Instagram story viewer> @rawanshenasii> Posts
209.6K
followers
2
following
#روانشناسی علم #انسان هاست، #علم شناخت ما از #خود مان
جهت سفارش تبلیغات ↔️ دایرکت
کانال روانشناسی را در تلگرام دنبال نمایید ❤️
👇👇
POSTS STORIES REELS TAGGED
از دیدگاه کارل یونگ، جمله‌ی “زندگی واقعی از چهل سالگی شروع می‌شود؛ تا آن زمان شما فقط در حال تحقیق هستید.” می‌تواند به مراحل رشد روانی و مفهوم فردیت (Individuation) در روانشناسی تحلیلی او مرتبط باشد.

تحلیل جمله از نگاه یونگ:
	1.دوران جوانی: شکل‌گیری شخصیت و نقاب (Persona)
	•تا حدود ۴۰ سالگی، افراد بیشتر بر رشد مهارت‌های اجتماعی، حرفه‌ای و خانوادگی تمرکز دارند.
	•در این مرحله، ما بیشتر مطابق با انتظارات جامعه، خانواده و فرهنگ عمل می‌کنیم.
	•“تحقیق کردن” در اینجا به این معنی است که فرد هنوز در حال آزمایش نقش‌های مختلف و شناخت محدودیت‌های خود است.
	2.بحران میانسالی و آغاز فردیت
	•بعد از ۴۰ سالگی، بسیاری از افراد یک بحران میانسالی را تجربه می‌کنند که می‌تواند شامل حس پوچی، سوال درباره‌ی معنای زندگی و بازبینی ارزش‌ها باشد.
	•این مرحله، نقطه‌ی آغاز فرآیند فردیت است، یعنی فاصله گرفتن از نقاب‌های اجتماعی و کشف “خود واقعی”.
	•در این دوره، افراد بیشتر به خودآگاهی، رشد درونی، و یافتن معنا در زندگی می‌پردازند.
	3.زندگی واقعی: تحقق “خود” (Self-Realization)
	•یونگ معتقد بود که زندگی واقعی زمانی آغاز می‌شود که فرد خودآگاه شود و بین نیازهای درونی و بیرونی تعادل ایجاد کند.
	•این فرآیند شامل پذیرش سایه‌ها (Shadow) و بخش‌های نادیده گرفته‌شده‌ی شخصیت است.
	•فرد به جای پیروی از انتظارات دیگران، شروع به زندگی بر اساس ارزش‌های واقعی خود می‌کند.

نتیجه‌گیری:

این جمله از دیدگاه یونگ بیانگر این است که زندگی واقعی زمانی آغاز می‌شود که فرد به آگاهی روانی رسیده باشد، نقاب‌های اجتماعی را کنار بگذارد و به خود واقعی‌اش نزدیک شود. این اتفاق معمولاً بعد از ۴۰ سالگی رخ می‌دهد، زیرا تا آن زمان فرد در حال یادگیری، تجربه و ساختن هویت بیرونی خود است

#یونگ #زندگی‌ taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
961
2 years ago
Download
افسردگی از دیدگاه #روانشناسی به‌عنوان یک #اختلال پیچیده شناخته می‌شود که می‌تواند شامل طیفی از علائم احساسی، جسمی و شناختی باشد. یکی از دیدگاه‌های مطرح در مورد #افسردگی این است که این حالت بیشتر به خشم درونی شباهت دارد تا غم. این دیدگاه بر اساس نظریه‌های روان‌تحلیلی و روان‌پویشی است.

1. خشم به سمت درون:
 - طبق این نظریه‌ها، افسردگی نتیجه خشم سرکوب‌شده است که به جای بیرون، به سمت درون فرد هدایت می‌شود. افراد ممکن است به دلایلی نتوانند یا نخواهند خشم خود را به صورت بیرونی ابراز کنند. به جای آن، این خشم به درون خودشان معطوف می‌شود و منجر به احساساتی مانند بی‌ارزشی، احساس گناه و تنفر از خود می‌گردد.

2. فرآیند سرکوب خشم:
 - در فرایند اجتماعی شدن و تربیت، بسیاری از افراد یاد می‌گیرند که خشم خود را سرکوب کنند، به ویژه اگر ابراز خشم در محیط‌های زندگی آن‌ها پذیرفته نشده باشد. سرکوب مداوم این احساسات می‌تواند باعث شود که این خشم به صورت ناخودآگاه به درون هدایت شود و به صورت افسردگی ظاهر گردد.

3. نشانه‌های افسردگی به عنوان خشم درونی:
 - احساساتی مانند کاهش انرژی، از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً لذت‌بخش بودند، اختلال در خواب و خوردن، و افکار مربوط به بی‌ارزشی و بی‌معنایی زندگی، می‌توانند به نوعی نشانه‌های خشم درونی باشند.

4. رویکردهای درمانی:
 - روان‌درمانی‌های روان‌پویشی و تحلیلی می‌توانند به افراد کمک کنند که منبع خشم درونی خود را شناسایی کرده و راه‌های سالم‌تری برای ابراز و مدیریت این خشم پیدا کنند. این رویکردها تلاش می‌کنند تا فرد را به درک بهتر از احساسات درونی خود برسانند و الگوهای ناسالم تفکر و رفتار را تغییر دهند.

بنابراین، از این دیدگاه، افسردگی می‌تواند به‌عنوان یک واکنش پیچیده به خشم درونی و سرکوب‌شده شناخته شود که نیاز به شناخت و مدیریت مناسب دارد تا فرد بتواند بهبود یابد. taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
894
2 years ago
Download
از دیدگاه یونگ، گاهی واکنش شدید ما به رفتار دیگران، چیزی فراتر از خود آن رفتار را آشکار می‌کند؛ شاید زخمی قدیمی، ترسی پنهان یا بخشی از وجودمان که هنوز نپذیرفته‌ایم.

برای مثال، ممکن است از اعتمادبه‌نفس دیگران ناراحت شویم، چون خودمان از ابراز وجود می‌ترسیم؛ یا از قضاوت دیگران خشمگین شویم، زیرا هنوز بیش از اندازه به تأیید آن‌ها وابسته‌ایم.

یونگ با مفاهیمی مانند «سایه» و «فرافکنی» به ما یادآوری می‌کند که خودشناسی مستلزم روبه‌روشدن با بخش‌هایی از وجودمان است که ترجیح می‌دهیم نبینیم.

البته هر رفتار آزاردهنده‌ای بازتابی از روان ما نیست؛ گاهی دیگران واقعاً از مرزهای ما عبور می‌کنند. خودشناسی یعنی بتوانیم هم رفتار دیگران را واقع‌بینانه ببینیم و هم واکنش‌های خودمان را بهتر بشناسیم.

گاهی به‌جای پرسیدن «چرا او این‌گونه است؟» بهتر است از خود بپرسیم: «این رفتار چرا چنین احساسی در من ایجاد می‌کند؟»

شاید آغاز خودشناسی، از لحظه‌ای شروع شود که به‌جای فرار از سایه‌های خود، جرئت دیدن آن‌ها را پیدا می‌کنیم.

📚 منبع نظری: کارل گوستاو یونگ، دو رساله درباره روان‌شناسی تحلیلی (Two Essays on Analytical Psychology)، مجموعه آثار، جلد ۷؛ درباره مفاهیم سایه و فرافکنی.

#کارل_گوستاو_یونگ #روانشناسی #خودشناسی #ناخودآگاه #سایه_روان taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
2
a day ago
Download
اما از دیدگاه کارل راجرز، پذیرش خویشتن می‌تواند نقطه آغاز رشد باشد.

پذیرش خود یعنی بتوانی بدون انکار واقعیت، به ترس‌ها، اشتباهات، احساسات و نیازهایت نگاه کنی؛ نه برای اینکه آن‌ها را توجیه کنی، بلکه برای اینکه بهتر بشناسی‌شان.

اگر هنگام ناراحتی سکوت می‌کنی، اگر از شکست می‌ترسی یا اگر گاهی به تأیید دیگران نیاز داری، لازم نیست به‌خاطر این تجربه‌ها خودت را تحقیر کنی. می‌توانی آن‌ها را بپذیری و درعین‌حال برای تغییرشان قدم برداری.

تو مجبور نیستی از خودت متنفر باشی تا نسخه بهتری از خودت بسازی.

گاهی رشد واقعی از لحظه‌ای آغاز می‌شود که به‌جای جنگیدن با خودت، تصمیم می‌گیری خودت را بفهمی.

📚 منبع: کارل راجرز، کتاب «در مسیر انسان شدن» (On Becoming a Person)، ۱۹۶۱. taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
3
2 days ago
Download
از دیدگاه کارل گوستاو #یونگ ، یکی از دشوارترین مراحل #خودشناسی ، روبه‌رو شدن با بخش‌هایی از وجودمان است که ترجیح می‌دهیم نبینیم.

ما معمولاً دوست داریم خودمان را مهربان، قوی و بی‌نقص بدانیم؛ اما در کنار این ویژگی‌ها، ممکن است حسادت، ترس، خشم، ناامنی و ضعف‌هایی هم داشته باشیم که آن‌ها را پنهان می‌کنیم.

یونگ با مفهوم «سایه» توضیح می‌دهد که بخش‌های انکارشده #شخصیت ما، لزوماً از بین نمی‌روند؛ بلکه ممکن است ناآگاهانه بر رفتار، تصمیم‌ها و روابطمان تأثیر بگذارند.

پذیرش خود یعنی #شجاعت دیدن تمام ابعاد وجودمان، بدون توجیه کردن اشتباهات و بدون انکار ارزش‌هایمان. یعنی بپذیریم که انسان بودن، به معنای بی‌نقص بودن نیست.

رشد واقعی از جایی آغاز می‌شود که به‌جای فرار از #حقیقت خودمان، جرئت مواجهه با آن را پیدا می‌کنیم.

📚 منبع:
Carl Gustav Jung, Aion: Researches into the Phenomenology of the Self (1951)، فصل «سایه». taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
9
4 days ago
Download
از دیدگاه زیگموند #فروید ؛ چرا #عاشق بعضی آدم‌ها می‌شویم؟

گاهی ما عاشق کسی می‌شویم که ویژگی‌هایی دارد که خودمان آرزوی داشتنشان را داریم؛ کسی که اعتمادبه‌نفس، آرامش، قدرت یا استقلالی دارد که شاید در وجود خودمان کمتر احساسش می‌کنیم.

از دیدگاه روان‌کاوی، بخشی از انتخاب‌های #عاطفی ما می‌تواند تحت‌تأثیر نیازهای ناخودآگاه، تجربه‌های کودکی و تصویری باشد که از خودمان داریم. گاهی در دیگری چیزی را می‌بینیم که دوست داریم در خودمان پرورش دهیم و گاهی جذب ویژگی‌هایی می‌شویم که یادآور روابط و تجربه‌های گذشته ما هستند.

به همین دلیل، عشق همیشه فقط درباره شناخت دیگری نیست؛ گاهی درباره شناخت بخش‌هایی از وجود خودمان است که هنوز به آن‌ها آگاه نشده‌ایم.

اما یک نکته مهم وجود دارد: اینکه کسی ویژگی‌های آرمانی ما را دارد، لزوماً به معنای عشق عمیق و رابطه سالم نیست. عشق #بالغ زمانی شکل می‌گیرد که بتوانیم دیگری را با تمام تفاوت‌هایش بشناسیم و دوست داشته باشیم، نه اینکه فقط تصویری از آرزوهای خودمان را در او ببینیم.

شاید گاهی لازم باشد از خودمان بپرسیم:
«من واقعاً عاشق این #آدم شده‌ام، یا عاشق چیزی هستم که در وجود او می‌بینم و آرزو دارم خودم داشته باشم؟»

📚 منبع: زیگموند فروید، روان‌شناسی گروهی و تحلیل من (1921)؛ و نوشته‌های او درباره خودشیفتگی و انتخاب ابژه در عشق (1914). taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
33
5 days ago
Download
از دیدگاه اریک فروم، عشق واقعی با احترام به #آزادی و فردیت دیگری همراه است. دوست داشتن به این معنا نیست که بخواهیم تمام رفتارهای طرف مقابل را کنترل کنیم یا او را مطابق خواسته‌های خودمان تغییر دهیم؛ بلکه یعنی بتوانیم در کنار او باشیم و در عین حال، استقلالش را به رسمیت بشناسیم.

گاهی چیزی که به نام عشق تجربه می‌کنیم، در واقع ترس از دست دادن، ترس از تنهایی یا نیاز به کنترل است. فرد ممکن است تصور کند اگر تمام رفتارهای شریک عاطفی‌اش را زیر نظر داشته باشد، احساس امنیت بیشتری خواهد کرد؛ اما کنترل کردن لزوماً امنیت نمی‌آورد، بلکه می‌تواند اعتماد و صمیمیت را از بین ببرد.

از نگاه فروم، عشق بالغ یعنی بتوانیم به دیگری نزدیک باشیم، بدون اینکه بخواهیم مالک او شویم. رابطه سالم جایی است که دو نفر در کنار هم رشد می‌کنند، نه اینکه یکی برای آرامش دیگری، #آزادی و #هویت خودش را کنار بگذارد.

منبع: اریک #فروم (Erich Fromm)، کتاب هنر #عشق ورزیدن (The Art of Loving, 1956)، بخش «نظریه عشق»، مبحث احترام و عشق بالغ. taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
6
6 days ago
Download
از دیدگاه جان بالبی، روان‌شناس و نظریه‌پرداز دلبستگی، کودک فقط به غذا، لباس و سرپناه نیاز ندارد؛ او به آغوشی امن، محبتی پایدار و حضوری قابل‌اعتماد هم نیاز دارد.

کودکی که بداند هنگام ترس، ناراحتی یا #شکست کسی هست که به او پناه ببرد، به‌تدریج یاد می‌گیرد به دیگران اعتماد کند، احساساتش را بهتر بشناسد و با آرامش بیشتری جهان را کشف کند.

امنیت عاطفی یعنی کودک مطمئن باشد که برای دوست داشته شدن، منبع به مجبور نیست همیشه خوب باشد، گریه نکند یا انتظارات دیگران را برآورده سازد.

کودک به والدینی بی‌نقص نیاز ندارد؛ به والدینی نیاز دارد که حضور داشته باشند، احساساتش را جدی بگیرند و در لحظات سخت، پناه امن او باشند.

چون گاهی عمیق‌ترین زخم‌های کودکی، نه از کمبود امکانات، بلکه از نبودِ احساس امنیت و دوست داشته شدن شکل می‌گیرند.

📚 منبع علمی:
جان بالبی، Attachment and Loss, Volume 1: Attachment (1969/1982).

#جان_بالبی #روانشناسی_کودک #دلبستگی #امنیت_عاطفی تربیت_کودک taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
16
8 days ago
Download
«گاهی چیزی که ما به آن نیاز شدید داریم، عشق نیست؛ فرار از ترسِ دوست‌داشتنی نبودن است.»

از دیدگاه کارن هورنای، گاهی نیاز افراطی ما به #محبت و تأیید دیگران، ریشه در ترس‌های عمیق‌تری دارد؛ ترس از طرد شدن، #تنها ماندن و کافی نبودن.

آدمی که از دوست‌داشتنی نبودن می‌ترسد، ممکن است برای حفظ یک رابطه، خواسته‌های خودش را نادیده بگیرد، مدام به دنبال تأیید باشد و حتی خودش را تغییر دهد تا مبادا دیگری را از دست بدهد.

در چنین شرایطی، فرد فقط به دنبال عشق نیست؛ بلکه می‌خواهد با دوست داشته شدن، احساس ناامنی درونی‌اش را آرام کند.

کارن هورنای در نظریه خود به این موضوع می‌پردازد که چگونه اضطراب درونی می‌تواند انسان را به محبت‌طلبی و تأییدجویی افراطی سوق دهد.

گاهی باید از خودمان بپرسیم:
من این آدم را دوست دارم، یا از این می‌ترسم که اگر دوستم نداشته باشد، دیگر احساس ارزشمندی نکنم؟

📚 منبع: کارن #هورنای ، #کتاب «#شخصیت روان‌رنجور زمانه ما» (۱۹۳۷) و «تعارض‌های درونی ما» (۱۹۴۵). taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
7
9 days ago
Download
از نگاه یونگ، ما همیشه آن‌قدر که فکر می‌کنیم بر خودمان مسلط نیستیم.

خیلی وقت‌ها خشم، ترس، حسادت، وابستگی یا حتی انتخاب‌های ما، تحت تأثیر بخش‌هایی از روانمان قرار دارند که خودمان از آن‌ها آگاه نیستیم؛ همان بخش‌هایی که در ناخودآگاه پنهان مانده‌اند.

تا وقتی نفهمی چرا بعضی رفتارها این‌قدر تحریک‌ات می‌کنند، چرا مدام وارد رابطه‌های مشابه می‌شوی یا چرا در موقعیت‌های خاص واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهی، ممکن است تصور کنی «سرنوشت» این‌طور برایت رقم خورده.

یونگ معتقد بود:
چیزی که درون ما آگاهانه نشود، می‌تواند از بیرون زندگی ما را هدایت کند.

خودشناسی یعنی همین؛
بفهمی چه چیزی درونت تصمیم می‌گیرد، قبل از اینکه دوباره به جای تو تصمیم بگیرد.

— با الهام از دیدگاه کارل گوستاو یونگ
منبع: Aion: Researches into the Phenomenology of the Self, CW 9, Part II, §126 taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
10
9 days ago
Download
فروید معتقد بود انسان همیشه آن چیزی نیست که در ظاهر نشان می‌دهد. بخش مهمی از امیال، ترس‌ها، خشم‌ها و کشش‌های انسان در ناخودآگاه قرار دارند و ممکن است فرد حتی از وجود بعضی از آنها آگاه نباشد.

مثلاً فردی ممکن است در ظاهر بسیار آرام، مؤدب، کنترل‌شده و «بی‌نقص» باشد؛ اما اگر خشم، حسادت یا میل‌هایی را که با تصویر مطلوبش از خودش ناسازگارند، دائماً سرکوب کند، آن #احساسات لزوماً از بین نمی‌روند. آنها ممکن است به شکل‌های دیگری خودشان را نشان دهند؛ مثلاً در اضطراب، وسواس، رفتارهای تکراری، لغزش‌های زبانی یا واکنش‌های شدید.

در نظریه فروید، یکی از مهم‌ترین تعارض‌ها میان «نهاد» (Id)، «من» (Ego) و «فرامن» (Superego) شکل می‌گیرد.

* نهاد: امیال و کشش‌های ابتدایی و لذت‌طلبانه.
* فرامن: وجدان، بایدها، ممنوعیت‌ها و معیارهای اخلاقی.
* من: تلاش می‌کند میان خواسته‌های نهاد، فشار فرامن و واقعیت بیرونی تعادل ایجاد کند.

بنابراین ممکن است کسی تصویری بسیار اخلاقی و بی‌نقص از خودش بسازد، چون فرامن بسیار سخت‌گیرانه‌ای دارد؛ درحالی‌که در ناخودآگاه، امیال و احساساتی وجود دارند که با آن تصویر در تضادند.

پس اگر بخواهیم «اهریمن‌های درون» را با زبان فرویدی ترجمه کنیم، منظور می‌تواند چیزی شبیه این باشد:

آن بخش‌های طردشده، سرکوب‌شده و #ناآگاه #روان که فرد نمی‌خواهد آنها را ببیند یا بپذیرد.

اما یک نکته مهم: این به معنی آن نیست که هر آدم بی‌نقصی در ظاهر، حتماً درون تاریکی دارد. این جمله بیشتر یک تعبیر ادبی از مفهوم فرویدیِ تعارض میان خودِ آگاه و امیال ناخودآگاه است.

و از نظر من، عمیق‌ترین برداشت فرویدی از این ایده این است:

مشکل روانی لزوماً از داشتن خشم، میل، #حسادت یا افکار ناخوشایند به وجود نمی‌آید؛ مشکل زمانی شدیدتر می‌شود که #انسان نتواند آنها را ببیند و بپذیرد و مجبور شود تمام انرژی روانی‌اش را صرف پنهان کردنشان کند.

منبع اصلی برای این چارچوب:
فروید، The Interpretation of Dreams (1900)، درباره فرایندهای ناخودآگاه و سرکوب؛ و The Ego and the Id (1923)، درباره ساختار نهاد، من و فرامن taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
22
10 days ago
Download
#یالوم taken in Explore اکسپلور by @rawanshenasii
5
11 days ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up