Instagram story viewer> @mr.ram0026> Tagged
1.2K
followers
1463
following
رفتم دنبال خود، خود نبود، او بود
POSTS STORIES REELS TAGGED
ولی من معتقدم که خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه
سبز و همیشه سبز...

#آرامش #طبیعت #زندگی #سبز#خانه
59
قدیما نمیدونم دل ما خوش بود ؛
یا قدیما بیشتر خوش می گذشت !

نمیدونم سلامتی بیشتر بود ؛
یا ما مریض نبودیم !

نمیدونم ما بی نیاز بودیم ؛
یا توقع ها پایین بود ؟

نمیدونم همه ی چی داشتیم ؛
یا چشم و هم چشمی نداشتیم !

نمیدونم اون موقع ها ؛
حوصله داشتیم !
یا همین حالا وقت نداریم !!!

نمیدونم چی داشتیم ،چی نداشتیم
ولی روزای خوبی داشتیم

 (پست موقت)
18
همسفر چوپان شدم ، نی زدم و های و هوی کردم ...
حمام کردم و به میخانه ی مطرب رفتم و تا استخوان
 رقصیدم ...
ظهر شد ، وضو گرفتم و به مسجد رفتم با روحانی نماز گذاردم  ...
چشمانم خیس شد از نیایش ...
تمام که شد نزد طبیب رفتم ...
از اعضا و جوارح سخن گفتم ...چنانکه مرا به شراکت دعوت کرد ...
شب به میخانه رفتم و با زنی مست شدم و ... 
صبح باید با چوپان به صحرا میرفتم ...
هر کدام از اینها گاهی اتفاقی در شهر همدیگر را  می‌بینند و همیشه در باب سجیه ام در بینشان نفاق و اختلاف هست  ... 
چوپان از من به طبیب گفت او بیسواد ست و عامی ... 
طبیب تکذیب می کرد و می‌گفت اتفاقا بیش از من طبابت می‌داند ...
روحانی می‌گفت بعد از من او نمازگزار مسجد باشد ...
مطرب می‌گفت ، چه میگویی حاج آقا ... ؟!
او رقاص و مست ست ...
زن مست هم فقط می‌خندید ...
اما من خودم هستم ...
همه ی اینها هم منم ...
با هر کسی مانند خودش هستم ...
هر کسی خودش هر چه هست مرا هم همان‌گونه می‌بیند و نظر می‌دهد ...
اما نمی‌داند هر چه که میگوید خودش هست ...
هیچ‌گاه هم نخواهد دانست من کیستم ...

              بخشی از کتاب خور ِخُل  ... پویان گیلانی ...
32
back to up