6 years agoدرود...من نیز پیش تر به چنین ساختاری فکر کرده بودم و شما مفصلا به نقدی که من بر چنین متنهایی دارم پرداختید...این روال که من اسمش را میگذارم راستنویسی، در شعر های موزون هیچ ساخت بازدارنده ای ندارد و میتواند تا بینهایت بدون اینهمانی به کاسپت خاصی ادامه پیدا کند و شاعر در این الگو به واگویه و لق لقهی زبانی ادامه دهد. حروف اضافه دیگر هم هستند: تا...ایکس...وای و یا از...ایکس...وای یا ادغام اینها با هم مثلا در شعر اینگونه که شاهین نجفی اجرا کرده...گاهی این ساختار با چند گذاره ابتدایی شروع میشود: عشق یعنی فلان و فلان...عشق یعنی فلان و بهمان... خوب کلمات اینجا دیگر کنتور نمیاندازند...حالا بیایند اسمش را بگذارند پست مدرن
6 years agoاین ساخت در شعر خاقانی هم سابقه دارد. قسم هایی که اغلب با طنز و هزل آمیخته است. نیز قسم نامه زیبای اطهری کرمانی که بسیار زیباست؛ با مطلع: به مهر تو ای ماه زیبا قسم...
6 years agoوای خدا من عاشقشم عاشق هر حرفی ک از دهانش خارج میشود❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
6 years agoتحلیل بسیار خوبی بود فقط چنانچه میدانید یغما گلرویی با جریان غزل یا شعر پست مدرن سر ستیز داره و اختلافات وی با جناب موسوی هم از نقدی بر جریان غزل پست مدرن آغاز شد.
6 years agoتحلیلتان قابل تقدیر است ، به گمان من این فرم کار را میتوان درهر سبک و قالبی پیاده کرد
