Instagram story viewer> @ehsantarighat> Tagged
24.8K
followers
5073
following
برنامه‌نویسی که پادکستر تمام‌وقت شد.
از سختی‌های مسیر، تصمیم‌های سخت و قصه‌هایی که کمکم کردن بهتر فکر کنم می‌گم.
POSTS STORIES REELS TAGGED
زنده باد مطبوعات خوب؛ زنده باد آدم‌هایی که چراغ امید را روشن نگه می‌دارند!
من همیشه باور دارم حال خوب، امید و انرژی مثبت وقتی ارزشمندتر می‌شن که با هم به اشتراک بذاریمشون؛ چون گاهی یک کلمه، یک نگاه، یک تجربه یا حتی یک دورهمی ساده می‌تونه چراغی روشن کنه توی دل آدم‌هایی که روزهای سختی رو می‌گذرونن. ❤️
من افتخار می‌کنم که عضوی از خانواده‌ی مجله قهوه هستم؛ جایی که این شانس رو دارم پای صحبت آدم‌حسابی‌ها و آدم‌های ناب بشینم، از تجربه‌هاشون یاد بگیرم و با نگاه‌های تازه‌تری به مسیرم ادامه بدم.
برای من، این جلسات فقط یک دورهمی نیستن؛ اکسیژن خالصن، هوای تمیزن، نوری هستن که از دل گفت‌وگوها و اندیشه‌های ارزشمند متولد می‌شه. 
توی روزهایی که زندگی گاهی سخت‌تر از همیشه می‌گذره و خبرهای تلخ، امید رو از آدم‌ها دور می‌کنن، چقدر ارزشمنده که هنوز جاهایی هستن برای شنیدن، یاد گرفتن، همدلی کردن و دوباره جان گرفتن.
جاهایی که آدم‌ها به‌جای خاموش کردن نور همدیگه، چراغی می‌شن برای روشن‌تر شدن مسیر یکدیگر.
و من چقدر خوش‌شانسم که در کنار چنین آدم‌هایی، سهمی هرچند کوچک در این مسیر دارم؛ مسیری که با هم می‌سازیم، با هم یاد می‌گیریم و دست در دست هم پیش می‌ریم. 🤍
چون باور دارم امید وقتی تکثیر می‌شه، از یک حس شخصی فراتر می‌ره و به نیرویی جمعی تبدیل می‌شه؛ نیرویی که می‌تونه حال یک جامعه رو بهتر کنه.
📚 مطبوعات خوب فقط روایتگر روزگار نیستن؛ می‌تونن سازنده‌ی امید، پرورش‌دهنده‌ی آگاهی و پیونددهنده‌ی آدم‌ها باشن.
به احترام تمام آدم‌هایی که هنوز به قدرت کلمه، فرهنگ، آگاهی و گفت‌وگو ایمان دارن.
زنده باد مطبوعات خوب! 
«شما هم در زندگی‌تون آدم‌ها یا جمع هایی رو دارین که بعد از بودن در کنارشون، با امید بیشتری به زندگی برمی‌گردین؟ برام بنویسین؛ شاید حال خوب شما، حال خوب یک نفر دیگه رو بسازه.» 
@ghahvehmagazine
#مجله_قهوه #زنده_باد_مطبوعات_خوب #مطبوعات #رسانه #فرهنگ
18
دکمه ضبط را بزن.
.
در زمانه‌ای هستیم که حتی برای یک یا دو روز بعد هم به راحتی نمی‌شود برنامه‌ریزی کرد.
زمان کرونا، پادکست‌ها محلی برای فاصله گرفتن از روزمرگی و اخبار تلخ بودند. علاوه بر این رفته رفته پادکست جای خودش را به عنوان یک رسانه در میان مردم باز کرد و تبدیل به بخشی از زندگی هر روزه شد.
.
پادکست‌های فارسی زیادی هم در این دوران دیده شدند. ضمن اینکه بعد از این دوران رسانه‌های مختلف، مجلات ، ناشرین و... به سمت این بستر حرکت کردند.
.
اینجا دوازده پادکست را داریم که مدت‌هاست اپیزود جدیدی منتشر نکردند.
برخی تعطیل شده‌اند، برخی به پایان رسیدند و برخی سرنوشت نامعلومی دارند.
.
نکته مهم و مخرج مشترک همه آن‌ها این است که هنوز هم شنونده‌های این پادکست‌ها مشتاق انتشار قسمت جدیدی از آن پادکست هستند.
.
شما چطور فکر می‌کنید؟
دوست دارید کدام پادکست مجددا دکمه قرمز رنگ ضبط را روشن کند؟
.
591
قسمت اول آثار هاروکی موراکامی🇯🇵⛩️ادامه دارد...

وقتی دو نفر که زیادی موراکامی خوانده‌اند روبه‌روی هم می‌نشینند، سؤال‌ها کم‌کم عجیب می‌شوند:

بهترین کتابش کدام است؟ با کدام شخصیتش می‌شود زندگی کرد؟ کدام کتاب را باید دوباره خواند؟ و اصلاً اگر قرار باشد فقط یک موراکامی با خودمان ببریم، کدام را انتخاب می‌کنیم؟

یک گفت‌وگوی دو نفره درباره‌ی کتاب‌ها، جهان‌ها، گربه‌ها، تنهایی‌ها و آن حس عجیبی که فقط خواننده‌های موراکامی می‌شناسند.

شما هم اگر موراکامی‌فن هستید، جواب‌هایتان را بنویسید. 👇

#کتاب #کتاب_باز #کتاب_خوب #کتابخانه #هاروکی_موراکامی
38
⁨	‌ 
شماره‌ی ۴۸ شوروم منتشر شد.

در این شماره، مواجهه‌ای به قلم آزاده کفاشی درباره‌ی سریال «خرس» و گره‌خوردن تجربه و حس روزهای جنگ با سینما و سفره‌ی غذا و همچنین جستاری از گلچهره صادق‌زاده درباره‌ی مستندهای آنیس واردا و تأمل بر خوشه‌چینی و هنر منتشر شده است.

 در بخش «صداها»، جستارها و روایاتی از پیوند غذا با حافظه، سوگ، روزمرگی و زندگی را می‌خوانیم؛ از مواجهه با مرگ در دل آیین‌های ترحیم به قلم سهیل کاراگاه، اضطراب‌های آشپزی و ریشه‌های ترسی قدیمی در متون مهسا غفاری و نسرین شیرین‌نیاز، تا بازخوانی رابطه با غذا، رژیم و کالری‌شماری در نوشته‌های الهام برزین و زهرا اختری. همچنین روایاتی از کشف طعم‌ها و سنت‌های آشپزی از الهام خطایی و پسند بابایی، پناه‌بردن به آشپزخانه و کیک‌های خانگی در روزهای ناامنی از فریبا محمودی و نغمه پروان، و پیوند عمیق سوگ، حافظه و خاطره در نوشته‌های زهرا زمانی، سام حاجیانی و محمدجواد شاکر چاپ شده است. 

در بخش «پرسه‌ها»، احسان طریقت از زبانی خانوادگی نوشته که در آن غذا ابزار بیان محبت است.

در بخش «داستان» نیز داستانی از حمید کاظم‌زاده درباره‌ی همراهی با پدر مبتلا به آلزایمر در تلاطم تهران، داستانی از علی حسن‌دوست درباره‌ی گیر افتادن در آسانسور برج در میان طوفان، داستانی از مبین نظری‌زاده و اثری به قلم هان کانگ با ترجمه‌ی سپیده واعظ درباره‌ی دگرگونی زنی در آپارتمان شهری منتشر شده است.

طرح جلد این شماره با عنوان «آشپزخانه» اثری است از نسیم بهاری.

برای مطالعه‌ی این شماره به وبسایت شوروم مراجعه کنید.
‌ ‪@shurum.cloud‬ 

‌ لوازم خانگی «ترام‌هاوس»، حامی مالی این شماره است.
 @mytraumhaaus 
‌
‌  گردآورندگان:
نسرین شیرین‌نیاز
سهیل کاراگاه
گلچهره صادق‌زاده
الهام خطایی
نغمه پروان
زهرا اختری
پسند بابایی
الهام برزین
آزاده کفاشی
فاطمه روحانى
مهسا غفاری
سام حاجیانی
مهدى معتمد
حمید کاظم‌زاده
محمد جواد شاکر آرانی
زهرا زمانی
سپیده واعظ
محمد جوان
سپند رضازاده
علی حسن‌دوست
مبین نظری‌زاده
احسان طریقت
فریبا محمودی
محمد یگانه
زهره سلیمی
نسیم بهاری

#شوروم_روایت
#شوروم_داستان
#شوروم_تصویرگری
#shurumcloud
‌⁩
40
من خیلی زود با دنیای کتاب‌خوانی آشنا شدم و خوشحالم که کتاب‌ها کم‌کم تبدیل شدند به بخش بزرگی از زندگی من.
کتاب‌ها برای من فقط چند جلد کتاب روی قفسه نیستند.
آدم‌هایی هستند که از میان صفحاتشان شناختم،دوست‌هایی که به واسطه‌شان پیدا کردم،
بعضی‌هایشان را دیده‌ام و با بعضی‌هایشان فقط مجازی دوست شده‌ام، اما فاصله هیچ‌وقت باعث نشده حضورشان کم‌رنگ باشد.
حضورشان در خیلی از روزهای تنهایی و سخت من، نجات‌بخش بوده و تنهایم نگذاشتند.
در بعضی از تاریک‌ترین روزهای زندگی‌ام، وقتی هیچ‌چیز آن‌طور که باید روشن نبود، کتاب‌ها و کلمات مثل نور کوچکی کنارم ماندند.
نه اینکه همه‌چیز را درست کنند،
فقط کمکم کردند کمی راحت‌تر تحمل کنم.
خوشحالم که کتاب‌ها وارد زندگی من شدند.
خیلی بیشتر از چیزی که آن روزها تصور می‌کردم.
رفیق کتابیت رو تگ کن😊💙📖☕️🏡
#روز_جهانی_کتابخوانی
#کتاب
#کتاب_با_محی 
@about_treegirl 
@mohammadnourii.ir 
@mobinaazadnia 
@booksbyrasool 
@javwd_ 
@imfarzam 🖤🕊
@laidarzl 
@mahdie_zamni
@leila.bookreader 
@whatashkanreads 
@marzi__.book 
@book.maedeh
47
این منم بعد از کلی مدت بدون شماق و کاراکترم.

که عکس جالبی از این دوره انگار باید ثبت میشد ممنونننن زیااااد @mousarabbani 
یه داستان قشنگ از این داستان که بالاخره باید یه روزی ثبت میشد.مرسی ازتون زیاد @ehsantarighat 
.
خودش زندگی‌اش را بی‌پایه و پیش‌بینی‌ناپذیر می‌دانست. ممکن بود امروز تصمیمی بگیرد و فردا با یک کوله‌پشتی راه بیفتد. شاید نمی‌شد همیشه روی برنامه‌هایش حساب کرد، اما در جمع‌ها تلاش می‌کرد آدم‌ها کنار هم احساس راحتی کنند و زمان خوبی داشته باشند.
از حدود ده‌سالگی با تریکوتیلومانیا زندگی کرده بود؛ اختلالی که باعث کندن موها می‌شود. سال‌ها برای پوشاندن بخشی از سرش از سربند یا شال استفاده کرده و آن پوشش کم‌کم به بخشی از هویتش تبدیل شده بود.
حالا مدتی بود تمرین می‌کرد بدون آن بیرون بیاید. نه فقط برای آنکه چیزی را پنهان نکند، بلکه برای اینکه بفهمد وقتی نشانه‌ای را که سال‌ها با آن شناخته شده کنار می‌گذارد، چه چیزی از خودش باقی می‌ماند.
.
.
68
«عزیزترینم، باید پیش از رفتن، چند خطی محض خداحافظی برایت بنویسم، آخر خدا می‌داند که دوباره کی تو را خواهم دید.

عجب بازی عجیبی است این جنگ! همه از شوق رفتن فریاد سر می‌دهیم و دیری نمی‌گذرد که همین روز را لعنت می‌کنیم.

خدانگهدار عزیز دلم. خدا پشت و پناهت.»

📚 کتاب با عشق از میدان جنگ: نامه‌هایی عاشقانه از جنگ جهانی اول

✍️ گردآورنده: مندی کرکبی

🖋️ مترجم: احسان طریقت

🔸کتاب خوب خواندنی‌ست 🔸

#نامه
#جنگ_جهانی_اول
#عشق 
#جنگ
10
back to up