Instagram story viewer> @f.heydari.psy> Tagged
386
followers
203
following
Psychologist
🤍 آرامش،از پذیرفتن خود آغاز می شود
💫درمانگر فردی/زوج درمانگر
🌷 آنلاین/حضوری
🌻کلینیک آفتابگردان 09301939254
🧠جایی برای نفس کشیدن ذهن
POSTS STORIES REELS TAGGED
یک شب به یاد ماندنی: تئاتر روانکاو🎭
43
این روزها در کلینیک چه می‌گذرد  به روایت تصویر:
😂😂😂😂😂
121
۱۰ سپتامبر روز جهانی پیشگیری از خودکشی
@dr.hamid_yaghubi 
@seyedvahidshariat
30
از دیشب که این تئاتر اگزیستانسیال را دیدم ، ذهنم درگیر این سواله که چند درصد از ما انسان‌ها واقعا زندگی مان را زندگی کردیم ؟!
و شاید به قول راوی داستان : هزاران سال است که زمین حتی یک موجود زنده در بر ندارد و این ماه بیچاره ، بیهوده فانوس خود را روشن می‌کند . 
شاید اکثر ما مثل ایلنا( پروتاگونیست : قهرمان داستان) عمری را گذراندیم در حالی که کوله باری از زندگی نزیسته مون را با خود به دوش می کشیدیم . زندگی ای که در آن فاصله ی میان ما و آرزوهامون ، فقط رد شدن از ترس های کهنه ای هستند که سالها در زیر سایه شون ، در مرداب بلاتکلیفی و بی معنایی گیر کردیم . رویاهایی که هیچ وقت برای رسیدن بهشون تلاش نکردیم : شاید نوشتن کتابی که هیچ وقت تموم نشد ، یا ساختن فیلمی که حتی یک پلانش ضبط نشد و سناریوی آن در حافظه ی کارگردانش برای همیشه ، بایگانی شد و خاک گرفت و زندگی نزیسته ...
و چه سنگین است کوله بار این زندگی نزیسته ، وقتی روی دوش آدم سنگینی می کند و در نهایت ، آن سکانس بی نظیر پایانی ، آنجا که در لحظه ی آخر زندگی مان ، با کسی که می توانستیم باشیم ملاقات می کنیم و چه درد جانکاهی است ، این تقابل میان بودن و نبودن
آنجا که مثل ایلنای داستان می فهمیم دیگر فرصتی برای زیستن نیست و در حسرت زندگی نزیسته با چشمانی اشکبار و اندوهی بی پایان ، باید رخت سفر ببندیم 
و اما در این سوی صحنه ، حضار که به کاتارسیس( تخلیه هیجانی ) رسیده اند ، در می یابند که هنوز فرصت زیستن دارند ، چه پارادوکس زیبایی !
 شادی ، در پس اشک های حسرت ، بر لبانشان نقش می بندد که هنوز فرصت زیستن هست و هنوز می شود کوله بار حسرت ها را روی زمین گذاشت
و چه لذتی دارد ، جستن معنایی برای زندگی ...
و باز دوباره توی دلم قند آب می شود از اینکه روزی ادبیات و فلسفه خواندم که کمکم کرد ، اثار ژان پل سارتر را بخوانم ، مارتین هایدگر و نیچه بشناسم و روانشناسی که مرا به دنیای پرمعنای یالوم برد تا در نهایت دستم را به سمت  ویکتور فرانکل دراز کنم و به دنبال معنایی برای زیستن باشم .
و زندگی چیزی نیست جز معنایی برای زیستن و انسانی که در جستجوی معنای زندگی است
حالا تو در کامنت ها برایم بنویس : معنای زندگی تو چیست؟!

#روانشناسی_معناگرا #تئاتر #عمارت_چخوف #سایکودراما #روان_نمایشگری
47
back to up