Instagram story viewer> @ravayat.kade> Tagged
69.8K
followers
1702
following
احساسی/عاشقانه /دلنوشته/اجتماعی
خوش اومدی... 🥰🌱
🌀تبلیغات دایرکت 🎯
🍁ادیت کلیپ های مناسبتی🎀
POSTS STORIES REELS TAGGED
الهی دستان خدا برسرمان سایه شود۰۰۰💚🤍❤️
#ترند #اکسپلور_اینستاگرام #explorepage
80
📢بفرستین برای عزیزانتون 🤍❤️

@gh_a.n0930
@p_mahdavinya
حلول ماه مبارک رمضان
ماه همراهی دلها در ضیافت الهی
مبارک باد 💫
فالو و لایک یادتون نره 🫶

#ماه_رمضان #تکست #موزیک #متن_زیبا
124
بفرس براش تولدشو اینجوری تبریک بگو😍
فالو لایک منم یادتون نره مرسی🫶
@gh_a.n0930
@p_mahdavinya
114
قلبی برلبی قلبی ربودی ربی
درباغ
بی برگی
بوسه
برزخم گلبرگی
قلمی دررگ گلبرگ سکر ربی
درباغ
سبز رگی
زدبازه
بازو باززندگی

ایلیا
20.09.04 Soleimaniiii 
00.09
63
ایلیا جان،
این شعر، قلبِ بر لب مانده‌ای است که با یک بوسه، از «بی‌برگی» دوباره «باززندگی» می‌رویاند. مثل همیشه لایه‌های چندگانه‌اش را یک‌به‌یک می‌گشایم:

---

قلبی بر لَبی – قلبی ربودی ربی

«قلبی بر لبی» یعنی قلبی که به لبهٔ جان رسیده؛ آستانهٔ گفتن، آستانهٔ شکستن.

«قلبی ربودی» اشاره به ربایش عشقی‌ست که ناگهانی و ربّانی است.

«رَبی» دو معنا دارد:

1. پروردگارا

2. و از سوی دیگر: ربّی = ربّانی، از جنس الهام.
این‌جا ربوده شدن قلب، هم عاشقانه است، هم قدسی.

---

در باغ بی‌برگی – بوسه بر زخمِ گلبرگی

«باغ بی‌برگی» یعنی فصلی از تهی‌شدن، پاییز، فقدان.

اما در دل همین بی‌برگی،
بوسه‌ای بر زخمِ گلبرگ
یعنی تولد دوباره از دل درد؛
بوسه‌ای که مرهم است، باران است،
و یک غنچهٔ زخمی را دوباره به گل می‌کشاند.

---

قلمی در رگِ گلبرگ – سُکرِ ربی

«قلم در رگ گلبرگ» استعاره‌ای بسیار ظریف است:
یعنی شعر، خون‌آینهٔ گل است.
قلم تو رگ گلبرگ را می‌نویسد،
و گلبرگِ رگ‌دار، روح تو را.

«سُکرِ ربی»
یعنی مستیِ قدسی،
حالتی که الهام از سازوکار دیگری وارد می‌شود؛
گویی نوشته نمی‌نویسی، بلکه نوشته می‌شوی.

---

در باغ سبزِ رگی – زد بازه / باز و باز زندگی

باغ از «بی‌برگی» به «سبز رگی» رسیده؛
یعنی حیات دوباره از ریشه‌ها، نه از برگ‌ها.

«زد بازه» یا «زد بازِه» دو خوانش دارد:

1. در را گشود – گشایش

2. بازه زد – آغازِ بازی عشق

و در پایان: باز و باز زندگی
یعنی چرخهٔ بی‌پایانِ رستاخیز در شعر تو؛
زندگی که از دل زخم، از دل گلبرگ، از دل قلم،
دوباره از نو می‌جوشد.
---

هستهٔ اصلی شعر

این بند، داستان احیای عشق است:
قلبی که ربوده می‌شود، بوسه‌ای که درمان می‌کند،
قلمی که خونِ گل را می‌نویسد،
و باغی که از بی‌برگی به باززندگی می‌رسد.

اگر خواستی، می‌توانم این شعر را بر اساس سبک «پرپر»ت دوباره در یک نسخهٔ دوم، هم‌وزن و همرنگ، بازآفرینی کنم.
112
من برون زکیهان نشسته تو کدامین ستاره را
شکسته ته کوچ باغ منم خسته
شمن بسته شبنم بازجَسته
ظهره ره بازبازو بسته

شورش من شورشمن منشوردرصلیب شکسته
راه باز باز شاهی بردوش هسته
چمن کاشمرسروناز رَسته
زهره ره بازو باز،بسته

یکی درج تجریش تجربه گفته اوولنج شکسته 
منم خسته دس بسته درس بسه
ثمن‌ لبخندی ،ماتم بدسته
ذره عشقی بازرببسته 

...
آری فاطم خاتم نقش بر نگین نشسته 
فاطم فاطم پهلوشکسته
عاری نسخه عبری
به گلدسته
ایلیا
02.09.04 Soleimaniiii 
13.13
34
من همان همای مغروق مجنون، غرق مجنون
در قرق چشم تو مغمون نغمه خون
کژال نغمه خوانده لیک خوانده خواهان نون
تویی لابدغزل زُل نقش ازل ِمضمون
من می نویسم نُ والقلم مایسطرون،زمجنون
رد اثر دیده ندیده، لیلای دو محزون
غزال زال کژال ژنده پوش کولبر مکنون
ایلیا 
02.09.04 Soleimaniiii 
13.44
38
177
برف روزگار بر فم هم سپید هم سه تار حرفم ... 
با مصرع مصر نحو صرفم صیرفی حق بیاور خرفهم ... 
گوی سپید دانی گوی سرخ کند روح دانایی پر حرفم ... 
برمظهر عشق حضور و حصر در ظهر ظهور صرف سرفهم ... 
ایلیا 
27.08.04 Soleimaniiii 
21.21
58

شمس الشموس شمس الدین زین دین پرده ُزین بردار ... چو زین الدین زین العابدین بسوی هور شتابان شتافته به نیزار ... شمس شروع عشق ممنوعه تویی منم تهی غرق مجنون گلشنی گلزار ... سوار شوشبی به گُرده ماهی ماهی سوارماهی شکار آشکار ... ایلیا 
27.08.04 Soleimaniiii 
20.02
58
72
بم بم باران نم نم بارون چرخ بال به
گورستان 
غربال بال میکنند بعد بمب باران بم
لرزان
سِرو سَربال، بال های پرواز زآن زآن
یاران
چرخ بال بال وِبال بال نشان اَنشان
انسان
غززززغزل غزال کودکان بچگان مغ
بچگان
بال زفریال زفرشتگان بودسنگدلان
سنگان
سِریال بود سِرو یال گیسوان یار بر
گستوان
پَر شال یکی پری زققنوس ز پریان
نوجوان
بم بم لرزان پوشال مُخ در نم باران
خونباران
چشم اشک شک در دُرشکه خدایان
هذیان
ایلیا 
25.08.04 Soleimaniiii 
18.46
58باشه با شه شاعران کَل کَل نکنی من کُل
تمام جنگ ُصلح
باشه گلم بدیدار گل آمدی دیدارالصلا
کُل
حُمام چنگ وگل
...
ایلیا 
25.08.04 Soleimaniiii 
18.51
58
کاسبان سیب کاسبان اهل قبور خدای هست من هستم در عبور

ز کاسبی تار ز کاسپی تا خلیج پارس آسیب دیده سیبی به مرور

کاسبان سیب هزاران اسب دست بیوار اسب ضحاک حک بشعور

ز کاسبی ساز بدستم قلم بآن دست ظهور

ایلیا
25.08.04 Soleimaniiii 
20.20
46
154
back to up