت منو برسونه 
احسان کتشو روی دسته مبل گذاشت و گفت 
_...دایی من کار دارم اون سمت تابان رو میرسونم 
نگاهه حرصی امیر روی احسان نشست ولی باوجود دنیا نتونست چیزی بگه 
طاهره به همه تعارف کرد بشینن و روبه احسان گفت 
_...تازه اومدی کجا میخوای بری مهمون داریم 
+...کار دارم مامان جان تابان دو دقیقه برم بالا و بیام میتونیم بریم 
طاهره دیگه چیزی نگفت و رفت پیش دنیا نشست 
فعلا خانوادگی داشتن ظاهرو حفظ میکردن
احسان خیلی زود اومد دوباره باهمه خداحافظی کردم و زدیم بیرون
نشستم توماشین احسان و گفتم 
+...تاهرجا مسیرته منو برسون بقیشو خودم میرم 
احسان نیم نگاهی بهم انداخت و گفت 
_...دیگه چی؟ 
دسته بغل زدم و گفتم 
+...دیگه بخاریتم روشن کن سردمه 
احسان چشم کشیده ای گفت و راه افتاد از خیابونای تمیز و ماشینای گرون قیمت و ساختمونای شیک کم کم فاصله گرفتیم و به عامه ی مردم مرکز شهر نزدیک شدیم 
احسان سکوت بینمون رو شکست و گفت 
_...نگفتی میخوای بیای پیش تیام 
+...با امیر خودش هماهنگ کردم 
_...پس برا همین دست این دختره رو گرفته بود آورده بود میخواسته تورو بسوزونه 
+...مگه تاحالا نیاورده بودتش؟نامزد مگه نیستن؟
_...نمیدونم واقعا یبار باخانوادش اومدن اینجا باباش زیاد راضی نبود ولی امیرحافظ داره سعی میکنه مخشو بزنه 
فایل کامل رمان هالوش رو میتونید از باغ استور تهیه کنید بخونید
@baghstore_app 
ادامه کامنت اول👇
61
back to up