Instagram story viewer> @saarraa2350> Posts
75
followers
109
following
POSTS STORIES REELS TAGGED
 by @saarraa2350
0
8 days ago
Download
 by @saarraa2350
0
2 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
2 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
2 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
2 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
2 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
2 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
3 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
3 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
3 months ago
Download
آقامحمدخان قاجار طلبه بود و در حوزه تهران درس خوانده بود، از ساعت ۴ صبح تا طلوع آفتاب نماز میخواند ، کیلو کیلو چشم در می‌آورد … ! و برای سرگرمی هم علاقه زیادی به شکار *روباه* داشت ... تمام روز را در پی یک روباه با اسبش می تاخت تا زمانیکه حیوان از فرط خستگی نقش بر زمین شود ...!

بعد روباه را می‌گرفت و بر گردنش زنگوله ای می بست و در نهایت رهایش می‌کرد ...!!

تا اینجای داستان مشکلی نیست ... 

درست است ، روباه مسافت زیادی را دویده و وحشت کرده ولی حداقل هنوز زنده و سالم است و هم *دُمش* را دارد، هم سرش را و هم پوستش را نکنده اند.

فقط می‌ماند آن زنگوله که ظاهراً مشکل بزرگی نیست ...!!

ولی از همین جای داستان است که *مصیبت* روباه شروع می‌شود ... 

هرجا که می‌رود یک زنگوله بر گردنش صدا می‌کند و دیگر نمی‌تواند شکار کند ، چون مرغ و خروس ها و ... با شنیدن صدای زنگوله فرار می‌کنند.

صدای زنگوله جفتش را هم می ترساند و فراری می‌دهد.

از همه اینها بدتر ، صدای زنگوله ، خودش را هم *پریشان و عصبی* و آرامشش را مختل می‌کند.

روباه بیچاره درنهایت حتی اگر به زنگوله اُخت بگیرد و به آن عادت کند ولی عاقبت کار ، گرسنه و تنها درگوشه ای می‌میرد ...!!

*خوب که دقت کنیم* 

متأسفانه درمی‌یابیم این همان *بلائیست*

که بر سر ما مردم آمده است ...!

از *چهارده* قرن پیش ما در بُرهه ای از تاریخ پر فراز و نشیب مان ، به سختی شکست خوردیم و اسیر شدیم ...

صیاد (اعراب وحشی) فاتح، جمعی را by @saarraa2350
0
4 months ago
Download
 by @saarraa2350
0
4 months ago
Download

Download All

Save the photos and videos currently loaded on this page.

0Photos
0Videos
Ready to download 0 / 0

Keep this tab open until your download is ready.

back to up