Instagram story viewer> @taranehbookstore> Tagged
285
followers
530
following
هر کتاب یه ترانه‌ست، فقط باید پلی‌ش کنی📚
ترانه یه کتابخونه‌ست، با ترکیبی از کتابای ایرانی📕
برای سفارش👈دایرکت و تلگرام
POSTS STORIES REELS TAGGED
شاید اشتباه می‌کردیم
صاحبه پوررمضانعلی
نشر شقایق
.
📌برهان بهمنش،وکیلی موفق،با مراجعه‌ی زن بارداری روبه‌رو می‌شود که از او می‌خواهد در یافتن مادر گمشده‌اش کمکش کند.
بی‌خبر از آن‌که این جست‌وجو پرده از گره‌هایی برمی‌دارد که گذشته‌ی برهان را به زندگی این زن پیوند می‌زند…
❇️
‎سوژه و شخصیت‌پردازی کتاب واقعاً عالی بود.
یکی از نکات درخشانش،قلم روان و خوش‌ریتم نویسنده است که اصلاً اجازه نمی‌دهد از داستان جدا شوی.
خیلی دوست داشتم که با یک رمان کش‌دار ۷۰۰ صفحه‌ای طرف نبودم و حق مطلب در همین حجم کم،درست و دقیق ادا شده بود.
داستان آن‌قدر جذاب بود که واقعاً کیف کردم.
تعلیق خوبی داشت و کشش قصه باعث شد در چند ساعت تمامش کنم.
ترکیب هیجان،معما،عشق و انتقام کاملاً به‌جا و متعادل بود.
از آن کتاب‌هایی است که به‌راحتی از ذهنم پاک نمی‌شود،چون المان‌های ماندگار شدن را دارد.
جدا از سوژه‌ی جذاب،نبود اطناب و زیاده‌گویی واقعاً تحسین‌برانگیز بود.
پایان‌بندی هم درخشان و حساب‌شده بود.
هرچند شاید در بعضی بخش‌ها می‌شد روایت جور دیگری پیش برود،اما در مجموع کاملاً راضی‌ام و از خواندنش لذت بردم.
.
سپاس از نشر خوب شقایق و خانم پوررمضانعلی🙏🌹
۱۴۰۴/۰۹/۲۷
.
#با_شهرزاد_کتاب_بخوان #نشر_شقایق #رمان_رازآلود
12
منفی هشت درجه
نرگس نجمی
نشر علی
.
📌داستان حول گروهی از ده دوست صمیمی می‌چرخد که بعد از ده سال جدایی و خاطره‌ای تلخ تصمیم می‌گیرند دور هم جمع شوند و یک سفر مشترک داشته باشند تا به نوعی گذشته را مرور کنند و دوباره به هم نزدیک شوند.اما این سفر به‌دلخواه و ساده آغاز نمی‌شود.اتفاقات غیرمنتظره،رازهای گذشته و سرنخی از یک حادثه‌ی نامعلوم باعث می‌شود هر یک از شخصیت‌ها تحت‌فشار قرار بگیرند و اتهامات بین آن‌ها رد و بدل شود…
❇️
«منفی هشت درجه» از آن رمان‌هایی‌ست که از همان صفحات ابتدایی،خواننده را درگیر می‌کند و اجازه نمی‌دهد به‌راحتی کتاب را زمین بگذاری.تعلیق داستان به‌خوبی و با برنامه‌ریزی دقیق پیش می‌رود؛نه آن‌قدر کش‌دار می‌شود که خسته‌کننده باشد و نه آن‌قدر سریع که فرصت هم‌ذات‌پنداری را بگیرد.
نویسنده در این اثر نشان می‌دهد که خوش‌قلم بودن فقط به جمله‌های زیبا محدود نمی‌شود،بلکه در کنترل ریتم،هدایت ذهن مخاطب و بازی‌دادن او با حدس‌ها و گمان‌ها هم خودش را نشان می‌دهد.نثر روان و صمیمی است و بدون اغراق یا شلوغ‌کاری،دقیقاً همان‌قدر جزئیات می‌دهد که داستان به آن نیاز دارد.یکی از نقاط قوت مهم رمان،شخصیت‌پردازی درست و باورپذیر آن است.شخصیت‌ها شبیه آدم‌های واقعی‌اند؛با گذشته،ضعف‌ها،تردیدها و تصمیم‌هایی که گاهی اشتباه‌اند.همین موضوع باعث می‌شود مخاطب نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت نباشد و مدام بخواهد بداند قدم بعدی‌شان چیست.
داستان،خوش‌ریتم و بدون حاشیه جلو می‌رود.هیچ بخشی صرفاً برای پر کردن صفحات نوشته نشده و هر اتفاق،نقشی در پیشبرد ماجرا دارد.چاشنی هیجان و رازآلودگی به‌خوبی در متن پخش شده و تعلیق تا آخرین بخش‌ها حفظ می‌شود.
و در نهایت،پایان‌بندی غافلگیرانه‌ای که بدون بی‌منطقی یا شوکِ تصنعی،همه‌چیز را در جای خودش می‌نشاند و خواننده را با حس رضایت و حتی شوکِ لذت‌بخش رها می‌کند.«منفی هشت درجه» یک داستان جذاب و پرکشش است که نشان می‌دهد وقتی روایت،شخصیت و ریتم درست کنار هم قرار بگیرند،نتیجه می‌تواند تا مدت‌ها در ذهن مخاطب بماند.
سپاس از نشر خوب علی و خانم نجمی🌹🙏
.
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
.
#با_شهرزاد_کتاب_بخوان #نشر_علی #رمان_ایرانی
25
خفه‌خون
مریم سمیع‌زادگان
انتشارات کتابسرای تندیس
.
📌مجموعه‌ای از ۱۵ داستان کوتاه است که در سال ۱۴۰۲ توسط انتشارات تندیس منتشر شد.این اثر به‌ویژه برای علاقه‌مندان به داستان‌های اجتماعی و روان‌شناختی ایرانی جذابیت دارد…
❇️
مجموعه داستان «خفه‌خون» از مریم سمیع‌زادگان واقعا نشون می‌ده که قلمش چقدر قدرتمنده.
سمیع‌زادگان با تجربه و شهرتش،هر داستان رو طوری روایت کرده که خواننده نمی‌تونه رهاش کنه.
شخصیت‌هاش زندگی واقعی دارن،پر از احساس و انگیزه،طوری که باهاشون همذات‌پنداری می‌کنی.
یکی از نکات جالب کتاب اینه که هم حس غم و تلخی می‌ده،هم عواطف خواننده‌رو قلقلک می‌ده و به فکر وامی‌داره.
طرحِ کلیِ مجموعه هم خیلی جذابه؛همه شخصیت‌ها به هم ربط دارن و هر داستان تکه‌ای از پازل بزرگه.
این پیوستگی باعث می‌شه خواننده حس کنه همه قصه‌ها زنجیره‌ای به هم پیوسته هستن و هر قسمت،قصه دیگه رو تکمیل می‌کنه.
زاویه دیدهای مختلف هم به کتاب عمق داده و باعث شده هر داستان رنگ و بوی تازه‌ای داشته باشه.
کشش داستان‌ها خیلی خوبه و نویسنده با ظرافت،تعلیقی زیرپوستی ایجاد کرده که خواننده‌رو تا آخر می‌کشونه.
فضاسازی‌ها هم عالیه،طوری که خواننده خودشو توی صحنه‌ها می‌بینه و حس حضور داره.
سبک روایت ساده اما پرجزئیاته و همین باعث می‌شه کتاب هم روان باشه و هم غنی از جزئیات جذاب.
چه برای دوستداران داستان‌های اجتماعی و چه برای کسانی که دنبال تجربه‌های عاطفی هستن،این مجموعه خیلی جذابه.
هر داستان،هرچند مستقل،نقشی مهم توی کل مجموعه داره و این نشون می‌ده نویسنده چقدر روی کارش مسلطه.
بعد از خوندن هر داستان،اثرش توی ذهن خواننده می‌مونه و هنوز باهاش همراهه.
سپاس از خانم سمیع‌زادگان و انتشارات خوب کتابسرای تندیس🙏🌹
.
۱۴۰۴/۰۷/۲۴
.
#با_شهرزاد_کتاب_بخوان #مریم_سمیع_زادگان #انتشارات_کتابسرای_تندیس #داستان_کوتاه
19
الیار
نرگس عبدی
نشر شقایق
.
📌شخصیت اصلی داستان «باران شایگان» است،وکیل پایه یک دادگستری.او در پی اصرار دوستش،پرونده‌ای را می‌پذیرد:مردی خود را به قتل همسرش متهم کرده،اما اعترافات او با گزارش پزشکی قانونی و پلیس همخوانی ندارند.با پیش رفتن داستان،باران درمی‌یابد که آن پرونده ربطی به گذشته او دارد…
❇️
کتاب،یه داستان ناب و خوش‌ساخت بود که واقعاً غافلگیرم کرد.سوژه‌اش از اون دست ایده‌هاییه که خیلی باب میل منه و همین باعث شد از همون چند صفحه‌ی اول جذبش بشم.تعلیق و پیچش‌های داستان عالی طراحی شده بودن.البته باید بگم از یه جایی به بعد با نشونه‌هایی که داده بود تونستم حدس بزنم ماجرا از چه قراره،ولی نکته‌ی جالب اینجاست که با وجود اینکه حدسم درست دراومد،از جذابیت داستان برام کم نشد و همچنان با هیجان دنبال کردم.
یکی از قوی‌ترین بخش‌های کتاب،شخصیت‌پردازی‌هاست.هر شخصیت دنیای خودش رو داره و کاملاً باورپذیره.درباره‌ی شغل وکالت،کاملاً مشخصه که نویسنده تحقیق مفصلی انجام داده.با دقت و تسلط نوشته شده،طوری که حس می‌کنی نویسنده خودش سال‌ها در این فضا کار کرده (البته نمی‌دونم خانم عبدی رشته‌شون حقوقه یا نه،ولی اطلاعاتشون خیلی دقیق و حرفه‌ایه).
رابطه‌ی عاشقانه‌ای که توی داستان شکل می‌گیره لطیف و طبیعی بود،نه اغراق‌شده و نه سرد؛اولین کتابی بود که از خانم عبدی می‌خوندم،واقعاً ازش لذت بردم.البته یه نکته‌ی سلیقه‌ای برام وجود داشت:دو لحن بودن روایت.
دیالوگ‌ها با زبانی کاملاً محاوره‌ای و صمیمی نوشته شده بودن،ولی نریشن و روایت راوی خیلی ادبی و کلاسیک بود.هر دو به‌تنهایی عالی بودن،اما کنار هم یه‌کم ناهماهنگ حس می‌شدن.مثلاً وقتی راوی می‌گه «دو روزی می‌شود که ترک کلبه کرده‌ام...» بعدش دیالوگ با «آره دیگه، گفتم برگردم خونه» ادامه پیدا می‌کنه،یه پَرش لحنی حس می‌کنی.اگه روایت یک‌دست‌تر بود،مطمئناً غرق شدن توی فضای قصه راحت‌تر می‌شد.از شخصیت‌هایی مثل گرشا هم خوشم اومد،مخصوصاً اینکه داستانش باز موند و همین باعث شد بعد از تموم شدن کتاب هنوز ذهنم درگیر بمونه.تنها چیزی که کمی برام مبهم بود،جغرافیای قصه بود.مشخص نبود دقیقاً در چه شهری می‌گذره،و من از اون دست خواننده‌هام که وقتی فضا برام مبهمه،سخت‌تر ارتباط می‌گیرم.
در مجموع یکی از بهترین رمان‌هایی بود که این مدت خوندم. بی‌اطناب،خوش‌ریتم و پر از لحظه‌های درگیرکننده.یه داستان پرکشش با نگاهی دقیق و انسانی که به‌نظرم نشونه‌ی ظهور یه نویسنده‌ی جدی و آینده‌دار در ادبیات معاصر ماست.
سپاس از خانم عبدی و نشر خوب شقایق🌹🙏
.
۱۴۰۴/۰۷/۱۸
#با_شهرزاد_کتاب_بخوان
20
⁨	انتهای این کوچه بن بست است
مهدیه سجده
نشر شادان
.
📌مهدیه،با دستِ خالی در حالی که برادرِ جوانش در سربازی است،برای بهبودِ درمانِ مادرش تلاش می‌کند.با بازگشتِ برادرش به خانه و شروعِ ناسازگاری‌هایش بابت ازدواج مجدد مادرشان،اتفاق هولناکی برای سرنوشتشان می‌افتد…
❇️
واقعاً منو غافلگیر کرد.👌
قلم نویسنده فوق‌العاده قویه،نثرش روون و خوش‌خوانه و دیالوگ‌هاش انقدر طبیعی‌ان که حس می‌کنی وسط زندگی آدمای قصه‌ای.
شخصیت‌ها خیلی واقعی و قابل لمس‌ان،هرکدوم با رفتار و منطق خودشون پیش می‌رن و همین باعث می‌شه باورشون کنی.
فضای داستان،مخصوصاً اون بخش‌هایی که زندگی طبقات محروم رو نشون می‌ده،فوق‌العاده دقیق و زنده‌ست.نویسنده با جزئیات درست،فقر و سختی رو طوری نشون می‌ده که دلت برای شخصیت‌ها می‌لرزه.
خوشبختانه از اون عشق‌های آبکی و غیرواقعی خبری نیست.عشقی که توی قصه هست،واقعی و در حد و اندازه‌ی زندگی همون آدم‌هاست،و همینش قشنگه.
روابط بین شخصیت‌ها هم خیلی گرمه،مثلاً رابطه‌ی بین شوهر مادر و مهدیه یه حس صمیمی و انسانی خاصی داره که دوست‌داشتنیه.
روایت فقر و مشکلات اجتماعی با جزئیات کامل و تلخ نوشته شده،ولی نه طوری که خسته‌کننده بشه،بلکه واقعی و دردناک،درست مثل زندگی.
تنها ایرادی که به نظرم می‌رسه اینه که کتاب می‌تونست کوتاه‌تر باشه.بعضی صحنه‌ها مثل خوردن آب یا پوشیدن لباس،زیادی ریز شدن توی جزئیاته.
با این حال،از همون اول تا آخر درگیر داستان شدم.
اون بخشِ پیچشِ داستان و نوعِ آشناییِ مهدیه با فرهان و ماجراهاش،زیاد با سلیقه‌م جور نبود،ولی خب سلیقه‌ست دیگه.
در کل،از قلم مهدیه سجده واقعاً کیف کردم.
نوشتنش پخته،پر احساس و بی‌تکلفه.
مطمئنم آثار بعدیش رو هم می‌خونم چون این کتاب نشون داد با یه نویسنده‌ی واقعاً بااستعداد طرفیم.
قلمش منو شگفت‌زده کرد،از اون‌جور نوشته‌هاست که بعد از تموم شدن،هنوز توی ذهنت می‌مونه.
به علاقمندان به ژانر اجتماعی توصیه می‌کنم👌
ممنونم از خانم سجده و نشر خوب شادان🌹🙏
.
۱۴۰۴/۰۷/۱۵
.
#با_شهرزاد_کتاب_بخوان #نشر_شادان⁩
20
همبازی
مژگان چناری
انتشارات صدای معاصر
.
📌شخصیت اصلی داستان،گندم،دچار فراموشی شده است.اطرافیان به او می‌گویند که پس از دیدن صحنه‌ای از خودکشی خاله‌اش دچار شوک شده و حافظه‌اش آسیب دیده است.در این میان،کاوه (شوهر خاله) با محبت و توجه به گندم نزدیک می‌شود و گندم تحت تأثیر این رفتارها به پیشنهاد ازدواج او پاسخ مثبت می‌دهد.مادر گندم به شدت مشکوک است که خاله‌اش خودکشی نکرده باشد؛بنابراین دفترچه خاطرات خاله را به گندم می‌دهد تا حقیقت آن حادثه را کشف کند.گندم باید برای رسیدن به حقیقت،راز گذشته،نقش کاوه و هویت واقعی خاله‌اش را واکاوی کند…
❇️
همبازی،دریچه‌ای است به دنیایی پر از زندگی و احساس.قلم نویسنده چنان روان و دلنشین است که هر جمله‌اش،خواننده را به عمق داستان می‌برد و او را همراه شخصیت‌ها می‌کند.سوژه‌ای که انتخاب شده،بکری است که تازگی و طراوت خاصی به روایت بخشیده و حس می‌کنید با قصه‌ای متفاوت روبه‌رو هستید.شخصیت‌پردازی در این اثر،به ویژه ستاره،در اوج توانمندی و ظرافت است؛او انسانی زنده و ملموس است که با همه‌ی پیچیدگی‌ها و تناقض‌هایش،در ذهن خواننده حک می‌شود.پیچش‌های داستانی هوشمندانه و تعلیق پیوسته،هر صفحه را مملو از انتظار و هیجان کرده است.روانکاوی شخصیت‌ها از کودکی تا بزرگسالی،عمق روابط انسانی و تأثیر گذشته بر حال را با ظرافتی کم‌نظیر نمایش می‌دهد.روابط میان آدم‌ها،صادق و حقیقی است و نویسنده در تصویر کردن دنیای درونی هر یک استادانه عمل کرده است.همه‌ی این عناصر،دست در دست هم داده‌اند تا قصه‌ای بی‌نقص و دلنشین شکل بگیرد.جزئیات دقیق،لحظات احساسی و صحنه‌های تأثیرگذار،خواننده را در متن غرق می‌کند و روایت،همزمان ساده و پرمعناست.همبازی نه تنها داستانی خواندنی است،بلکه تجربه‌ای است که پس از پایان یافتن،هنوز در ذهن و قلب خواننده طنین دارد.ترکیب پیچش،تعلیق و شخصیت‌پردازی استادانه،این اثر را به نگینی در میان آثار ادبی معاصر بدل کرده است.
سپاس از خانم چناری و نشر صدای معاصر🙏🌹

۱۴۰۴/۰۷/۰۴

#با_شهرزاد_کتاب_بخوان #رمان_ایرانی #داستان_ایرانی #مژگان_چناری
24
دخترها همیشه مقصرند
مهسا پناهی
نشر شقایق
.
نجلا،بعد از اتفاقی تلخ از همسرش جدا شده و پزشک یک بیمارستان است.مواجهه با آدم های مختلف در شرایط متفاوت و برخورد اطرافیانش با موقعیت کنونی‌اش،از او زنی درونگرا و آرام ساخته که با آمدنِ پزشکی جدید به بیمارستان،این آرامش دستخوش تغییراتی می‌شود…
❇️
قلم نویسنده اون‌قدر گرم و روان بود که کاملاً روی سوژه سوار شده بود.
موضوع داستان چیز تازه‌ای برای گفتن نداشت، اما نوع روایتش فرق می‌کرد.
همین تفاوت روایت باعث شد قصه برای من دلنشین بشه.
موضوع زنان در رمان‌های ایرانی همیشه پر التهاب و البته مظلومه.
این کتاب جزو همون کارهای خوبی بود که تونست خیلی به دلم بشینه.
شخصیت‌پردازی‌ها استاندارد و باورپذیر بودن و منو همراه خودشون کشیدن.
طنز ریز و زیرپوستی نویسنده برام خیلی جذاب بود.
با این حال، نتونستم با شخصیت کیوان ارتباط برقرار کنم.
اصرارها و پافشاری‌هاش برام ملموس و باورپذیر نبود.
در مقابل، عشق آرام و دلنشین زوج قصه خیلی به دلم نشست.
این رابطه شیرینی خاصی داشت که خستگی داستان رو می‌گرفت.
پرداختن به نگاه‌های مختلف مردم در قضاوت زنان و دختران عالی بود.
این بخش در عین تلخی، حقیقتی بود که نمی‌شد نادیده گرفت.
همین تلخی‌ها بود که کتاب رو واقعی‌تر و تاثیرگذارتر می‌کرد.
در کل، با یک قصه‌ی ساده و بی‌پیچیدگی طرف بودم، اما گرم و خواندنی.
سپاس از خانم پناهی عزیز و نشر خوب شقایق🌹🙏

۱۴۰۴/۰۶/۱۶

#با_شهرزاد_کتاب_بخوان #نشر_شقایق #مهسا_پناهی #رمان_ایرانی
19
💬«هیچ کارما و تاوان پس دادنی،هرگز نمی‌توانست زندگیِ برباد رفته و رنج‌های متحمل شده‌ی یک مظلوم را جبران کند؛»
.
ذهن مرموز
مریم دلیر
نشر شادان
.
📌فرزین،برای خلق شخصیت های رمان هایش،بینِ آدم های واقعی می‌گردد و بر این باور است که می‌تواند در جامعه‌ی خارج از داستان،آنها را پیدا کند…
❇️
قلم نویسنده در این رمان واقعاً گرم و پرتعلیق بود و منو چندین ساعت پای کتاب نشوند.شخصیت‌پردازی‌ها به‌قدری خوب بودن که می‌تونستی هرکدوم رو جلوی چشم ببینی.
بین همه،شخصیت “سمن” خیلی برام خاص بود،چون نویسنده بدون ترس از کلیشه‌ها،یک کاراکتر واقعی از دل جامعه‌ی امروز خلق کرده بود.همین باعث شد قصه خیلی زنده و ملموس بشه👌.
موضوع داستان،در عین تلخ و تاریک بودن،حرف‌های زیادی برای گفتن داشت.من مدت‌هاست با قصه‌های صرفاً عاشقانه ارتباط نمی‌گیرم،اما اینجا عشق به‌عنوان بخشی از پیوند شخصیت‌ها لازم بود و خیلی خوب جا افتاده بود.
بخش معمایی کتاب برای من جذاب‌ترین قسمت بود😍
خلاقیت نویسنده جایی بود که یک‌سوم اول داستان،طوری پیش می‌رفت که فکر می‌کردی پایانش از الان معلومه،ولی اصلاً اینطور نشد.همین غافلگیری بزرگ جذابیت قصه رو چند برابر کرد.
البته من شخصاً دلم می‌خواست پایان ماجرا خیلی خشن‌تر باشه!
شاید دلیلش این باشه که حس انتقام‌جویی توی وجودم گاهی خیلی شعله‌وره 😎 
امیدوارم البته نیاز به روانکاو نداشته باشم😂
یکی از چیزهایی که خیلی بهم چسبید،روانکاوی دقیق شخصیت‌ها بود.احساس کردم راحت می‌تونم باهاشون ارتباط برقرار کنم و حتی بخش‌هایی از وجود خودمو توی اون‌ها ببینم.
واقعاً باور دارم آدم‌های این روزگار زیر فشارهای روحی،روانی و اقتصادی اونقدر له شدن که دیگه هیچ رفتاری از هیچکس بعید نیست🫠
در مجموع،این رمان از جذاب‌ترین داستان‌هایی بود که خوندم و انقدر کشش داشت که توی ۵-۶ ساعت تمومش کردم👌
✅قطعاً هر کتابی،بنا به سلیقه‌ی افراد،نقاط منفی هم داره اما به دلیل تازه چاپْ بودنِ اثر،ترجیح میدم چند ماه بعد در موردش نظرمو بگم اما همین که وزنه‌ی نقاط مثبتش سنگین‌تر بود،انصاف حکم می‌کرد به دوستان توصیه کنم🥰
ممنونم از خانم دلیر و نشر خوب شادان🌹🙏

۱۴۰۴/۰۶/۱۰

#با_شهرزاد_کتاب_بخوان #رمان_جنایی #نشرشادان #مریم_دلیر
21
راز آشکار
افسانه نیک‌پور
نشر کتاب‌سرا
.
📌مینا،زنِ خانه‌داری است که باورهای سنتی ای راجع به زندگی دارد و با شوهر و دخترش که مهاجرت کرده زندگی آرام و بی‌هیجانی می‌گذراند.همسرش در بیست و چهارمین سالگرد ازدواجشان به عنوان هدیه،سفری سه روزه به طبیعت می‌دهد که پر از ماجرا و چالش است برای مینایی که همیشه خطی تکراری را دنبال می‌کرده است…
❇️
وقتی کتاب راز آشکار رو باز کردم،فقط قصدم یه تورق کوتاه بود. اما همین که چند صفحه جلو رفتم،کاملاً غرق شدم و اصلاً نفهمیدم چطور دو سه ساعت گذشت و کتاب به آخر رسید.
قلم افسانه نیک‌پور اون‌قدر روان و صمیمیه که حس می‌کنی نویسنده درست کنارت نشسته و قصه رو برات تعریف می‌کنه.
من همیشه طرفدار رمان‌های اجتماعی‌ام،مخصوصاً داستان‌هایی که به روابط زوجین می‌پردازن.این کتاب دقیقاً همون چیزی بود که دنبالش بودم👌
گاهی سوژه‌ها تکراری به‌نظر میان،اما وقتی نویسنده بتونه با زاویه‌ای تازه و پرداختی استاندارد جلو بره،اثرش یه جذابیت خاص پیدا می‌کنه.
راز آشکار دقیقاً همین ویژگی رو داره👏
قصه‌ای که با همه سادگی‌اش،تو رو با خودش می‌بره و رها نمی‌کنه😍
تعلیق داستان خیلی حساب‌شده‌ست؛هیچ‌جا دچار اطناب نمی‌شه و خواننده رو تا لحظه آخر مشتاق نگه می‌داره.
شخصیت‌پردازی زن قصه یکی از نقاط قوتشه.من خیلی راحت باهاش همذات‌پنداری کردم و بارها خودم رو جاش گذاشتم😔
این‌که نویسنده فقط به یک کاراکتر محدود نشده و دنیای قصه‌اش پر از آدم‌های مختلفه،به داستان عمق بیشتری داده.
خلاقیتش در استفاده از یک سفر و بیرون کشیدن این همه ماجرا و حرف تازه،واقعاً ستودنیه.
با اینکه سوژه،ردپای آشنایی داره،اما نویسنده طوری روایت کرده که حتی یک لحظه احساس تکراری بودن نداری.
همه‌چیز از توصیف‌ها گرفته تا دیالوگ‌ها،به‌اندازه و خوش‌ریتمه.
برای من این کتاب یکی از همون تجربه‌هایی بود که از اول تا آخرش غرق لذت بودم🥰
بعد از تموم کردنش حس کردم جای خالی یه داستان خوب و اجتماعی توی ذهنم پر شد.
قطعاً به هرکسی که سلیقه‌اش به من نزدیک باشه پیشنهادش می‌کنم.
و در آخر،باید یه تشکر ویژه کنم از مریم عزیز که با شناختی که از علایق من داشت،این کتاب رو پیشنهاد داد.
سپاس از خانم نیک‌پور عزیز🌹🙏

۱۴۰۴/۰۶/۰۸

#نشر_کتابسرا #رمان_ایرانی #با_شهرزاد_کتاب_بخوان
16
back to up