Instagram story viewer> @raymon.rangani> Tagged
1K
followers
31
following
RAYMON RANGANI 🇨🇦
🐜 🕳️
5½ Years Old
Acting | English | Style
Learning · Creating · Growing
POSTS STORIES REELS TAGGED
⁨	⁨	⁨	📜
نامه‌هایی به پسرم
#نامه‌ی اول:
«لحظه‌ی نخست»

شعر، صدا ‌و ویدیو: #نوید_رنگانی

پنج و بیست دقیقه صبح بود
اتاقِ سفیدِ بیمارستان
به جنگلی پر از مه بدل شده بود
و مادرِ تو،
در میانِ مه،
چون درختی زخمی، ولی استوار،
زمین را برای آمدنت می‌شکافت،

تو چون واژه‌ای تازه
از تنِ او،
چون دری از دل صدف
به جهان ما لغزیدی.
و
از عشق ما،
نفس گرفتی.

پسرم
من تو را در نخستین نفسِ صبح دیدم
آنروز در من انگار،
درختان خشکیده‌ی هزارساله ناگهان
شکوفه دادند
خون در رگ‌هایم همچون رودخانه‌ای خروشان جاری شد
نمیدام بین حیرت و گریه و خنده سرگردان بودم

گریهٔ تو
همچون بارانی از پلک بسته‌ی اسمان
در آن جنگل مه‌آلود
بر سینه‌ام فرود آمد
و هزاران پرنده سفيد از ريه‌های تو به پرواز درامدند

آن روز صبح
خورشید در چشمان تو طلوع کرد
نگاهت عجیب در خاطرم مانده

پسرم، چشمانت را خوب نگه دار
برای دنبال کردنِ پروازِ پرنده‌ها
برای نوشیدنِ طلوع از چشمِ دریاها
برای گریستن در غروب‌ها
برای روشن کردنِ امیدها
برای تحمل رنج‌ها
و برای دنبال کردنِ پروازِ خیال‌ها

دست سفيدو كوچكت را آرام گرفتم
دستانی که بعدها 
شاخه‌ای خواهند شد 
برای درختِ روزهایت.

پسرم، دستانت را خوب نگه دار،
برای نوازش سازها
برای لمسِ سيب ها
لبه‌ی كاغذ کتاب ها.
براي گرفتن دست دختري
كه تورا به روياهاي دور خواهد برد
و براي فشردن دست پسرت.

روزی،
وقتی موهایت به رنگ نقره درآید،
و دست‌هایت بوی گذشته بگیرد،
شاید باز به یاد آوری،
آن لحظه‌ی نخست،
و آن نگاهِ بیمارستان را،

و آن‌گاه می‌فهمی،
که تمام این زندگی،
تمام این سفر،
نه به مقصد،
که به لحظه‌‌ها تعلق دارد
درست مثل لحظه‌ای که
مرا نگاه کردی
و من…
برای همیشه
جاودانه شدم.

پسرم،
هر جا که بروی،
و هر کسی که بشوی،
به یاد داشته باش،
که هنوز،
و همیشه،
چشمان من،
مثل همان روز اول،
به تو خیره خو‌اهند بود.

بابی
اردی‌بهشت‌ماه ۱۴۰۲

 #شعر#لحظه_ها#زندگی
#FatherAndSon#LifeInMoments⁩⁩⁩
79
🍇
Niagara-on-the-Lake things.✨
#niagaraonthelake
44
@raymon.rangani 🤍
62
@raymon.rangani 🌱
70
Let's Talk ;)
50
back to up