Instagram story viewer> @negarnnemati> Tagged
18.7K
followers
985
following
Costume Designer
POSTS STORIES REELS TAGGED
Before architecture, before objects, before the city, there is the body. A body enters the world through movement, distance, resistance and contact. It occupies space, responds to it, and gradually begins to shape it. But every space we shape begins to shape us in return. Contained / Container — Film 01. The first chapter in an ongoing D’HOT study of body, space, culture and design.

پیش از معماری، پیش از اشیا، پیش از شهر، بدن وجود دارد.

بدن از طریق حرکت، فاصله، مقاومت و تماس وارد جهان می‌شود.
فضا را اشغال می‌کند، به آن واکنش نشان می‌دهد و به‌تدریج شروع به شکل‌دادن آن می‌کند.

اما هر فضایی که ما شکل می‌دهیم، در مقابل، شروع به شکل‌دادن ما می‌کند.

Contained / Container — Film 01
فصل اول از یک مطالعه‌ی ادامه‌دار توسط D’HOT درباره‌ی بدن، فضا، فرهنگ و طراحی.

Choreography @jaberramezan 
Videographer @tirazhehstudio 
Editor & Music Composer @kaveh.ebrahimpour 

Performers
@minazaghari 
@parastoo_amz 
@tahmineh_ahangardarabi 
@kimiakalantari 
@prince_m0v0 
@omid_e_rezaee 

#DHOT #DesignHouseOfToronto #ContainedContainer #BodyAndSpace #cultureanddesign
39
.
We feel very lucky to have our Japan premiere at the Nara International Film Festival, founded by filmmaker Naomi Kawase. Nara is truly beautiful. The festival team has been incredibly generous and supportive, and the audience here has been exactly what you might hope for—warm, thoughtful, attentive, and wonderfully gracious. @naraiffnaraiff 

#1001frames
 #1001_frames
 #naraiffnaraiff 
#berlinale2025
#maaa_film 
distorted_picture_se 
loco_films
مهرنوش_علیا
فاطمه_صالحیان
22
نگاهی به «اجرا در محیط»؛ آن‌جا که جهان حرکت را ادامه می‌دهد

«اجرا در محیط» به سرپرستی جابر رمضان، برای من فراتر از انتقال اجرا از پلاتو به طبیعت بود؛ پرسشی بود درباره اینکه بدن تا کجا بر جهان اثر می‌گذارد و از کجا ناچار می‌شود اثر جهان را بپذیرد.

بدن هیچ‌گاه وارد فضایی خالی نمی‌شود. آب پیش از او جریان دارد، باد پیش از او وزیده است، زمین شیب خود را دارد و درخت پیش از لمس ما، زمان را در پوستش نگه داشته است. ما محیط را با حرکت و لمس تجربه می‌کنیم و هم‌زمان، محیط وضعیت بدن، مسیر نگاه و حتی حافظه‌مان را تغییر می‌دهد.

اجرا از بدن‌های گرفتار در انباشت، شیشه و نظم‌های بسته آغاز می‌شد و آرام‌آرام به آب، باد، خاک و آینه می‌رسید؛ مسیری میان کنترل و واگذاری. بااین‌حال این رابطه همیشه دوطرفه نبود. در برخی لحظات، تلاش بدن برای اثرگذاشتن بر محیط پررنگ‌تر از تأثیر محیط بر حرکت بود و فضا گاه به میزبان تصویری از پیش ساخته‌شده تبدیل می‌شد.

برای من، درخشان‌ترین لحظه زمانی شکل گرفت که بدن خود را به رودخانه سپرد. جریان آب اختیار حرکت را تقسیم کرد و ادامه اجرا را نوشت. این‌جا حرکت دیگر بازنمایی یک مفهوم نبود؛ رخدادی بود که نتیجه‌اش را اجراگر به‌تنهایی نمی‌دانست و نمی‌توانست کاملاً کنترل کند. رهایی، تنهایی یا انتخاب؟ شاید هر سه در همان واگذاری حضور داشتند.

باد نیز ابتدا نیرویی ساخته‌شده و تحت فرمان بود، اما سرانجام به بدن بازگشت و اثرش در بدن بعدی ادامه یافت؛ بدنی کاشته‌شده در زمین که همچون شاخه‌ای در باد می‌پیچید. مگر اجراگر جز بدن چه دارد؟ در این لحظه بدن محیط را توضیح نمی‌داد، محل عبور آن شده بود.

آینه هم از دیدن «خود» آغاز کرد و آرام‌آرام دیگری، تماشاگر و درختان را در تصویر جای داد. دیگر نمی‌شد کاملاً بیرون از اجرا ایستاد. شاید اگر این قطعات در لوپ‌هایی هم‌زمان ادامه پیدا می‌کردند و تماشاگر آزاد بود مسیر خود را بسازد، این مواجهه کامل‌تر می‌شد؛ هرکس می‌توانست بماند، بازگردد، چیزی را از دست بدهد و روایت خودش را از دل محیط پیدا کند.

میان اجراها دستم اتفاقی به تنه درختی کشیده شد. زبری پوستش مرا به چروک‌های پیشانی پدربزرگم برد. درخت نماد او نبود؛ یک تماس ساده دو زمان دور را روی هم انداخت. آن‌جا فهمیدم گاهی محیط، تماشاگر را هم اجرا می‌کند.

یادت گرامی، بابو.

خسته نباشید به جابر رمضان و همه اجراگران این تجربه.
12
back to up